خرید بک لینک
سلام به همه ی دوستان
حدود 7 ماه میشه که نیومدم! خیلی عوض شده اینجا!
یه شعر میذارم
امیدوارم خوشتون بیاد




مثل آغوش کویری که به باران نرسید
سوزِ این عشق تو در سینه به پایان نرسید

ما به اندازه ی هم شیفته بودیم، ولی ...
دردِ دوری به من و قلبِ تو یکسان نرسید

حالِ من مثلِ خلیلی ست که در دوری تو
ساده می سوزد و آخر به گلستان نرسید

رفتنت سالِ جدیدی ست که در آخرِ آن
دستِ پر مهرِ بهاری به زمستان نرسید

فرقِ یعقوب و من این بود که در قصه ی من
یوسف گمشده ام رفت و به کنعان نرسید

عشقِ من فرضیه ای بود که در هیچ دلی
ساده ننشست و سرانجام به امکان نرسید


" مرصاد محمدپور "

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 17 ارديبهشت 1395 ساعت: 14:48

صفحه بندی