من همانی که شدم خیره ی لبخندت باز
آنکه از دور حسد بر تو و دلبندت باز
می کند،هیچ دلی نزد کسی نسپارد
شب به کابوس شده اهلی و در بندت باز
عقل من درهمه جا سر به زمین اندازد
که ز شهری نتوان یافت همانندت باز
من گمانم در حساب عمری بسر بردم ولی
ناتوان مانده ی از حل برآیندت باز
همه شب شعر نخوانم که نبینم هرگز
بهتر از من شاعری زار،سرآیندت باز
#راهی
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
4 تير
1395 ساعت: 14:15