فردا که دیر میشود الآن قدم بزن
هی پابه پای مردِ زمستان قدم بزن
با عشق دستهای خودترا به من بده
با پای من درونِ خیابان قدم بزن
از جان من فقط دو سه تا شعر مانده است
شعری بخوان و با دو سه تا جان قدم بزن
در چشمهام بمبِ نگاهت نشسته است
با من دراین شرایطِ بحران قدم بزن
این عشق را کنارِ منآرام و نم نمک
با ریتم کُندِ نم نمِ باران قدم بزن
از التماس موی زبانم سفید شد
با من... تو را به حرمتِ قرآن قدم بزن!!
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
30 بهمن
1394 ساعت: 14:16