یکی در این حوالی بود... - تاریخ: 1395/2/19 ساعت: 13:23
یکی بود و یکی شکلِ نبودن بود به جز پروردگارِ مهربانی، زیرِ سقفِ گنبدِ نیلی نبود آنکس که باید طرحی از انگیزه بر بومِ رکودِ جانِ من می ریخت نبود آنکس که دستانش ....................................کنارِ سبزهایِ رو به زردی ..........................................................................سُرخِ گ...
کتاب دده قورقود - تاریخ: 1395/2/19 ساعت: 13:23
در میان گنجینه پر بار ادبیات فولکلوریک آذربایجان داستان های دده قورقود به عنوان نمونه از داستان های حماسی- قهرمانی که ارزش تاریخی نیز دارد ، جایگاه ویژه ای به دست آورده است به طوری که سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو) سال 1999 را به نام داستان های دده قورقود ثبت کرده است. همچنین مدیر کل...
روز میلادم - تاریخ: 1395/2/19 ساعت: 13:23
به اردیبهشت آمدم سر قرار همیشگی،زمین یادت هست؟! آنروز که از شور رویش سرشار بودی و بسترت آبستن غنچه های نو... هر وقت نیامدم عطرم را در دل شکوفه ی سرخ جستجو کن و به خاطر بسپار پیکرم را به تو می سپارم،فصلش را نمی دانم اما قرارمان همین نزدیکی هاست... بهناز نوزدهم اردیبهشت۱۳۹۵
طوفان - تاریخ: 1395/2/18 ساعت: 15:39
این روزها بی تاب تر از آنم که تو در دلم نقشی زلال جست و جو کنی در حضور این تلاطم که در دنیا به پاست مگو یادت نیست عهدت که با طوفان من هم خو کنی از حمله باد و بارش رگبار دل به هر سو کوبیده شد در میان این همه دست نوازش کی تو در گیسو کنی پر شده جانم از حوادث، تناقض ها ، ضربه ها تاب آنم دیگر نباشد که دس...
حيدر كرار - تاریخ: 1395/2/18 ساعت: 15:39
شد جلوه ديدار شبى كعبه پندار امد ز سراپرده حق حيدر كرار از كعبه برون امد و جان داد به محراب از كيست چنين مبدا و معراج به اخبار او كيست كه فرياد زند بر سر ميزان هيهات بر اين مردم بر خويش ستمكار هم شافع مردم شود هم عارف بالله از مثل على خلق نگشتست بر اين دار او راكع و دستان به مناجات كه اين بار بخشد ب...
افسون - تاریخ: 1395/2/18 ساعت: 15:39
مى بارى و مى دانم اين خاك شود افسون از شور برقصاند صد دانه به خود مدفون بگشوده لبان خويش هر گل به مناجاتت سر ها به تماشا و از روى بتت مفتون صد شاخ به معراجت انگار بداند نيك او هر گره بسته بر شاخ كند گلگون عاشق به پريشانى چون موج شود غلطان در پيش بود ساحل اين رسم نشد مغبون اى كشته به خون دل از نو به ...
غزل خداحافظی - تاریخ: 1395/2/18 ساعت: 15:39
شب نیست جز ادامه ی یک بخت رو سیاه در امتداد شیشه ی دودی ترین نگاه سرشارم از بهانه ی خالی شدن ولی، دلگیر از تحمل یک بغض پا به ماه سهم تو از بهشت تنم سیب سرخ بود سهم من از جهنم آغوش تو گناه نبض حضور خاطره در من نمی زند خط می زنم تمام دلم را به اشتباه رفتم که عشق از من بیچاره بگذرد، برگشتم از مسیر خیال...
روزی زیبا - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 19:40
روزی را خواهم دید که در ها باز میشوند روزی را خواهم دید که ازاد شوم از قفس روزگار روزی را خواهم دید که از تاب دنیا پیاده میشم از بازی بی رحمانه ی دنیا فاصله میگیرم و روح خود را رهایی می بخشم در ان روز غنچه ها لبخند زنان باز می شوند سیاهی ها رنگ سفیدی به خود می گیرند ومن... و من مرغی میشوم که پس از ت...
برای تولدم - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 19:40
چه جبر دردناکی بود که تو درد کشیدی مادر تا من خودخواهانه پا به این جهان بگذارم به دنیایی که در پس دشت های شقایق و فضای عطر آلود یاس مارها و عقرب ها خفته اند... به دنیایی که تو را چون کبک مسحور زیبایی و رنگ ها میکند و از لبه ی پرتگاه ها عبور می دهد... دستم را بگیر مادر دختر بیست و هشت ساله ی امروز تو...
سرزمین لبخند... - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 19:40
جغرافیای لبخند... محدود به سرزمینِ کوچکیست اما؟؟!! همین سرزمین محدود حقیقتِ عشقیست گسترده تراز مرزها ی دوردستیست که لمسش چندان دور نیست... کمی عشق می خواهد و اندکی مهر و شاید جرعه ای شعر.... آنگاه ... حتی با یک لبخند هم می توان آرام نوشت .. ای آنکه به وسعت اشتیاقِ من مینگری دوستت دارم .. و دیگر هیچ ...
مردود... - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 19:40
مردود؟؟!!(برگرفته از رویدادی حقیقی) یادم هست پسرکی بود در روستای ما بسیار مستعد در درس خواندن من همیشه شاگرد دوم کلاس بودم در دو ثلث و شاگرد اول در ثلث آخر... و طبیعتا من قبول خرداد بودم و او قبول شهریور ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!! و این موضوع همیشه برای من و دیگران سوال کسی که در دوثلث معدلی بالا دارد چرا د...
سراب ... - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 19:40
جرعه ای آب، نداشت خالی از خستگی و حرف و سخن پی مهتاب میگشت پی نوری در اوج قطره ای از لبخند قاصدی از شهر محال ... بی سوال ، تنها بود یک سبد خاطره در کنج خیال قلمی بی جوهر افتاده ز دست دل او ،دریا بود ...
بولود قاراچورلو - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 14:48
بولود قاراچورلو در بهار سال 1305 در یک روز ابری و بارانی در شهر مراغه به دنیا آمد و به همین دلیل پدرش او را "بولود" که در زبان ترکی به معنی ابر می باشد، نامید. بولود تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مراغه و تبریز به پایان رساند و در سن 17 سالگی با تخلص "رازی" به سرودن شعر پرداخت. ولی مدتی بعد تخلص...
نمیدانم - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 14:48
پرسیدم گذشتگان تو کیستند؟ گفت: باکره ای که فرزند خدا را زاد تو چه؟ گفتم : در متون کهن نیاکانم در اعماق زمین انجا که نه نور بود و نه هوا در پی این دو راهی شدند در راهروهای تو در تو تا از سرزمین پاگاتی(وجود خارجی ندارد)سر در اوردند من از ان نسلم با تمدن و برتر. خندید نمیدانم !!!! حرف من عجیب بود ؟ یا ...
پوچ - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 14:48
در بازی گل یا پوچ پوچ افکارم شدم کودکانه فکر میکردم دست ها را صاف و ساده مثل خود پنداشتم من به دنبال گلی می گشتم پوچ پوچ خار گل را به دستم دادند خار گل ریشه به رگ هایم زد خار من تیغ به هر دستی زد من که تنها یک گلی می خواستم تا ابد خوار خار خوار خارم
راه آخر - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 14:48
کاش یک ستاره،دو ستاره،صد ستاره مثل تو کاش یک پری،دو پری،صد پری باز مثل تو مرغ تو یک پا و مرغ من همیشه جفت پا شرق،افکاری و من محو غروب رنگ ها هفت رنگ من کمانم تا ابد یکرنگ بود رنگ بی رنگی گرفته من کمانم،در نگاهت شرم بود باز هتریک می کنم عقل و دل و جان تو را باز گلباران می کنم دروازه قلب تو را باز آسم...
آرام جان - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 14:48
در میخانه ی حضورت کبکی میشوم که غم در برف آغوشت به مستی می دهد ... ... موی تابدارت اگر غارم نباشد بی تاب میشوم .
بی قانون - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 14:48
سیگار بدون سرب دود کن و جنگ بدون سلاح آرزوی مرگ یکباره کن و احساس پس از گناه روی هر قانون خط x نقاشی کن روی هر پازل تکه ای را گم کن شعر بدون وزن را با شاعرش گمنام کن
رقص - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 14:48
لب انگوريت شيراز باشد طنين خنده هايت ساز باشد براى من برقصی٬ تن شرابى! كمى هم دكمه هايت باز باشد #علیرضا_حاجب
آغوش کویر - تاریخ: 1395/2/17 ساعت: 14:48
سلام به همه ی دوستان حدود 7 ماه میشه که نیومدم! خیلی عوض شده اینجا! یه شعر میذارم امیدوارم خوشتون بیاد مثل آغوش کویری که به باران نرسید سوزِ این عشق تو در سینه به پایان نرسید ما به اندازه ی هم شیفته بودیم، ولی ... دردِ دوری به من و قلبِ تو یکسان نرسید حالِ من مثلِ خلیلی ست که در دوری تو ساده می سوزد...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر