انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «نگاه مست شجریان» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

زمستان سخت

  • نیلوبلاگ

    خودت را گول نزن " مهدی " بهار رد پایش را محو می کند. برف ها که آب بشوند. زمستان سخت تری در راه است...

    ادامه مطلب
  • مستی

  • نیلوبلاگ

    من ز مستی عهدی بسته ام عهد را من ز عقلم بسته ام زین سبب نیست چون مست گشته ام مردی و مردانگی گم گشته ام ان که در مستی زند حرف خوشش ور در ان گه که اید هوش بر سرش جمله گفتار خودش انکار کند منکر قول و پیمانش کند او ندارد ذات در باطنش مستی و مستانگی شد باعثش دور شو از پیمانه ای مرد حساب گر کنندش پای مستیت حساب صادق عباسی...

    ادامه مطلب
  • ن چنان خوش است مستی٬تو اگر خمار باشی

  • نیلوبلاگ

    ن چنان خوش است مستی٬تو اگر خمار باشی چه خوشیست آنکه مست غم انتظار باشی؟ تو مرا عنایتی ده که اسارتی سرآید که من همچنان اسیرم٬ اگرم تو یار باشی صدهزار همچو مجنون بکشند جور لیلی منم و یکیست معشوق و تواش هزار باشی چه بگویم از تو ای دل٬چه عدالت از تو جویم؟ که تمام خلق شادند و تو برکنار باشی...

    ادامه مطلب
  • نگاه کردمت و عاشقانه آه کشیدم...

  • نیلوبلاگ

    . نگاه کردمت و عاشقانه آه کشیدم امان که هر چه کشیدم من از " نگاه " کشیدم ! به پای چشم سیاهت چه یوسفانه نشستم چقدر، آه درآغوشِ تنگِ چاه کشیدم چقدر خوار شدم تا تو را دوباره ببینم چقدر منّتِ شب را به عشقِ ماه کشیدم ! به عشق میوه ی ممنوعه ای که شخصِ تو باشد به پشتِ تا شده ام باری از گناه کشیدم مرا بکُش که تحمل ندارم این همه غم را نگو که بار غمت را به اشتباه کشیدم ! مرا به مرگ سپردی ، از این گلایه ندارم چه ها که موقع رفتن به قتلگاه کشیدم! #مهدی_حسینی #نشسته_در_ته_فنجان #انتشارات_فصل_پنجم...

    ادامه مطلب
  • تمامم مست

  • نیلوبلاگ

    بگذار زیر پوست خودم پائیز را پر پر کنم تا سر هر پیچ رگم برگی از یاد تو بیاویزم تا سرود دوست داشتنت را هر یاخته ام بهانه کند و تمامم مست شود و چشمانت را همیشه معتاد برگریزان شعرم کنم مستانه دادگر ماهور...

    ادامه مطلب
  • نگاه مست

  • نیلوبلاگ

    نگاهی کرده ای، دیوانه گشتم اسیرِ نرگسِ مستانه گشتم مرا جانم، نبوده طاقتِ درد به گردِ شمعِ تو پروانه گشتم ...

    ادامه مطلب
  • نگاه تو

  • نیلوبلاگ

    یک سو شرار دوزخ و یک سو نگاه تو من را چه بیم!؟ دام تو بود و گناه تو! مردم هزار بار در آتش نشانی ات آتش گرفته قلبم و امداد ، راه تو! تاریخ رفته از کفم امروز چندم است؟ معیار من تویی ، شده این《ماه》، ماه تو غم دست پر ، رسیده به مهمانی دلم یک دست داغ من و به یک دست ، آه تو! از《ناخودآگه》تو خطابم نمی کنند جز دعوتی به مقصد کشتارگاه تو "لنگا فرخی"...

    ادامه مطلب
  • برق نگاه

  • نیلوبلاگ

    هرگز نرود خاطرت از یاد دل ارام ان دم که شد از برق نگاهت دل من رام ان لحظه که در مردم چشمان تو دیدم تصویر خودم از من افسون شده در دام...

    ادامه مطلب
  • از زمستان نمی هراسم

  • نیلوبلاگ

    از زمستان نمی هراسم وقتی آغوش گرم تو با ریشه ام پیوند خونی دارد و گنجشک های بارانی بر شانه ام لانه...

    ادامه مطلب
  • هرزه نگاه

  • نیلوبلاگ

    آن هرزه نگاهی که مثل شهاب به رس بلور تو افتاد شهاب نبود نیزه بارانی بود به قلب من حال مشکل این است قلب نیزه خورده را با چه روی به تو دهم...

    ادامه مطلب
  • آیینه مستی

  • نیلوبلاگ

    پرسید زمن مستی این صفحه دوار است یا چشم من احول شد کین نقطه پرگار است گفتم که نه آن صفحه نه نقطه ببینم من آیدزهمان مستی ازدیده بیمار است گفتا که چنین شیبی از این ره پرپیچ است یا این که زحال من هموارنه همواراست گفتم که تو اهل دل اندازه نگه می دار مستی که زحد باشد هر سهل چه دشوار است گفتا بنگر دورم انگار که چشمانی من زیر نظر دارد یا گیجی افکار است گفتم که نظر بازی خود شیوه رندان است چشمان نظر کرده خودحاوی اسراراست گفتا که چه شد جانا چون گشته جهان ما در آیینه هم من نیست این آیینه ستاراست گفتم که جز آن مستی دیوانه شدی لابد این آیینه صورتگر خود فاشی رخسار است گفتا که جهان ما خود نقطه پرگار است با چشم دلت بنگر یک نقطه به دیوار است گفتا که بنه دستت بر دسته یکتایی بیرون زمن آیی گر آن لحظه دیدار ...

    ادامه مطلب
  • آن دم که چشمانت مرا بد مست می کرد

  • نیلوبلاگ

    آن دم که چشمانت مرا بد مست می کرد شیطان مرا در جرم خود هم دست می کرد گیسوی زردت لرزش این قلب سستم را چون تیر زهرآگین رها از شست می کرد وقتی که خندیدی،لب سرخ تو را دیدم من ناخود آگه پشت هر لبخند خندیدم اسحاق اگر با سیب سرخی جاذبه فهمید من از لبان سرخ تو این راز فهمیدم یاران به شوق وصل تو هر روز هفته اند مرغان به شوق وصل تو تا قاف رفته اند با یک دل سبز و رخ برف و لبی سرخی سبز و سپید و سرخ را از تو گرفته اند قوس قزح یعنی کمان ابروانت هفت آسمان یعنی دو چشم مهربانت کعبه تویی جایی که خالق در تجلی ست حاجی،طواف کردگان و عاشقانت زیبا رخی ماهی،خدا احسنت بر تو حالا بفهمیدم چرا احسنت بر تو ای دل چه خوش یاری گزیدی مرحبا احسنت همواره می گویم،دلا احسنت بر تو ع.ح...

    ادامه مطلب
  • نگاهی کوتاه به تاریخ ادبیات ترکی

  • نیلوبلاگ

    تاريخ وادبيات هرملتي نشان دهنده گذشته هر ملت براساس يافته ها اموخته ها وفرهنگ وتمدن ان ملت ميباشد. تاريخ وبيشتر از ان ادبيات كه مورد بحث ماست با تاثير از طبيعت محيطي كه انسانها درانجا زندگي ميكنند ونيز تك تك افراد نوع بشر است كه هميشه ودر همه حا ل باهم در ارتباط بوده اند سير تكاملي خود راطي ميكند وبه بالاترين نقطه شكوفاييش ميرسد. به گواه تاريخ در بين ملتهايي كه ازبدو پيدايش تاكنون باطبيعت ومحيط اطراف خود ونيز انسانهاي همجوار خود ارتباط گسترده اي داشته اندوتوانسته اند برانها اثر گذاشته واز انها تاثير پذيرند داراي تاريخ وتمدن قوي ونيز ادبيات وهنرپررونقي بوده اند. تركان نيز باتوجه به سكونتگاههاي اوليه شان كه در شرق دور ميباشد وداراي طبيعت بكر وعاري از هرنوع كدري وخموشي است وهميشه در جنب وجوش...

    ادامه مطلب
  • .::پناه آخر کبریت های مست شدم::.

  • نیلوبلاگ

    گرفت اسلحه را سمت آینه دستم گرفته دست خیالت دوباره دستم را یواش تخم خودم را بریده ام با کارد قبول میکنم اینبار هم شکستم را هزار مرتبه من را به دست من کُشتی منم که متّهمی پای قتل ها شده ام زباله های اتاقت چه خوب میدانند: جنین بی پدری توی سطل ها شده ام چقدر یک شکمِ سیر من زمین خوردم چقدر بغض، مرا روی میز شامم خورد نگاه کن جسدی نیمه جان که قلبم بود چگونه بانگِ اذان روی جرثقیلت مُرد! به قتل خاطره هایت نشسته ام در خود که خار مادرِ این زندگی یکی شده است تو نیستی مرضِ سیبری گرفته اتاق نگاه تلوزیون وااای... برفکی شده است دلم گرفته هوا هم گرفته باران هم... دهان پنجره سایلنت میشود تا صبح پناه آخرِ کبریت های مست شدم و زندگی که دو نخ کِنت میشود تاصبح درون جنگِ بدِ نامنظمت بانو: شبیه خانه ی یک شیعه ...

    ادامه مطلب
  • مست تو

  • نیلوبلاگ

    بازم داره رنگ می بازه نگاه من به چشم تو دلم داره عاشق میشه میره تو یک مسیره نو بذار بیان شقایقا عاشق بشن با دست تو کبوترا پر بگیرن زیر نگاه مست تو بیا بیا عزیز دل با من بخون ای اشنا تا وقتی که بهار میاد قسم به عشق نشیم جدا چتر رهایی رو ببین روی سر هر دوتامون وقتی که بارون میباره باز میشه روی سرمون قصه ی عشق شروع میشه به زیر این بارون ناب غزل میخاد پا بگیره میون قطره های آب تو رو قسم به عشقمون به هق هق و ترانه ها یه وقت نذاری و بری منو میون غصه ها مرهم این چشم ترم نگاه عاشق توعه این دل میخاد با تو باشه مست دقایق توعه تو کشتی نوحی و من محتاج خوبی توام نذار غصه غرقم کنه حالا که طوقی توام ...

    ادامه مطلب
  • راز نگاهت

  • نیلوبلاگ

    آيا نگاهمان به هم دروغ ميگفتند وقتى كه به هم دوخته شدند نفس بند آمد و زمان و مكان فراموش شد ... من در معنا كردن اين اتفاق ناتوانم براستى اين نگاه عشق را توصيف ميكرد يا تنهايى هنوز نميدانم و هنوز نميدانم اونروز لباست چه رنگى بود بانو ؛ اما هر زمان پلك هايم را ميبندم ، نگاهت تمام وجودم را در آغوش ميگيرد ......

    ادامه مطلب
  • نگاهی به پنج شخصیت منحصربهفرد سینما در سال 2015

  • نیلوبلاگ

    نگاهی به پنج شخصیت منحصربهفرد سینما در سال 2015 جیکوب ترمبلی در نقش جک (اتاق) "اتاق" به شکل مستقل هم یکی از تجربههای منحصربهفرد سینمایی سال بود. درزمانی که اکثر فیلمها ایدههای پرتکرار یا حداقل روایت شده را انتخاب میکنند و تمرکز خود را بر چگونگی نمایش آنها میگذارند "اتاق" تجربهای را به مخاطب خود عرضه کرد که حداقل در نیمهٔ اولش، هم در متن و هم در نحوهٔ اجرا نو و متفاوت بود. جک که در مرکز ایده پردازی فیلم قرارگرفته و تغییرات او تغییرات فیلم را رقمزدهاند این ویژگیِ تر و تازگی را تا حد زیادی از ایدهٔ درخشان فیلم کسب کرده است. موقعیتی که او تجربه میکند بخش قابلتوجهی از تأثیرگذاری شخصیتش را رقمزده و نحوهٔ برخورد او با این موقعیتِ کاملاً منحصربهفرد، تقریباً درهرحال برخوردی نو خواهد بود اما درک...

    ادامه مطلب
  • نگاهت

  • نیلوبلاگ

    طعم آن میوه ممنوع مگر داشت نگاهت از زمینی شدنم خوب خبر داشت نگاهت مردمک های یخ زده گرد من بسیار اما با دل زرتشت من باری شرر داشت نگاهت بر دیگری تابیده بودی روزگاری بی اثر در چون منی داشت اثر داشت نگاهت چون صنوبر راست قامت قد رعنای غرورم با غرورم راستی حکم تبر داشت نگاهت رفتی و نبردم پی به مقصود تو افسوس با همه تلخ زبانیت، شکر داشت نگاهت...

    ادامه مطلب
  • زمستون

  • نیلوبلاگ

    تو این برف و تو این سرما دلم شد بی قرار تو چه خوبه عاشقت بودن، چه خوبه انتظار تو بدون تا وقتی جون دارم می مونم عاشق چشمات بگو بازم دوسم داری، چقدر شیرینه اون حرفات ببین گرمای عشق تو، تو این سرما چه می چسبه ببین بوسه روی لبهات تو این برفا چه می چسبه فدای گرمی دستات، فدای تو همه جونم تو که گرمای دنیامی تو این فصل زمستونم ببین این آسمون بارید و من اینجا دلم تنگه می دونم که دوسم داری دلت با من هماهنگه بمون تا این نفس هست و بمون تا وقتی جون دارم بدون بی تو نمیتونم، بدون خیلی دوست دارم......

    ادامه مطلب
  • .::مرد زمستان::.

  • نیلوبلاگ

    فردا که دیر میشود الآن قدم بزن هی پابه پای مردِ زمستان قدم بزن با عشق دستهای خودترا به من بده با پای من درونِ خیابان قدم بزن از جان من فقط دو سه تا شعر مانده است شعری بخوان و با دو سه تا جان قدم بزن در چشمهام بمبِ نگاهت نشسته است با من دراین شرایطِ بحران قدم بزن این عشق را کنارِ منآرام و نم نمک با ریتم کُندِ نم نمِ باران قدم بزن از التماس موی زبانم سفید شد با من... تو را به حرمتِ قرآن قدم بزن!!...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    نگاه مستقیم در چشم | نگاه مستند | نگاه مست | نگاه مستقیم به خورشید | نگاه مست تو | نگاه مستقیم به چشم | نگاه مستانه | نگاه مستقیم | نگاه مست شجریان | مست نگاه همایون شجریان دانلود