باران! تو كه از خودي!ه - تاریخ: 1394/12/28 ساعت: 12:13
باران! تو كه از خودي! دلم غم دارد اين بغض فقط تلنگري كم دارد عيدست ولي كسي نمي خندد باز از غصه نگاه غنچه هم نم دارد گل، سرخ نموده روي خود با سيلي پيداست چرا به چهره شبنم دارد! بايد كه بميري از خجالت اي مرد تا دختر گل فروش، مريم دارد امروز نسيم در به در مي پرسيد: "اين شهر چرا هميشه ماتم دارد؟"... ......
کاش راهی بود - تاریخ: 1394/12/28 ساعت: 8:40
درخفقانی از ناگفته ها درزمانه ی بودن یا نبودن گیر کرده ام گفته هایم تورا ناگفته هایم خودم را نابودخواهد کرد.... وتردید درراست و دروغ زندگی را ..... کاش راهی بود برای رفتن درتاریکی شب ...
*** مسافر*** - تاریخ: 1394/12/28 ساعت: 8:40
من مسافر می شوم اما کجا ؟ می سپاری جان به دل آیا شما ؟ می سپارم دست تقدیرم به تو رهنمایم می شوی هر دم خدا؟
ماه آسمانم"امام حسن(ع)" - تاریخ: 1394/12/28 ساعت: 8:40
ای کریم اهل آدم السلام علیک ای دومین امام عالم السلام علیک سبط پیمبری و نور عین علی ای ماه آسمانم السلام علیک
راز نگاهت - تاریخ: 1394/12/28 ساعت: 8:40
آيا نگاهمان به هم دروغ ميگفتند وقتى كه به هم دوخته شدند نفس بند آمد و زمان و مكان فراموش شد ... من در معنا كردن اين اتفاق ناتوانم براستى اين نگاه عشق را توصيف ميكرد يا تنهايى هنوز نميدانم و هنوز نميدانم اونروز لباست چه رنگى بود بانو ؛ اما هر زمان پلك هايم را ميبندم ، نگاهت تمام وجودم را در آغوش ميگي...
تنهایی - تاریخ: 1394/12/28 ساعت: 8:40
تنهایی من آن لحظه آغاز شد ، که چشمانت سقف دلم را آوار کرد . آن لحظه که کودکانه آرزوی خوشبختی داشتم. می دانستم که تپش قلب ; پریدن بی وقفه ی دلم ، نماد عشق است . میدانستم که لکنت زبانم و خاموشی واژگانم بیانگر، دوست داشتن واقعی ست . من می دانستم ،که تو را با تمام وجود میخواهم. و باور کوچکم هر روز با عا...
بهارِ من - 1395 - تاریخ: 1394/12/28 ساعت: 8:40
تقدیم به یگانه بهارِ زندگی ام برای روزهایی که نیستی یک لبخندِ سبز از جنسِ استقامتِ من. تو جاری می شوی و من با تو شاعر خواهم شد ... بهارِ من عرشِ منحوسِ یأس بر امیدِ نیمه جانِ من آوار شده است ... نگاه کن آنچه از من مانده سال ها شعر است و زمزمه یِ مکررِ نامِ تو ... در تمامیِ من هنوز چیزی شبیهِ تو سبز ...
"فتوکلیپ چهارمین دوره ی جشنواره ی انجمن شاعران جوان" - تاریخ: 1394/12/28 ساعت: 8:40
خب دوستان در آخرین روزهای سال تصمیم گرفتیم خاطره ی زیبای جشنواره رو با شما عزیزان به اشتراک بگزاریم با حال و هوای شاد و نوروزی برای شروعی تازه و دوباره در سال جدید و پیش رو. تا تجدید خاطره کنیم با اونائی که با یه دنیا مهر همراهمون بودن عزیزان دل بدونید که شاد بودیم از کنار هم بودنمون و خیلی چسبید ای...
کتاب کوله بار تنهایی - تاریخ: 1394/12/27 ساعت: 21:45
به نام خدا با عرض سلام خدمت دوستان شاعر بنده ی حقیر هم خاستم کتابه به چاپ رسیده ی خودم رو برای شما معرفی کنم... کتاب کوله بار تنهایی تازه به چاپ رسیده و حاصل شعر های من از زمان 12 سالگی تا 18 سالگی هستش....البته شعرهای کتاب در دو سه سال تموم شد ولی دیر ب چاپ کتاب اقدام کردم ... این کتاب هنوز در جشنو...
نگاهی به پنج شخصیت منحصربهفرد سینما در سال 2015 - تاریخ: 1394/12/27 ساعت: 21:45
نگاهی به پنج شخصیت منحصربهفرد سینما در سال 2015 جیکوب ترمبلی در نقش جک (اتاق) "اتاق" به شکل مستقل هم یکی از تجربههای منحصربهفرد سینمایی سال بود. درزمانی که اکثر فیلمها ایدههای پرتکرار یا حداقل روایت شده را انتخاب میکنند و تمرکز خود را بر چگونگی نمایش آنها میگذارند "اتاق" تجربهای را به مخاطب خود عرضه...
باب اول حکایت 20 - تاریخ: 1394/12/27 ساعت: 21:45
غافلی را شنیدم که خانه رعیت خراب کردی تا خزانه سلطان آباد کند بی خبر از قول حکیمان که گفتهاند هر که خدای را عزّوجلّ بیازارد تا دل خلقی به دست آرد خداوند تعالی همان خلق را برو گمارد تا دمار از روزگارش بر آرد آتش سوزان نکند با سپند آنچه کند دود دل دردمند به زبان ساده ومرسوم : کسی که آگاهی اش کم بود، ر...
زندگی جز این نیست... - تاریخ: 1394/12/26 ساعت: 8:23
چه دردیست! از بلندایی که پر از تاریکیست به وسعت ژرف اندیشه و تب و تاب پویشی سرشار از درد نگریست. وقتی همه ی راهها غربت را داد می زنند... همین که محتاج تلنگر سر انگشتهای آسمان شوی،کافیست. امابا دلی تکه پاره از اسارت که نمی شود، گریخت. باید ماند... و در افقی رو به شفق تا تلالو ستاره ی شانس در دستان آس...
اخبار ماه آخر سال - تاریخ: 1394/12/24 ساعت: 12:29
بنام هنر آفرین سلام ،وقت بخیر اخبار تازه از انجمن و سیستم مدیریتی (اسفندماه۱۳۹۴) بدینوسیله به اطلاع میرساند طی توافق هیئت سرپرستان و مدیران محترم بخش کلاسیک مدیران فعال و کار آمدی به سیستم مدیریتی انجمن پیوستند و به این ترتیب برای بخش کلاسیک جناب مسعود ریاضی و جناب احسان صادقی به ترتیب در امور آموزش...
شعر چیست - تاریخ: 1394/12/23 ساعت: 16:19
شعر چيست؟ شعر، در لغت به معني دانش و فهم و ادراك است كه چامه، سرود، سخن و چكامه نيز خوانده شده است و در تعريف آن گفته اند كه: كلامي است موزون و مقفي كه داراي معني باشد، و اين تعريف شعر است. از روزي كه انسان شعر را شناخته است ، آن را ملازم وزن يافته و آهنگ و وزن شعر، او را مسحور و مفتون خويش ساخته اس...
نگهبان - تاریخ: 1394/12/22 ساعت: 18:35
سالهایم را نگهبان «فردا» بوده ام آمدی کلید بیاور... #بهناز
جالب ترین مراسم نوروزی درشهرهای ایران - تاریخ: 1394/12/22 ساعت: 18:35
جالب ترین آداب و رسوم نوروزی ایرانی ها جشن نوروز، بلند مرتبه ترین جشن ایران زمین است. شاید کم و بیش برای همه مان آشنا باشند. اما می دانید همه ی ما ایرانی ها نوروز را به یک صورت جشن نمی گیریم؟ سایت نیکو - خاطره فرامرزی: جشن نوروز، بلند مرتبه ترین جشن ایران زمین است. شاید کم و بیش برای همه مان آشنا با...
جالبترین مراسم نوروزی درشهرهای ایران - تاریخ: 1394/12/22 ساعت: 18:35
جالب ترین آداب و رسوم نوروزی ایرانی ها جشن نوروز، بلند مرتبه ترین جشن ایران زمین است. شاید کم و بیش برای همه مان آشنا باشند. اما می دانید همه ی ما ایرانی ها نوروز را به یک صورت جشن نمی گیریم؟ سایت نیکو - خاطره فرامرزی: جشن نوروز، بلند مرتبه ترین جشن ایران زمین است. شاید کم و بیش برای همه مان آشنا با...
تقصير كسي نيست - تاریخ: 1394/12/22 ساعت: 0:32
اندوه، فراوان شده! تقصير كسي نيست ناموس كه ارزان شده تقصير كسي نيست مستيم و به پيمان شكنان ربط ندارد پيمانه كه ليوان شده تقصير كسي نيست با غنچه نپيچيد اگر چهره نپوشاند او تازه مسلمان شده تقصير كسي نيست يك قافيه "سوغاتي قم" دارم اگر باز با روح تو "سوهان" شده تقصير كسي نيست ديريست كه انگشتر و شمشير به...
تسخير دل - تاریخ: 1394/12/22 ساعت: 0:32
از چشم من افتاده، یا اشکِ جفا یا تو پنهان شده ای گویا، پشتِ سرِ آن تاتو تسخیر دلت هرجا، ممکن نشود هرگز باید که بپیوندم، به لشکری از ناتو مستعمره ام گردی، تا پیش خودم باشی پیگیر هدف هستم، تا گیرم ازت آتو هرجای زمین باشد، مستعمره ای در دل هرجا که گذاری پا، این عشق دهد پرتو از شاخه ی هر جنگل، می بافم ا...
چتر باران باز است.... - تاریخ: 1394/12/22 ساعت: 0:32
دیشب از پشت حریر تپش پنجره مان کودکی را دیدم روی دیوار زمین تیله بازی می کرد زیرلب چیزهایی می گفت شعر باران می خواند زنی از بالکن خانه ی خود رخت غم می آویخت پدرم؛ شعر حافظ می خواند: "نشان اهل خدا؛عاشقی است با خود دار" و من از حاشیه ی میز به اعماق زمین می رفتم به زمانهای قدیم... چه خوش ایامی بود خانه...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر