غرق نگاهی مست
دل سپردم به آوایی که
از بلندای شهوت
به خاکستر وجود
شعله میزد.
رخت سفید تن با هلهله اش
میرقصید.
تمنای نیلگونش به دامان انگشترِ فیروزه ام دنیایم را
دگرگون می کرد.
اگر دل می داد...
ستاره میچیدم برایش
از عمق آسمان
تا دریای عطوفت.
نیامد...
و من هنوز
آینه ها را دق می دهم!
#بهنازـــسمیعی_نژاد