خرید بک لینک
خدایا
بگو خودت
مگر چه کردم؟؟؟دلت راپرغصه کردم؟؟
یا که گناهی کبیره؟
کفر گفتم؟؟
یا دروغی صغیره؟؟
خدایا تو بامن چه کردی؟؟
امر فرمودی به فردی
در دلم خانه کند
خانه ام را آواره کند
در دلم غوغا کند
مست ودیوانه کند
گوشه گیرم بکند
پست و حقیرم بکند
سر به زیرم بکند
شاه بودم فقیرم بکند
در غم اسیرم بکند
خدایا
به بد کسی مرا سپرده ای
به عشق
که امر فرمودی به او
هرچه خواهی بکن با دل او
عشق بی رحم نه میگذارد بی گریه بخوابم
و نه آواز شادی بخوانم
عشق نه میگذارد که بمیرم
و نه میگذارد زنده بمانم
از گریه شده دیده تارم
خدایا بگوخودت
حالا دقیقاً کجاست یارم
نه ؛نه انگار که طاقت ندارم
انگاری که توان هم ندارم
خدایا می شود سر روی شانه هایش بگذارم
ای جان جهان جواب دارد این سؤالم؟؟؟
زیر این قوس کبود
وقتی گریه کردم او باکه بود؟؟شاد و مست ودیوانه بود؟؟
یا که غرق خنده بود؟؟؟
چه می دانم شایدم پر غضه بود
مثل من گریسته بود
ای روح هستی عذابی بد تر از این عشق نبود؟؟؟
سهمم از عالم فقط غصه بود؟؟
بگو چه کردم؟چرا یارم به ماه می ماند
که دست نیافتنی ایست
که مرا جان زندگی ایست
او به ما می ماند
که از دور میدرخشد
که روح می بخشد
چه خوب باشد یا بد برایم ستودنی ایست
ماه من نادیدنی ایست
نه میشود صدایش را شنید
و نه می شود با او زیر باران قدم زد
و نه عطر پیراهنش را بوئید
و نه او را بوسید
او به ماه می ماند
فقط و فقط و فقط
ماآآآآآآ ه ه ه ه
من این شعرو برای کسی نوشتم که خیلی دوسش دارم اما نمی تونم بهش برسم
میدونم که اشکالات کارم خیلی زیاده از شما خواهش میکنم کمکم کنید تا شعر های بهتری بنویسم

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 3 ارديبهشت 1395 ساعت: 11:02

صفحه بندی