عشق نه عین است و نه شین است و نه قاف.... - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 19:39
عشق... . . . ای که از دور به نزدیکیِ ما آمده ای قبلگاهیست نگاهت از چه اینجا به طواف آمده ای؟؟!! صاحبِ نقطه و سطر نفست بوی تنت لمسِ لبت بافته از حریرِ نرم در من آرام بگیر صحبت از عشق نکن عشق... نه عین است و.. نه شین است و.. نه قاف!!! اصلا او شکلِ کسی نیست!!! آمده غرقِ هزاران شعف اما؟؟!! رفتنش!! رفتنش...
**بهار عشق** - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 19:39
خوش آن دمی که یادت ، از فکر من گذر کرد گویی بهار عشقت ، در باغ دل ثمر کرد چون توسن نگاهت ، بر خاک دل نشیند با تار وپود جانم ، دردی چو محتضر کرد چون طفل بی پناهی ، گمگشته ام به راهت با چشم اشکباران ، بی مادرش سپر کرد آشفته زین هیاهو ،در کنج خلوت خود بازورق خیالت ، در بحر شب سفر کرد امشب بیا که تنگ اس...
بی مهران جهان - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 19:39
بگردی گر همه عالم نجویی دمی مهر و وفا از خوبرویی که اینان همچو گل های انارند پر از رنگ و دریغ از ذره بویی
خرمنِ شاعر - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 19:39
بویِ خرمنِ موهایت کز آنسویِ گندمزارِ شانه هایت می وزد کشاورزِ برباد رفته ات را دیوانه وار شاعر می کند ...
"جور کش" - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 19:39
خوب جور ما را می کشند پرنده ها! با آوازشان که سکوت را می شکنند
چقدر گمشده ی من به تو، شباهت داشت - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 19:39
قدیمها خود من با خودم صداقت داشت دلم به ساحت آیینگی ارادت داشت قدیمها دل آیینه کم ترک میخورد زمانه با دل عاشق سرِ رفاقت داشت قدیمها خودمانیم بوسه مرهم بود عسل چه بی غل و غش بود عسل اصالت داشت ! مرام اهل محل دوست داشتن بود و دلِ اهالی کوچه ، به مهر عادت داشت چقدر گفتن میخواهمت _ به نیت خیر _ به نازدخ...
*** نغمه *** - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
شاعیر گوزل سویلر غملی نغمه لر نغمه سی تاپمیر حالیمه کلمه لر توتوب گوزلرینی رد اولما جانیم حالیمی گور، عجب توتوب پلمه لر یانیر ائورکیم داها پارچالانیر باخ گوزومه باخ گور آخیر چشمه لر آخان چشمه نی کیم قورودار سن سیز سیل سئلیی قوی توتسون بیزی گزمه لر گزن گوشلار سویله سه داغا دردی داغدا یاتان گوزو اویان...
بهار جاودان - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
بهار جاودان اے بهارِ جاودان...زِ طلبم روے مگردان... به درختِ تنومندِ خویش بسپار...تا ڪه در شب هاے بے ڪسے تڪیه گاهیے بر دوشِ خسته ام باشد... به رودِ روان بسپار...ڪه یاسِ احساسم را به دوست رساند... به خنڪاے نسیم بسپار...وقتے یار، بندِ زلفے مے رهاند...چنانے وَزَد...تا بوے زلفِ یار مشامے را آرایش دهد......
*** آواره*** تقدیمی برای سوری ها - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
خدایا شد وطن ویرانه از جنگ خدایا شد جهانت بر پدر تنگ شدم آواره، سرگردانِ اِزمیر چطوری طی کنم با مادری لنگ
کوچه هایی که به مقصد نرسید - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
سالها رهرو راهی شده ام کوچه هایی که به مقصد نرسید کوچه یی بی خبر از خانه ی دوست کوچه یی تارتر از باور شب... قاصدک آمد و او هم خبر از دوست نداشت سحری پیک صبا سخن از جلوه ی او گفت و گذشت خرمن صبر مرا آتش زد هر دم از رهگذران می پرسم از کجا آمده اید؟ تا که از دوست نشانی جویم هر کسی قصه ی خود گفت ولی واق...
اتشکده - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
بغض راه گلویم بسته ست ،بگوچه کنم حرفهایم ناتمام مانده ست،بگو چه کنم به هر طرف سرک کشیده ام تمام راهها بسته ست ،بگو چه کنم دست به دامنت زده ام بی مکث انگار تمام دامنت اتشکده است، بگو چه کنم دستم به دامنت به داد دلم برس ببین دلم تا جنون رفته ست ،بگوچه کنم پرده زرخ برداز وبه من خیره بمان بنگر چشمان تیر...
بذار بباره بارون - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
بذار بباره بارون بغض غمو شکستم با قلبی عاشق اینبار بار سفر رو بستم بذار بباره بارون دلم گرفته بدجور کاش بدونی که قلبم واسه تو می زنه شور بذار برم ازینجا من که دلم رو باختم تو بازی زمونه من با همه چی ساختم قسمت نشد که اینبار دست تو رو بگیرم دارم میرم خدافظ ولی بدون ، اسیرم نشد بازم بخونم برای تو دیوو...
مانند زمین ضمیر نو باید کرد - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
مانند زمین ضمیر نو باید کرد تا سبز شود قلب خزان دیده و زرد کوتاست حیات ما همانند بهار مختومه کن این قصه ی پاییزی و سرد
مدعی عشق - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
مُدعے عشق بارے ڪه منِ غم زده بر دوش ڪشیدم/سوداے غمے بود ڪه در هجرِ تو دیدم زین مسیله حیران شدم،اندررُخَت اے دوست/آیا چه بدیدم ڪه پِیَت خسته دویدم؟ هیهات عجیب است ڪه با این همه دوری/چون اشڪِ نم از چشمِ نجیبت نچڪیدم در پیچ و خمِ جاده ے مردونگے اے یار/چندے بِرَمیدے ڪه به گَردَت نرسیدم؟ هر چند دگر دستِ ...
دیونه - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
از روزی که تو رادیدم پرید عقل از سرم نرو از پیشم نکن دربه درم که بی تو دیونم همه میگن زده به سرم اشک تو چشمم نمونده ازوقتی تورفتی ازپیشم گریه همونم نمیده از دنیا بریدم توهی که گفتی دنیا رو به تار موت نمیدم کجای که داره داره دنیا ب روم میخنده تار مو چی یه قطره خون ازم نمونده زدم قید دنیا رو گذاشتم تی...
دانای نادان - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
نادانان دانای دیروز فهمیدند که وجود داری و هرچند بت پرستیدند داناهای نادان امروز لیکن بر عدم وجود خالق کوشیدند
ساده . . . - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
آنقدر ساده ام . که حتی آینه هم دستم می اندازد . گاهی آنگونه که هستم نشانم می دهد . گاهی آنگونه که تو دوست داری . . . . . .
امید - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
ديريست که بيدارم و هر سال شکستم عمريست کنار گذر عمر نشستم باشد که ببينم همه را عاشق و بيدار تا چشم از اين خانه ي ويرانه نبستم
انتظار - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
این متن وصف حال مادری است که چشم به راه فرزندانش است قلبی که می تپد و با تپش هایش دلتنگی فرزندانش را فریاد می زند و چه آرام نشسته است و به آسمان خیره شده است نگاهی عمیق به افکارش در درون او چیزی می گذرد چیزی شبیه یک فیلم شبیه یک تآتر آری او به خاطراتش خیره شده است که هر لحظه از او دورتر می شود و او ...
چت - تاریخ: 1395/1/20 ساعت: 5:01
شعر من بیچاره شد از بس به رسوائی کشید واژه را در بیت ها با صد گرفتاری دوید جوششم از کوششی درهم نیامد دلنشین فصلهای درس را با لطف تک ماده پرید ناشرم می گفت باید چت کنی تا گُل کنی ناگهان تصویر ِ بیلاخی به یک شکلک رسید پشت ِ هم ابیات ِ ناجوری به هم پیوسته شد نیش ِ تشویق ِ مجازی فهم بهتر را گزید دست ِ آ...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر