از چشم من افتاده، یا اشکِ جفا یا تو
پنهان شده ای گویا، پشتِ سرِ آن تاتو
تسخیر دلت هرجا، ممکن نشود هرگز
باید که بپیوندم، به لشکری از ناتو
مستعمره ام گردی، تا پیش خودم باشی
پیگیر هدف هستم، تا گیرم ازت آتو
هرجای زمین باشد، مستعمره ای در دل
هرجا که گذاری پا، این عشق دهد پرتو
از شاخه ی هر جنگل، می بافم از آن یک عشق
یک منظره ای زیبا، بر قامت تو مانتو
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
22 اسفند
1394 ساعت: 0:32