خرید بک لینک
سینه ی بی تاب مرا غرق نیاز میکنی
سوز و گداز میکنم نخوت وناز میکنی

سوز صدای سرد من تو را رضا نمی کند
هجوم یاد تو دمی ، مرا رها نمی کند

از تو فرار کرده ام ، به ناکجا رسیده ام
در این هبوط مفتضح ، ببین چه ها کشیده ام

غرور من یاد تو را گاه ز سینه می کند
ولی شمیم شوق تو، باز جوانه می زند

مرگ بدون اذن تو به من بها نمی دهد
شراب هم جواب این شکنجه را نمی دهد

مسیر سبز زندگی از تو عبور می کند
حس قشنگ تازگی در تو ظهور می کند

بی تو بهشت آتش است، ملتهب و بیقرار
عشق تو هر دوزخی را بکند، گلعذار

هیچ کسی غیر تو، لایق تمجید نیست
دل که شود رام تو ، حاجت تعمید نیست

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 3 ارديبهشت 1395 ساعت: 11:02

صفحه بندی