
اگر مهدی ، میان این همه هادی نمیآید به این ده کورهها ، عنوان آبادی نمیآید مسیر سمت آبادی پر از تلخه و آدور است و محصولی بجز خاری ازین وادی نمیآید بدون شک ز دشتی که درآن غمخانه میسازند صدای شور و سور و نغمهی شادی نمیآید دریغا قصر شیرین مرا دشمن تطاول کرد خبر از تیشه و اسکار فرهادی نمیآید ا...
ادامه مطلب
غرق نگاهی مست دل سپردم به آوایی که از بلندای شهوت به خاکستر وجود شعله میزد. رخت سفید تن با هلهله اش میرقصید. تمنای نیلگونش به دامان انگشترِ فیروزه ام دنیایم را دگرگون می کرد. اگر دل می داد... ستاره میچیدم برایش از عمق آسمان تا دریای عطوفت. نیامد... و من هنوز آینه ها را دق می دهم! #بهنازـــسمیعی_نژاد...
ادامه مطلب