کشیده خط خیالت شکوه منظره ها را
به دست اشک سپردی نگاه پنجره ها را
بهار از دل و جان و ضمیر غنچه نرفته است،
عجیب نیست تب تو گرفته شاعره ها را
به حسرتی که نداری، به جای خالی احساس
که سر بریده ام از نو تمام خاطره ها را
شبیه ابر عقیمی دلم گرفت و نبارید،
مگر که حضرت تقدیر وا کند گره ها را
درون قلب شکسته خدا حضور ندارد؟!
چرا دوباره به هم ریخت بند و تبصره ها را
سکوت اوج صدا بود و بغض همدل و همراه،
ببین که شوق شکسته ست قفل حنجره ها را
#هما_توکلی_پور
96.1.4
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
5 فروردين
1396 ساعت: 21:57