دل همچو موش ترسانیست
شب گذشت هرچه بود یا نبود هم با ان
وصبحی سخت روبرویم ایستاده تا به فردا برسم
تا به فردا برسم اخر چرا؟؟کدام فردا؟؟؟تکرار همین امروز آیا؟؟!!
دلم فصلی نو میخواهد جان زاهد
دلم خسته از اواز گنجشک ها دلم خسته از تکرار برای فردا ها دلم امید دارد به صدای رساییی همچو فرهاد همچو دوست اواز خوانم حیف که صدا ها نیز دیگر امید به خواندن ندارن
راست بگو
راست بگو
امید را چکسی از دلمان دزدید؟؟؟
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
4 تير
1395 ساعت: 14:15