چالوس،وعده گاه من و خاطراتمان - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
در این مکعبی که مرا حبس کرده و این حسرتی که روح مرا چنگ می زند... فکری مدام مثل خوره می خورد مرا فکری مدام توی سرم زنگ می زند فکری مدام مثل خوره…[هی!بلند شو] فکری مدام توی سرم…[وقت رفتن است] آخر بلند می شوم از جا و می روم در پیش روی من همه ی شهر٬روشن است با یاد چشمهای تَرَت گاز می دهم هی دنده پشت دن...
مادران من - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
من واژه هایم را می زایم اما آنها مادران منند
التماس دست هایش را کسی هرگز ندید - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
کودکی در حسرت ایام شاد کودکی روی شن ها با هزاران آرزو در خواب رفت التماس دست هایش را کسی هرگز ندید با دو چشمی منتظر بر آسمان در آب رفت پشت فنسی آهنین سرما به جانش رخنه کرد راستی این جنگ سوغات کدامین دست بود؟ سرپناهی نیست در بحبوحه ی بیداد و ظلم میزبان نا مهربان باشد نرو، رفتن چه سود؟ دفتر نقاشیت را ...
گم کرده راه - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
با آسمان خیره به راهم چه کرده ام با صد هزار مانع راهم چه کرده ام در این نگاه خسته نشان از امید نیست گم کرده راه را چه نشانی...؟ امید چیست؟ بازم دوباره روز درازی شروع شد چشمی که باز منتظر طلوع شد این وعده های شب و روز هم خیال تو این گونه قلب طلوعم غروب شد شب ها که گفته شد همه جا وقت خواهش است وقت دعا...
زیارت اشک - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
زیارت اشک دمی که دیده ی رنگین من طلایی شد دلم هوای تو کرد و به پا بلایی شد کنار پنجره ی دل، گرفته اذن دخول در انتظار، ... سرشکم؛ ... چه ماجرایی شد! پس از ادای زیارت، روان به سوی تو شد به تربتت نظر افکند و کربلایی شد ز قطره قطره ی دیده، حسینیه جوشد که « یا حسین » ز درونش، چه خوش نوایی شد به طاق آینه ...
سبز وخرم شده دشت ودمن از باد بهار - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
سبز وخرم شده دشت ودمن از باد بهار فصل روییدن گل گشته وگل گشتن خار آسمان پاک و زلال آفتابش خوش خلق اشک پیوسته ی ابر آب کرده دل بی باور سنگ چرخ آرام و روان می چرخد دور شادی وشراب است و غزل خوانی عشق نازنین "باده بیار" محفل سبز بهار فرصت گرد همایی شمیم است وصبا چه معطر شده تن پوش زمین! باز کن چشم شعف ر...
گندم گناه داشت - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
گندم گناه داشت تقصير سيب نيست حوا بهانه بود آدم نجيب نيست چاره نمانده جز تسليم پر به باد وقتي حواس گل، با عندليب نيست از گريه هاي من فهميده آسمان باران درين كوير ديگر غريب نيست تا غصه بر سرم باريده مو به مو اين برف بهمني چندان عجيب نيست درمان دردها پيدا نمي شود حتما خلوص در "ان من يجيب" نيست گفتم: "...
یاد تو - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
یاد تو را بر زبانم احساس می کنم و من آن را در تاریخچه ی ذهنم به ابد میسپارم شاید تاریخ نگهدارت باشد...
تمام من به جهنم! - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
دوباره بال گشودم به روی بام خودم عجیب نیست که افتاده ام به دام خودم به دست خاطره هایت مرور خواهم شد، نمی رسم به تو هم، در خیال خام خودم به روی قاب شکسته غبار فاصله هاست تو هستی و دل رسوا، به انضمام خودم میان همهمه ی این سکوت وهم آلود "نشسته ام به تماشای انهدام خودم" به جان من چه غمی ریختی، نمیدانی.....
دنبال تو میگردد - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
درمن شرری ،اکنون دنبال تومیگردد ای آنکه خیالاتم ؛درحال تو میگردد هرشب به سرابی من ؛دلتنگ ورها هستم این عشق وجدایی ها؛ امثال تومیگردد جان درشررم سوزد؛روحم به خیال افتد این درپی شمعی شد ؛آن فال تومیگردد تفسیرکن این دردم ....ای یار بلا گردان تعبیرکنی ؛این دل اقبال تومیگردد ای باوراحساسم، درصبح وصداقت ه...
مسابقه نقد و نظر نویسان برتر - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
مسابقه ی نقد و نظر نویسان برتر سلام و درود خدمت اعضای محترم انجمن شاعران جوان هنرمندان فرهیخته، شاعران ،نویسندگان و فعّالین گرانقدر انجمن بدینوسیله به اطلاع میرساند با توجه به رای هیئت محترم سرپرستان طرح فراخوان ویژه ی انجمن با هدف 1- شناسایی اعضای فعال 2-ایجاد تنوع در جریان روزمره ی سایت 3-تشویق اع...
غمگسارم باران - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
... اشكها تنها غمم رسوا يارم گريان مى شود . وقتى باران مى رود ...
درد - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
توو با چشای رنگی با درد داری میجنگی بدون ابرو بی مو برای ما قشنگی به این چیزا فک نکن درد و بلات توو جونم تا وقتی که من هستم کنار تو می مونم بدون خدا بزرگه همه چیز و میدونه دعا بکن خدا هم از توو چشات میخونه درد داری و می دونم درد و بلات و به جونم برای آرامشت منم دعا می خونم الهی که خوب بشی بیای کنار ...
دست - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
به دنبال نردبان عمود بر افق بیهوش دست در بند و بار بر دوش
***چه خوش بینیم ما یا ایهاالناس*** - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
چه خوش بینم که دارم برگه ی آس چه خوش بینی که داری چهره ی خاص چه خوش بینم شوی عاشق بَرین شخص که دارم می کنم جان نذر عباس چه خوش بینی که آید مرد خوش تیپ سواری با هزاران فوج و رقاص چه خوش بینم که نوشم باده ی ناب جوانی سر کنم با عشق و احساس چه خوش بینی شوی بانوی دربار که تاجی سر کنی از جنس الماس چه خوش ...
***قهوه تلخ** - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
سر می کشم تلخی های شیرین ات را . . . تو بمان.
شب هزار و یکم - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
شب هزار و یکم آسمان گریه میکند اما چشمهایت دروغ میگوید زیر بار امانتش خم شد گل سنگی که در تو می روید گل سنگی که خوب میداند قصه یه مرد و ابر و باران را مرد قصه تلو تلو میخورد در شب یک هزارم سارا بعد یک عمر عاشقی کردن دست دارا میان دستانش یک کبوتر به نام من ....اما سهم اهل زمین و مردانش زندگی با تو خو...
نگاهت - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
طعم آن میوه ممنوع مگر داشت نگاهت از زمینی شدنم خوب خبر داشت نگاهت مردمک های یخ زده گرد من بسیار اما با دل زرتشت من باری شرر داشت نگاهت بر دیگری تابیده بودی روزگاری بی اثر در چون منی داشت اثر داشت نگاهت چون صنوبر راست قامت قد رعنای غرورم با غرورم راستی حکم تبر داشت نگاهت رفتی و نبردم پی به مقصود تو ا...
جایگاه فرم در نقد ادبی، - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
جایگاه فرم در نقد ادبی (با نگاهی به شعر« خط خورشید» قیصر امین پور- ادبیات فارسی اول دبیرستان) جواد زارع (کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی) چکیده: اگر دوران نقد ادبی را به دو دوره سنتی(کلاسیک) و نو تقسیم نمائیم، ما در دوره جدید به سر میxadبریم. دوره ای که با نظریه شکل گرایان (فرمالیست ها) آغاز گردید ...
«...کلاغ ها...» - تاریخ: 1394/12/15 ساعت: 1:23
از یک جهان بریده ام اما درون من دلبستگی برای کسی که"نبود"بود ........... عاشق شدم،شبیه تو در یک نگاه...نه شاید ضرر کنم ولی یک اشتباه...نه .......... عاشق شدی و...عاشقتم مرد لعنتی من را بزرگ می کند این درد لعنتی هرروز رانده می شومت با فریب سرخ جایی رسیده ام که به دادم صلیب سرخ... مخروبه ای تو مثل نگا...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر