تو رفتی و منی دگر در این جهان عیان شده
منی که از عصاره نبود تو بیان شده
نبودی و تمام لحظه های من تباه شد
و بعد تو وجود من سکوت بی پناه شد
اگر دل رمیده ات صدای ناله ای شنید
بدان که درد دوری ات در انتهای شب دمید
دلیل بودنم تویی دلیل رفتنت چه بود
که در قمار عاشقی تمام هستی ام ربود
اتاق خاطرات ما ستون این خرابه ام
لگد زدم خراب شد به روی این جنازه ام
جنازه ای که سرد شد بدون مهر آفتاب
بزن روبان مشکی ات به روی عکس بی نقاب
ع.سکوت ٣/١٠
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
15 خرداد
1395 ساعت: 7:34