قدمی در ازای قدم - تاریخ: 1395/1/19 ساعت: 15:22
نگاه هایمان به هم گره خورده . چند قطره عرق روی پیشانیش رقص کنان به پایین سر می خورند . اخر چرا عرق شرم من روی پیشانی او نقش بسته است ؟ چشمانش از من گلایه دارند ، شاید هم کینه نمیدانم ! چشم هایی قهوه ای که سوخته اند . بعد از چند لحظه چشم ها لب به سخن می گشایند : قرارمان این نبود . تو قول داده بودی طع...
دلبر عیسی نفس - تاریخ: 1395/1/19 ساعت: 15:22
دلبر عیسی نفس خشکی روی لبهایم را از ترکهای روی آن حس میکردم،زبانم خشک شده بود نفس گرمم گلویم را می سوزاند. دستم را روی پیشانیم گذاشتم تا نور خورشید جلو نگاهم را نگیرد،جای خالی مار روی شنهای روان می ترساندم .سرم را که رو به آسمان بردم خورشید در وسط آسمان با حرارت می درخشید. قمقمه ی آبم را تکان دادم ص...
حکایت 22 از گلستان باب اول - تاریخ: 1395/1/19 ساعت: 15:22
یکی را از ملوک مرضی هایل بود که اعادت ذکر آن ناکردن اولی طایفه حکمای یونان متفق شدند که مرین درد را دوایی نیست مگر زهره آدمی به چندین صفت موصوف بفرمود طلب کردن دهقان پسری یافتند بر آن صورت که حکیمان گفته بودند، پدرش را و مادرش را بخواند و به نعمت بیکران خشنود گردانیدند و قاضی فتوی داد که خون یکی از ...
سید عماالدین نسیمی - تاریخ: 1395/1/19 ساعت: 15:22
تذکره نویسان نسیمی را اولین نماینده ی شعر سیاسی_فلسفی تاریخ ادبیات آذربایجان دانسته اند و حتی در این کار تا آنجا پیش رفته اند که گفته اند:"زبان نسیمی زبان مبارزه است"با این حال نباید فراموش کرد روح عرفان و آوای خوش " انالحق"در اشعار وی موج میزند.نسیمی در ادبیات ترکی غیر از سبک شاخص بنیانگذار سبکهای ...
بوستانچي و شاه عباس - تاریخ: 1395/1/19 ساعت: 15:22
بوستانچي و شاه عباس بير بوستانچي واریدي. بو بوستانچي كولفتيني قارپز،يئميشيله ساخلاردي. هر ايل قارپيز،يئيميش،خيار اكيردي،تاخيلا وئريب دولانيردي. بير ايل بوستانچي چوخ ياخشي بهره گتيردي. بوستانچي آروادينا دئدي: - بو ايل بوستانيميز چوخ ياخشي بهره گتيريب،قارپيزين لاپ ياخشيسيندان بير ائششك يوكو توتوب شيخ ...
لحظه لحظه با نمایشگاه کتاب... - تاریخ: 1395/1/16 ساعت: 23:49
لطفا دوستان از درجِ هر نوع کامنتی پرهیز کنند اگر خبری قابل درج هم دارند در خصوصی با بنده مطرح کنند... با سلام عرض ارادت خدمت همه ی عزیزان بخش چند رسانه ای با توجه مسئولیتی که درباره ی ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی بر عهده خویش میبیند اقدام به تاسیس این بخش به جهتِ معرفی تمامِ ابعاد و حواشی برگزاری ای...
بایاتی،رایج ترین و گسترده ترین ادبیات منظوم ترکی - تاریخ: 1395/1/15 ساعت: 0:24
بدون شک ادبیات ترکی خاصه ادبیات شفاهی آن ازغنی ترین و پربارترین ادبیاتهای شفاهی(فولکلوریک)جهان محسوب میشود،ادبیاتی که علی رغم بی مهری ها و خفقان اندیشه و بیان در دوران رژیم منحوس پهلوی و کم توجهی دوستان و... همچنان بعد از گذشت هزاران سال همچنان سرزنده و پویا و بانشاط بوده و هست و یکی از ارکان بوجودآ...
سؤز وار _ سؤز وار - تاریخ: 1395/1/15 ساعت: 0:24
*** سوز وار – سوز وار *** آتالار دئمیشدیر: اوو وار داغا میندیرهر اوودا وار داغدان اندیرهر. سؤز وار جانا ساری یاغ کیمی یاخیلار، سؤزده وار قیلینجدان پیس کَسَر. سؤزو یئرینده مقامیندا دئمهک لازیمدیر. سؤزده اوو کیمی بیر شئیدیر درهدن اؤتدو دای سنین کی دئییل، بیر قپیه، بیر قیرانا دیمز. دونیا گؤرموش آغ ساقق...
مثنوی می زنم امروز تو را.... - تاریخ: 1395/1/13 ساعت: 17:36
مردِ نیمایی شعرم مثنوی می زنم امروز تو را تو که از شعرِ نگاهم به غمِ عشق فقط میگذری آمدم چلچله ی باغِ تو باشم همه عمر گرچه از باغچه ی سبز دلم در سفری گفتم آرامشِ جانم همه ی روح و روانم!!؟؟ رفتی و ماند در این باغ فقط بی ثمری گفتم این واژه که در شعر من و دفتر توست لطفِ آنست...، نمودست به ما چون نظری آ...
خانه ی مشکین قبا - تاریخ: 1395/1/13 ساعت: 3:33
یا رب در این حس سپید ، دیگر دلی گمراه نیست اینجا سراسر رحمت است جایی برای آه نیست این روزها در شهر ما هرکس به سویی می رود آنجا پدر از غصه ی فرزند خود آگاه نیست اینجا همه نور است و خیر ، الحمدُ للهِ نه غیر هان یا محمد (ص) بر لبم جز بر تو صل الله نیست این روزها در شهر ما قارون پرستان کم نیند صف های حل...
"سنگ صبور" - تاریخ: 1395/1/13 ساعت: 3:33
دردم را شنید و دل اش آب شد سنگ! او هم سنگ صبورم نشد
جیغ - تاریخ: 1395/1/13 ساعت: 3:33
توضیح:باید عذرخواهی کنم از محضر دوستانی که قبلا این شعر را خوانده بودند. بعد از چند ماه غیبت خواستم با بازنشر این کار کمی جبران مافات کرده باشم. روی زخمم به غیر دست خودم هیچ دستی نمک نمی پاشد (تا توانی دلی به دست آور دل شکستن هنر نمی باشد ! ) خسته ام از هراس بیداری از جهانی که مردگی کردم ( تا توانی)...
یار - تاریخ: 1395/1/13 ساعت: 3:33
پریشان کننده احوال ما یار بود او بر سر این افسرده حال غم خوار بود این تلاش ها را سرانجام او بود این گسستنها یارا از این رو بود دوش دیدم در میکده تنها بود او بدین کار روزها و شبها بود مست و حیران دلدار بود او در خواب دلنواز بود یار او بر سر پیمان خویش سست بود او از این پیمان دائما به فکر رست بود وندر...
گل من - تاریخ: 1395/1/13 ساعت: 3:33
گل من با تو چه زیباست بهار دل من با تو به دنیاست دچار مستم از باده و در حسرت تو چشم من یعنی رسواری خمار
نوروز رسید و باد سرما بشکست - تاریخ: 1395/1/13 ساعت: 3:33
نوروز رسید و باد سرما بشکست امید و نشاط ، دیو غم را بشکست یکبار دگر با نفس ناز بهار نو گشت نظام و کهنه گی ها بشکست
"...و رفت " - تاریخ: 1395/1/13 ساعت: 3:33
یک نفر آمد و شوری به دل ما زد و رفت پرده ی خلوتِ این غمکده بالا زد و رفت* روی آرامش مرداب خیالم با کبر طرح برجسته ای از حسرت دریا زد و رفت به درختی که سرش گرم زمستان شده بود بی هوا پاره ای از آذر رویا زد و رفت چون که کم بود بلندای مرام و جنمش دست در دست جفا تکیه به حاشا زد و رفت عیب میدید در آئینه ی...
عشق زیبا - تاریخ: 1395/1/13 ساعت: 3:33
تا رخ نمـودی عشق مـا را تا بهشت برد آن سیب سرخی که مرا تا سرنوشت برد لب های من با بوســه های سرخ و آبدار گیلاس لب های تو را تا فصل کِشت برد لبخندهامان در حـــریم گــرم زندگـــی هوش از سر هــر عاشق زیبا سِرِشت برد حالا جهان تاریخ پیوست مــن و تــو را با خط سرخی از جنون آمـد نوشت برد وقتی تو معشوقی فق...
مگر می شود امسال نباشی؟! - تاریخ: 1395/1/13 ساعت: 3:33
هر چند که لبخند تو ناجور گران است! انصاف نباشد دل من را بخراشی هر سال تو را چشم به راهم که بیایی بر دیده ی من هر قدمی نور بپاشی "در حسرت دیدار تو آواره ترینم" این بار برایم چه دلیلی بتراشی؟ تو خامی و من سوخته دل...هیچ عجب نیست چشم همه دنبال تو، من فکر حواشی تو کلسیم خون منی، فسفر مغزم اینها شود از گ...
حیله گر قوجا - تاریخ: 1395/1/12 ساعت: 11:21
*** حیله گر قوجا *** دئییر: گونلرین بیر گونو شاه اسماعیل ختائی اؤز وزیر – وکیللریایله بیر کندین قیراغیندان کئچیرمیش، گؤرور بیر اوشاق یئره ییخیلیب، دورمایان بیر اوزون قولاغی (ائششگی) تومارلاییر و دئییر: ها باشینا دؤنوم، جئیران یئریشلی اولاغیم دور گؤرهک و ... آمما اوزون قولاق یئریندن ترپنمیرکی، ترپنمی...
میلاد فاطمه زهرا(س) و روز زن مبارک - تاریخ: 1395/1/11 ساعت: 14:16
زن زیبـاســت ... چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش در هم است... چه آن زمان که... خود را می آراید از پس همه خستگیهایش... چه آن زمان که فریاد می زند بر سرت و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را مبینی... چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده و دست بر پیشانی زده و لبخند می زند... زن زیباست.. آن زمانی که ...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر