انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «لحظات خوب عاشقی» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

حالم اصلا خوب نیست...

  • نیلوبلاگ

    یک نگاه مست داری جان من این خوب نیست؟ سر کشم جام نگاهت را ؟ بگو مشروب نیست؟ این همه "جانم فدایت "را به پایت ریختم مرده ام تا این رسیدن،عاشقی محبوب نیست؟ حسرتت دارم از اینرو، خاطرم آشفته است گرچه با تو بودنم هم،کمتر از آشوب نیست...

    ادامه مطلب
  • لحظه خوب

  • نیلوبلاگ

    مه با تو لحظوون خوبی امهه چکه خاشن که تا ابد به تومهه وقتی هستی کناروم بگین چه بی قراروم باتو خاشن تموم روزگاروم ادونی که دل مه چقد شوا با تو از حال وهوام گپ بزنوم بت بگم که توی اولین نگاه عاشقت بودم و عاشق امونم بنس حس کنوم تو هم عاشقومی بنو تا شک ا خودوم دور بکنوم بگه پابه پا همیشه با مهی بگه تا بساط عشق جور بکنم javad.barani...

    ادامه مطلب
  • خوب شد

  • نیلوبلاگ

    توی دهلیز ستبر سخت سنگ کوچه راهی است که فرش است ز الطاف خدا طاق نیلوفر آن سبز و رنگین و بنفش است بگمانم همان فردوس و بهشت است آبی کز چشمه چشمان زمین جوشان است اشک شوق است که آهسته و آرام جاریست شبنم و دختر یاس به همراه نسیم به هم خو کردند... آری اینجا قناری سخن عشق با خدا نغمه کند و چه خوش کوه هم آوازی و همراهی او انعکاس آب و اصوات خدا ........ و همه راز ، هویدا ....... به به، چه ساز و چه نوازش روحی است . خوب شد ........ کَس راه به اینجا نبرد تا که فرهاد خراشش بدهد خوب شد ره به دریا نداشت تا که سهراب بسازد قایق خرامان برود و جمعی از پی او که بسازند شهری خوب شد شهر نشد ...

    ادامه مطلب
  • قبله ی عاشقی

  • نیلوبلاگ

    از کوی تو تا خانه ی عشاق دراز است هرچند بسی دور ولی قبله ی راز است از اشک تو جارو شده مژگان و درخشید آن چشم سیه گون تو که چشمه ی ناز است سجاده به خم غوطه و از می شده رنگین که از سجده ی من تاقدمت روی نیاز است ,شرح شکن زلف خم اندر خم جانان کوته نتوان کرد که این قصه دراز است, ,,واله,,...

    ادامه مطلب
  • خواب های عاشقی

  • نیلوبلاگ

    رشته می شدند خواب های عاشقی که در سرمان بود اما بریدی با پنبه های نرم سر قصه هایمان را که نفهمم روزگار سیاه چشمانم روزگار غریب گریه هاست.....

    ادامه مطلب
  • قمار عاشقی

  • نیلوبلاگ

    تو رفتی و منی دگر در این جهان عیان شده منی که از عصاره نبود تو بیان شده نبودی و تمام لحظه های من تباه شد و بعد تو وجود من سکوت بی پناه شد اگر دل رمیده ات صدای ناله ای شنید بدان که درد دوری ات در انتهای شب دمید دلیل بودنم تویی دلیل رفتنت چه بود که در قمار عاشقی تمام هستی ام ربود اتاق خاطرات ما ستون این خرابه ام لگد زدم خراب شد به روی این جنازه ام جنازه ای که سرد شد بدون مهر آفتاب بزن روبان مشکی ات به روی عکس بی نقاب ع.سکوت ٣/١٠...

    ادامه مطلب
  • خوب گفتند چرا قامت ابرو کج شد روی هر چشم فقط سایه شمشیر افتاد

  • نیلوبلاگ

    سلام باز هم زلف گره خورد و دلی گیر افتاد شادمان باش که دیوانه به زنجیر افتاد تا که دربانی این خانه نصیبم کردند دیدن روی تو در حلقه تقدیر افتاد گفتم اثبات کنم جاذبه حسنت را جای سیب از لب بالائیت انجیر افتاد خوب گفتند چرا قامت ابرو کج شد روی هر چشم فقط سایه شمشیر افتاد به نوازشگری ات شک نتوان کرد ولی همه دیدند که یک مرد سرش زیر افتاد همزمان لب به لب خاطره ات میمیرم مرگ , سنگی است که در ساغر هر پیر افتاد نامه وصل فرود آمد...اما نامم .... ! دیدم از گوشه تورات غلط گیر افتاد...

    ادامه مطلب
  • عاشقی در زیر باران

  • نیلوبلاگ

    لحظه ها را با تو بودن زیر باران محشر است عاشقی در زیر باران حس و حالش بهتر است کوچه ها را یک به یک با هم تردد میکنیم حس ما نسبت به هم محکم تر از یک باور است مثل آتش میشوی تا من سلامت می کنم قلب من با هر جوابت تپه ای خاکستر است چون عروسی در اتاقم ،بی هوا رقصیده ای زندگی با این حرارت روزگاری خوشتر است حیف این شبها که با یک بوسه ات خوابم گرفت بوسه هایت مثل قرصی کاملا خواب آور است مثل ما در این حوالی یک نفر عاشق نشد عشق ما از روز اول یک نفس تا آخر است...

    ادامه مطلب
  • روزی که تقویم ایستاد و تقدیر از عاشقی شاعری آفرید .......

  • نیلوبلاگ

    چه دیروز و .. چه فرداو.. چه امروز.... اسیرم در غمت هر روز و هر روز... تو اون پرچینِ احساسی که دیوارش کنارِ دشت رویاهاست ... تو تو تصویری از آن آبی که در شعرِ خدا پیداست .. تو ازابیاتِ بارانی.. پر از عطرِ بهارانی به دور از غصه و نفرت.. خیال انگیز و آرامی.. صدای پای آن آبی که بر دشتِ لبم جاریست .. همان لبخند زیبایی.. که بر خوابِ دلم آویخت.. تو آن مهتابِ زیبایی.. که در شامِ شبم تنهاست... تو اینجایی که من هستم .. تو در یادی که نشکستم .. ملامت کرده ام خود را... به صدبارو هزاران بار.. که نامت را نگویم من نپرسم حال و احوالت ولی احوال ما این ست .. دلم از غم چه پر خون است نفس بی تو چه سنگین است .. ببین شعرم چه غمگین است بیا با من مدارا کن گه و گاهی من و ما کن .. سرای بیکسان اینجاست .. بیا کس ب...

    ادامه مطلب
  • مردن ب سبک عاشقی

  • نیلوبلاگ

    درد دارد زندگی وقتی که تنها میشوی تا به خود آیی قبیله رفته برجا میشوی درد دارد آنکه چون جان گران میدیدیَش میرود با خاطراتش غرقِ رویا میشوی هرکه را دیدی ز مهر و حسن او حرفی زدی بعد او سرخورده و مجنونِ شیدا میشوی قصه ی عشقت نمی افتد ز گوش مردمان نُقلِ هر محفل برای این و آنها میشوی سخت شاید کندن کوهی نباشد بهر او سخت آن باشد که بی او کوه غمها میشوی زندگی شاید همین مردن ب سبک عاشقیست زدگی جاریست،تو با عشق زیبا میشوی...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    لحظه خوب | لحظات خوب | لحظات خوب زندگی | لحظه های خوب | لحظه های خوب زندگی | لحظه های خوب باهم بودن | لحظه های خوب با تو بودن | یک لحظه خوبی | لحظات خوب عاشقی | لحظه های خوب با تو