خرید بک لینک
شد جلوه ديدار شبى كعبه پندار
امد ز سراپرده حق حيدر كرار

از كعبه برون امد و جان داد به محراب
از كيست چنين مبدا و معراج به اخبار

او كيست كه فرياد زند بر سر ميزان
هيهات بر اين مردم بر خويش ستمكار

هم شافع مردم شود هم عارف بالله
از مثل على خلق نگشتست بر اين دار

او راكع و دستان به مناجات كه اين بار
بخشد به گدا از كرمش در گرانبار

دروازه حسن است به باروى محمد
بر تن چو سر و در قبلش حافظ اسرار

چون سجده كند تير برارند ز پايش
او در طلب مرحمت از خالق غفار

دانى كه چه سان است براو مهر ولايت
زخمى كه شد از سيرى ايتام پديدار

شد جمله سماوات به اشوب و تعجب
او كيست كه در قعر چه و وصل به دلدار

گرديد شبم معتكف دوست كه شايد
برخيزد و شافع شودم در شب ديدار

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 18 ارديبهشت 1395 ساعت: 15:39

صفحه بندی