شهر باران دلم - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 11:02
شهر باران دلم فصل توهم پاییزی است ؟ رودهایت همه خشک شدند؟ آسمانت رنگی است ؟ صبح هرروزت ؟ نسیم وعطر گلهایت کجاست ؟ نیمه شب ها نورشب تاب و مهتابت کو؟ درکوچه بازارت که حرف از نقد ونسیه شد؛ رونق آیا ازشهر و صفایت هدیه شد؟ ... ... در بغض طوفانی که گرفتارشدم؛ سوت وکورند همه باغ و گلزار دراین شهر دلم . شهر...
شاید کسی بیاید... - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 11:02
.... امثال ما نشستند در روی خود ببستند مجموع همت خود بر ورد و ناله بستند گفتند اندکی صبر شاید کسی بیاید هر دزد مالشان برد هر رند نانشان خورد از فرط نکبت و فقر طفل و عیالشان مرد گفتند قسمت این بود! شاید کسی بیاید چندین و چند بگذشت دوران هم اینچنین گشت جز تلخی و مرارت بر کام خلق نگذشت گفتند چاره ای نی...
باب اول حکایت 23 - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 11:02
یکی از بندگان عمرو لیث گریخته بود. کسان در عقبش برفتند و باز آوردند. وزیر را با وی غرضی بود و اشارت به کشتن فرمود تا دگر بندگان چنین فعل روا ندارند. بنده پیشه عمرو سر بر زمین نهاد و گفت: هر چه رود بر سرم چون تو پسندی رواست بنده چه دعوی کند، حکم خداوند راست اما به موجب آنکه پرورده ی نعمت این خاندانم،...
آنجا بدن هیچ - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 11:02
من زیستم در کنار چشمهایی که گنجشکها را نمیدید و هر صبح صدای خرد شدن استخوانهای انسان را شنیدم - زیر قدمهای اجبار اسیری حس حسادت به پرواز کلاغهاست و خار بیابانها تأویل هر سکوتی آنجا فریادی غریبانه بود.
زلف را شانه نزن، شانه به رقص آمده است - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 11:02
«زلف را شانه نزن، شانه به رقص آمده است» در بیان نِگَهَت چانه به رقص آمده است هر زمانی که تو آیی به سراپرده ی من از قُدومت گل من، خانه به رقص آمده است پای در مجلس و مِی خانه اگر یار، نهی از شَعَف عاقل و دیوانه به رقص آمده است میبری سمت دهانت و به لب می زنی اش وین سعادت زده پیمانه به رقص آمده است مِی ...
طوفان - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 11:02
خسته نه ، اما خیلی سرحال هم.. پشت میزکار نشسته ایم،با سری بالا اما نه برای کار.. برای غوطه خوردن،دست و پا زدن در دریادریا تفکر.. هرحسی در دنیا همزادی دارد حتی اگر خاکسترش قرن ها خوابیده باشد،هر چندسال نماینده ای برای حاضری می فرستد.. برای فراموش نشدن... با بازی سایه های کوچه ،مغزم درتاریخ می دود.. ب...
شعری برای باد - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 11:02
نفس می کشد ریه های صبح در زیر شاخه ی خورشید در قامت نم خورده ی علف. رها بر دامن باد گیسوی سوخته ی سرو آبستن است خاک و زمستان کشیده دست در سایه ای لمیده بهار پر غبار و مست شعری برای باد یادی برای گندمکان تا هجوم سبز می چرخد این دیار
خدایا - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 11:02
خدایا بگو خودت مگر چه کردم؟؟؟دلت راپرغصه کردم؟؟ یا که گناهی کبیره؟ کفر گفتم؟؟ یا دروغی صغیره؟؟ خدایا تو بامن چه کردی؟؟ امر فرمودی به فردی در دلم خانه کند خانه ام را آواره کند در دلم غوغا کند مست ودیوانه کند گوشه گیرم بکند پست و حقیرم بکند سر به زیرم بکند شاه بودم فقیرم بکند در غم اسیرم بکند خدایا به...
دل که شود رام تو حاجت تعمید نیست - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 11:02
سینه ی بی تاب مرا غرق نیاز میکنی سوز و گداز میکنم نخوت وناز میکنی سوز صدای سرد من تو را رضا نمی کند هجوم یاد تو دمی ، مرا رها نمی کند از تو فرار کرده ام ، به ناکجا رسیده ام در این هبوط مفتضح ، ببین چه ها کشیده ام غرور من یاد تو را گاه ز سینه می کند ولی شمیم شوق تو، باز جوانه می زند مرگ بدون اذن تو ب...
فرنوش - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 11:02
به چشمت چشم می دوزم گرفتارت شب و روزم چنان آتش زدی بر دل که چون خورشید می سوزم چو یادت می کنم هر دم ز هجرت مملو از دردم ندانستی که از دوریت هر شب گریه می کردم بیا گر سرد و غمگینی که در آغوش بنشینی که در آیینه ی اشکم رخ زیبای خود بینی ز لبخندت چنان شادم که از هر غصه آزادم وز آن لبخند شیرین تو تا یک ع...
بگو من کافرم یا عشق؟؟؟ - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 11:02
بگو من کافرم یا.......عشق؟؟!! بگو ای آنکه می دانی کسی جز تو... در این پرچین نمی داند!!! صدای پچ پچِ گلها شقایق ها چکاوکها به گوشم از چه می خوانند؟؟ بگو در باغِ همسایه در آن سوی حصارِ مهربانِ باغ لبِ مردی چروکیده واز هرمِ نفسهای زنی انگار... شبا هنگام خیالش بی وضو در خواب قنوتِ بوسه دزدیده بگو در خاک...
برای مرد شدن....(به مناسبت روز مرد).. - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 11:02
***جانیم منیم یاریم منیم سن آی گول*** - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 0:47
من یازارام سنه آی گول باخ سوزه وورولمیشام سنین تک آلا گوزه گل اوتوراق جیران یاریم اوز اوزه جانیم منیم نازیم منیم سن آی گول گوزلریم آغلیئیب اولوبدور شاکی یوخدور واللاه سنسیز منیم بیر ناجی سنیله اولورام وارلیغا راضی جانیم منیم یاریم منیم سن آی گول اوچان قوشلار خبر وئرون نیگارا چیخ میشام یولا تز گل سین...
روز مـــــرد - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 0:47
تمـــــام پـــــول هایـــــش را جمـــــع کـــــرد و در روز مــــــــــرد بـــــرای مـــــادرش جـــــوراب خریـــــد...
اصرار - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 0:47
من بودم و کابوس تلخ هر شبم بی تو ای وای های مفت پوچ بر لبم بی تو دارو هم درد مرا درمان نخواهد کرد پایین نمی آید عمیق این تبم بی تو *** من بی تو از عمق وجودم پاک خواهم شد کافر به دین و دختری بی باک خواهم شد من بی از دین و خدایم رو بگردانم با دست این تقدیر هم ناپاک خواهم شد *** ای کاش با درد و در این ...
***گمان*** - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 0:47
گونه هایم گدازه ی سرخی است آتش وار! و تو گمان می بری حرارت بوسه های به گور رفته است... می توانی، شعله ور ام کن... تا خنثی شود بغض هایم در جزر و مد نگاه ات نه آتشی بر چین چین دامنِ شکاکیت زنانگی ات...
*** من *** - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 0:47
نای نفس ندارد این جفت - پای صاحب مرده ام من رخت می بندم و بخت می بازم......
یادمان باشد - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 0:47
گوشها به نشخوارِ "دوستت دارم" عادت ... ، گرسنگی کرشان می کند .
گمشده - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 0:47
هرجاکه رفتم درپی ات،گفتنداینجابودورفت اوخودبه دنبال کسی،درفکررویابودورفت گفتنداوداردنشان،امانشان ازتونبود بی تاب وطاقت،ملتهب،چون موج دریابودورفت پربودازمی جام اوبشکست،اینجاباده را ناخورده می دیوانه وشنگول وشیدابودورفت گفتند،وه،دیرامدی،زیراکه پیش پای تو عاشق ترازمجنون غم،دنبال لیلابودورفت زان جمع مست...
نازنينا - تاریخ: 1395/2/3 ساعت: 0:47
نازنينا غصه مخور عشق من بيدي نيست كه از سوز سرماي زمستان بترسدوترسان باشد اما فقط بايد اميد با تو ماندن در ان زنده باشد

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر