انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «جا مانده از یارانه» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، به همراه رونمایی از (نشسته در ته فنجان)

  • نیلوبلاگ

    درود دوستان فرهیخته، روز پنج شنبه، بیست و یکم اردیبهشت، ساعت هفده، مراسم دورهمی و شعرخوانی داریم همچنین، جشنِ امضاء و رونمایی از دومین مجموعه غزل جناب آقای مهدی حسینی (مسافر)، با عنوان "نشسته در ته فنجان" ، نیز برگزار خواهد شد دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، شهر آفتاب، سالن ناشران عمومی، سالن A3 ، راهروی هفت، غرفه انتشارات فصل پنجم به امید دیدار دوستان...

    ادامه مطلب
  • تقدیم به جان باختگان گرفتار در معدن زغال سنگ استان گرگان

  • نیلوبلاگ

    ■■■■■■ قره تکن نام یک آبادی ست از شمال رد که شدی از دل جنگل سرسبز وسیع ساعتی مانده به گنبد می رسی صاف به یک آبادی در دل دامن کوه و هوایی که در آن سخت نفس گیر شده درسرازیری تندی که فقط می توان دید به زور خانه ها سنگی و چسبیده بهم مردمانش همه از جنس...

    ادامه مطلب
  • غریبه جان! خودمانیم؛ دوستت دارم

  • نیلوبلاگ

    چقدر با غم چشمت مطابقت دارم منی که با شب غربت معاشرت دارم برایت ای گل تنها درین زمین سیاه ازآسمان طلبِ خیر و عافیت دارم من از یکایک این سایه ها هراسانم فقط کنار تو احساس امنیت دارم مزاحمت شده ام یا نه صادقانه بگو اگر چه تلخ ، غمی نیست ظرفیت دارم ! نگاه ناز تو دارد صریح میگوید که من برای تو خیلی اهمیت دارم ! میان این همه تنها ، تو را فقط دارم غریبه جان ! خودمانیم ؛ دوستت دارم ! #مهدی_حسینی ...

    ادامه مطلب
  • شعر پرواز

  • نیلوبلاگ

    پرواز چشم دارم به رخت مرغ خوش اواز ديده دارم به رهت تا تو بياي كه مرا ميكشد اين حسرت پرواز قلب افاق كه اغوش گشادست به من ; دوست دارم كه كنم باز پر و پر بكشم همچون باز و چنان تنگ بگيرم به بغل او را كه نكند هيچ كسي اين گره پر خم باز دست من گير و مرا ته مرداب كه مرا سخت گرفتست در اغوش رها كن خانه ويران كن و با همت خود خشت اميد در اين خانه بنا كن...

    ادامه مطلب
  • بیش از تو ، من عاشقترم

  • نیلوبلاگ

    بنشین تماشایت کنم،ای زهره ی تابان من محوِ نگاهت گشته ام،پلکی مزن جانان من پروانه ی بیدل منم ، شمع فروزانم تویی در آتشت سوزم همی،ای شعله ی رقصان من مستیّ عشقت مذهبم،وهمت نماز هر شبم نامت چو ذکری بر لبم،ای دین و هم ایمان من از رفتن و هجران مگو،عیشم چنین ناقص مکن امشب شرابی ده مرا از نوش لعلت،جان م...

    ادامه مطلب
  • «جن های بی انجام»

  • نیلوبلاگ

    «جن های بی انجام» و من دیدم که تو آرام ... خندیدی چرا آن طور ناهنگام خندیدی؟ بگو آیا میان حلقه های دود به وهم واضح احکام خندیدی؟ و یا با رؤیت یک خمره روح سرد به حال شوش یا ایلام خندیدی؟ و یا به اتحاد برج های گیج... برای کشتن اهرام خندیدی؟ و یا روی تراس خانه ی یک شعر به طعم کار یک دینام خندیدی؟ و...

    ادامه مطلب
  • کجایی؟ تا بگویم در کجا هستم

  • نیلوبلاگ

    از تو ممنونم که در این غار تنهائی چنان یک نقش دیواری سلامم کن ، سلامی گرم هر چند سرد و سوزانی ببین بی تو خراب و بی تب و تابم سلامم کن که شاید امشبی را باز من آرامتر خوابم از آن ترسم غرورت سرکشی سازد فراموشم کند در بحر تنهایی ولیکن باز می گویم که خوبی ، مهربانی، پیش من آیی... سلامم می کنی و ...

    ادامه مطلب
  • فرار باید از ...

  • نیلوبلاگ

    فریاد،چگونه از رخت دل بکنم ای کاش که در سینه دلم سنگ شود چون نقش زند یاد تو بر لوح خیال جانم نوسان کنان چو آونگ شود تا زلف پریشان تو را می بینم ناگاه میان عقل و دل جنگ شود ساقی قدحی ده که بنوشم سرمست شاید که علاج قلب دلتنگ شود یک کهنه شکاف ریز بین من و توست ترسم که همین،هزار فرسنگ شود ای وای از...

    ادامه مطلب
  • کجاست آن پرنده ی عشق

  • نیلوبلاگ

    کجاست آن پرنده ی عشق که بر شاخه سارهای قلب من فرود آید؟ و نگاهش از اشتیاق زلف هایم رو به پنجره خشک شود من همه گوش شوم و او همه صدا آوازی سر دهد که رد قدم های غم محو شود از جاده ی رفتن ها و هیچ نماند بجز آمدن ها و ماندن ها کجاست آن پرنده عشق که در نیمه شب پاییزی سکوت کوچه را بشکند عطر یاس را از اردیبهشت به امانت آورد و در رویای اهالی محل ماه خسته را قاب بگیرد کجاست آن پرنده ی عشق؟...

    ادامه مطلب
  • مرا تازه نگه دار!

  • نیلوبلاگ

    مرا تازه نگه دار در پستوی این روزها و سالها خبری از بهار نیست مگذار مهر حراج پائیزی بر پیشانی ام بوسه زند! مرا تازه نگه دار پیش از آنکه قلبم به ذرات خاک خوشآمد گوید! مرا تازه نکه دار تا این اسب وحشی نو زین با سرانگشت اتهام حاکمان درسیاه و سپید خانه های جبر شطرنج اسیر نشود! مرا تازه نگه دار! #مستانه دادگر(ماهور)...

    ادامه مطلب
  • بعد از خداحافظی ات

  • نیلوبلاگ

    بعد از خداحافظی ات تمام شخصیت هایی که درونم زندگی می کردند کفش هایشان را پوشیدند دستهایشان را در هوا تکان دادند و در انتهای پیچ خیابانی که به خانه ی تو می رسید غیبشان زد. همه ی آنها رفته اند و همه ی تو را اینجا رها کرده اند و من با همه این چیزها وقتی خودم را در آینه نگاه می کنم دلتنگ تو می شوم...

    ادامه مطلب
  • برای نوازش غزل گون دستانت

  • نیلوبلاگ

    برای نوازش غزل گون دستانت برای آنچه من نبودم و تو تاب آوردی که باشم که شدم برای نوازش خواهش برای عاشقانه دیگر برای تو تاب ندارد ...

    ادامه مطلب
  • جادوی غم

  • نیلوبلاگ

    دردلم حس غریبی ست که خشکانده مرا مثل جادوی غمی تلخ که رنجانده مرا دیده ام تار شد از ظلمت شب های دراز وحشتی بر دل وجانست که ترسانده مرا کو هوایی ،نفسی تازه که جان زنده شود زیر آوار بلا خیز که پوسانده مرا سیل تشویش که آتش زده ایام دلم بی خبر آمده چون زلزله لرزانده مرا این غم بی سرو پا با من بی چاره چه کرد!! دست خالی وسط معرکه گنجانده مرا دل نبستم به کسی تا که مرا یاد کند خبط کاری که چو آتشکده سوزانده مرا...

    ادامه مطلب
  • جای خالی احساس

  • نیلوبلاگ

    کشیده خط خیالت شکوه منظره ها را به دست اشک سپردی نگاه پنجره ها را بهار از دل و جان و ضمیر غنچه نرفته است، عجیب نیست تب تو گرفته شاعره ها را به حسرتی که نداری، به جای خالی احساس که سر بریده ام از نوتمام خاطره ها را شبیه ابر عقیمی دلم گرفت و نبارید، مگر که حضرت تقدیر وا کند گره ها را د...

    ادامه مطلب
  • ســاز نــاکـوک

  • نیلوبلاگ

    سازم از ناسازگاری های تو ناکوک شد رفتی و دنیای من چون استخوانی پوک شد تک تک زیبایی رخساره ات چون کوه زر با همان اول نظر در خاطرم مسکوک شد شاه عقلم در نبردی با گدای مست عشق با سپاهی بی شمار آمد ولی مفلوک شد در دل صحرای سرسبز و فراخ عاشقی یاد من در قلب تو چون کلبه ای متروک شد در غمت تردید و دلتنگی به جانم رخنه کرد این دل بی دغدغه بر هر کسی مشکوک شد ...

    ادامه مطلب
  • "نیاز"

  • نیلوبلاگ

    باید رویای با تو بودن را به باد بدهم، تا عطرت در آغوش باغ بپیچد و روی بازوان درختان خواب آلود زمستانی بوسه بکارد بهار که نو شود لبخند روی لبها جا خوش می کند و گرما به دل یخ زده ی دنیا سرک می کشد هرچند هرگز به تو نخواهم رسید؛ ولی دنیا را به لمس تو میرسانم، تا "تو" تنها نیاز من باشی آرزوی دست نیافتنی ام! ...

    ادامه مطلب
  • ازدواج!

  • نیلوبلاگ

    یک زمانی (این ریلیشن شیپ) بودُم مو با زری دیده رفتوم روز بعدش با یکی شکل پری توو دلت گفتی به مو مارمولکی کره خری! خاک عالم تو سرت ایشالله که ور بپری نیت مو ازدواجه ازدواجه ازدواج! باز اگه دیدی موره با دختری خیلی لوند مثل او شا...

    ادامه مطلب
  • خوش آن چوگان که یک هیچش ببازیم

  • نیلوبلاگ

    خوش آن چوگان که یک هیچش ببازیم اگر بر روی ماهش دست یازیم دو صد اسب و سوار و گوی چشمش دمی این سوی و گاه آن گوشه تازیم رقیبان جمله در کارش بماندند ندانستم که چونش رام سازیم دمی یک تن به غمزه می نوازد و باقی از نگاهش می گدازیم دم دیگر فریبد جملگی را فرو افتاده گویا در فرازیم ولی چون بازی چوب است و چوگان وُ را آخر به ضربی می نوازیم...

    ادامه مطلب
  • ازدواج اجباری دختران باکره برای اعدام

  • نیلوبلاگ

    درتاریکی مطلقَ بی ناموس ترین شبِ خورشید همان شبی که از پاک دامنی طنابِ داری آویختند وچهارپایه ای از بی شرافتی زیر پای ماه بود هزاران سال جهل صدو هفتاد و هفت ترس در مابود نام تو نفرین این قرن است آه سرد تو آتش دوزخ ما ما بزدلان احمقِ خاموش خاکتسرمن ننگ این نسل خواهد ماند تا دهر ای عروس سیاه پوش مارا هیچ وقت نبخش خدایا مارا نیامرز...!...

    ادامه مطلب
  • کی روم از یاد؟؟؟

  • نیلوبلاگ

    در این جهان خاموش خفته ام در باد خفته ام اینجا، کی روم از یاد؟؟؟ در این درازای کوچه ی ماتم ها در این غوغای کبوتران غمبار می دوم به این سو و آن سو کوچ می کنم به این خانه ی بیداد از خدا خبری نیست معجزه در حد نور شمعی است که هنوز از خاکستر دل من می سوزد به خدا گفتم رهایم کن گفت: هر آنکه را دوستش دارم چون کوه غم بر او روان دارم خسته ام از این دوستدارها خسته ام از این گرفتارها یک شب اینجا رفتگری می گذشت با ناله و سوز آهنگی می گداخت خواند: ای زمانه ی رسوا رسوا شدم خشک کردی و من دریا شدم دریای غم ها و تو هم ساحل تنها دریای خروشان خفته در این باران ماتم ها غم هرکجا رود باز جلد بام من است مست هم شود خانه خراب من است سرگشته این دل در این غبار پاییزی برگان سبز را خشکانده و می ریزی بر پای مردم...

    ادامه مطلب