امشب
بی دغدغه هر بود ونبود
بی خیال هر چه هست و نیست
بی خویشم کن از خویش
سرشارم از عشق
عاشقتر از پیش
عریانتر از
آینه ام ببین
امشب
آزادی نمی خواهم
اسیرم کن
به بند آغوشت
و به جرعه ای بوسه
مستم چنان کن
که فردای خمار
صد پیاله ی ناب
از خیال امشب
رهایی نتواندم