به نام خدا
با عرض سلام خدمت دوستان شاعر
بنده ی حقیر هم خاستم کتابه به چاپ رسیده ی خودم رو برای شما معرفی کنم...
کتاب کوله بار تنهایی تازه به چاپ رسیده و حاصل شعر های من از زمان 12 سالگی تا 18 سالگی هستش....البته شعرهای کتاب در دو سه سال تموم شد ولی دیر ب چاپ کتاب اقدام کردم ...
این کتاب هنوز در جشنواره های ادبی برده نشده فعلا ...
این کتاب شامل 83 غزل عاشقانه و عارفانه ،چند شعر نو چند شعر رباعی چند شعر مثنوی و بیش از 20 شعر دوبیتی است که در 176 صفحه نوشته شده....شعر های کتاب هم در انجمن گذاشته شده برای معرفی بیشتر یکی از این شعرهارو برای شما دوستان میزارم...
[align=center]«دریاے جنون»
نه ؋ـقط امشب و ؋ـردا شب و شب هاے دگر بلڪه از ڪوے تو راهے نبرم جاے دگر
ناڪسے گر بزنے بوسه به جز بر لبِ من ناڪسم گر بزنم بوسه به لب هاے دگر
به دلم رنگ ندارد به خدا عشقِ ڪسے من نه آنم ڪه ڪنم جز تو تمناے دگر
من ڪه هر گوشه ے چشمم شده دریاے جنون نیست حسے ڪه نشینم لبِ دریاے دگر
بعد از آنے ڪه معماے دلم را یاـ؋ـتم نیست طاقت ڪه ڪنم حلِ معماے دگر
تو گَر از من بِرَمے یڪه و تنها مانم من گر از تو بِرَمَم،عاشقِ شیداے دگر
جز تو اے سروِ گُل اندامِ پریشان گیسو واے اگر چشم گُشایم به تماشاے دگر
بد نڪن اے همه اے خوب،ڪه از حرصِ دلم ڪُنَمَت ترڪ و ڪِشَم منتِ زیباے دگر
دست پرورده عشق است هویداے حزین مست از ساغرِ رندیست،نه میناے دگر
محمدرضا یعقوبے سورڪی«هویدا»
امیدوارم مورد استفاده ی دوستان قرار گرفته باشع
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: پنجشنبه
27 اسفند
1394 ساعت: 21:45