خرید بک لینک
آشفتگی

شعرم از قصد چنان موی تو آشفته و
دفتر پرخط، خط خطی از قصد و پر از واژه آویخته در حس تراویده از این ذهن که انباشته در جانک شعرم کمی از طعم کلامت که دل سوختهء شاعرکی را به تو وابسته ز پی میکشد و
قافیه در مسلک آمیخته با نبض پر از سکتهء این بحرطویل از قلم افتاده و
گم گشته و پیوسته در اندیشهء آنم که مبادا که خراشد دل و گوشی و کسی ناز حجابیده در این خط خطیه زشت خریدار نباشد
.
.
شعرم از قصد چنان موی تو آشفته و بی وزن و ردیف و
ورق از قصد کثیف و
پر احساس دلم، وای به من روی ورق حس شده کم کم کم و کم رنگ و خفیف و
سرکش و وحشی و گستاخ به دل شعرم و در صحنهء عریان ورق رام و پر از شرم و عفیف و
خسته ام خسته ام از دلهرهء ابجد اشعار برای تو مبادا که به روی آوری این وزن و عروض پر اشکال و ضعیف و
گذری ساده کنی از تن چون رود کلامم که چنان آب روان پاک و لطیف و
شعر من برگ گلی نازک و خوش رنگ و ظریف و
پر آشفتگی ام، وای مبادا که نوازد تن گلبرگ تورا نهر گل آلود حریف و
دلم آزرده شود

برچسب: آشفتگی جنسیتی,آشفتگی ذهنی,آشفتگی ذهن,آشفتگی های ترلس جوان,آشفتگی در فکر تاریخی,آشفتگی در سیالات,آشفتگی روانی,آشفتگی روحی,آشفتگی در خواب,آشفتگی خواب, نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 26 مرداد 1395 ساعت: 1:48

صفحه بندی