
یک نگاه مست داری جان من این خوب نیست؟ سر کشم جام نگاهت را ؟ بگو مشروب نیست؟ این همه "جانم فدایت "را به پایت ریختم مرده ام تا این رسیدن،عاشقی محبوب نیست؟ حسرتت دارم از اینرو، خاطرم آشفته است گرچه با تو بودنم هم،کمتر از آشوب نیست...
ادامه مطلب
مه با تو لحظوون خوبی امهه چکه خاشن که تا ابد به تومهه وقتی هستی کناروم بگین چه بی قراروم باتو خاشن تموم روزگاروم ادونی که دل مه چقد شوا با تو از حال وهوام گپ بزنوم بت بگم که توی اولین نگاه عاشقت بودم و عاشق امونم بنس حس کنوم تو هم عاشقومی بنو تا شک ا خودوم دور بکنوم بگه پابه پا همیشه با مهی بگه تا بساط عشق جور بکنم javad.barani...
ادامه مطلب
توی دهلیز ستبر سخت سنگ کوچه راهی است که فرش است ز الطاف خدا طاق نیلوفر آن سبز و رنگین و بنفش است بگمانم همان فردوس و بهشت است آبی کز چشمه چشمان زمین جوشان است اشک شوق است که آهسته و آرام جاریست شبنم و دختر یاس به همراه نسیم به هم خو کردند... آری اینجا قناری سخن عشق با خدا نغمه کند و چه خوش کوه هم آوازی و همراهی او انعکاس آب و اصوات خدا ........ و همه راز ، هویدا ....... به به، چه ساز و چه نوازش روحی است . خوب شد ........ کَس راه به اینجا نبرد تا که فرهاد خراشش بدهد خوب شد ره به دریا نداشت تا که سهراب بسازد قایق خرامان برود و جمعی از پی او که بسازند شهری خوب شد شهر نشد ...
ادامه مطلب
سلام باز هم زلف گره خورد و دلی گیر افتاد شادمان باش که دیوانه به زنجیر افتاد تا که دربانی این خانه نصیبم کردند دیدن روی تو در حلقه تقدیر افتاد گفتم اثبات کنم جاذبه حسنت را جای سیب از لب بالائیت انجیر افتاد خوب گفتند چرا قامت ابرو کج شد روی هر چشم فقط سایه شمشیر افتاد به نوازشگری ات شک نتوان کرد ولی همه دیدند که یک مرد سرش زیر افتاد همزمان لب به لب خاطره ات میمیرم مرگ , سنگی است که در ساغر هر پیر افتاد نامه وصل فرود آمد...اما نامم .... ! دیدم از گوشه تورات غلط گیر افتاد...
ادامه مطلب