انجمن شاعران جوان
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 3:23
انجمن شاعران جوان قوانین انجمن: سرقت ادبی ممنوع هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد. از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید. به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر»
دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، به همراه رونمایی از (نشسته در ته فنجان)
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 14:41
درود دوستان فرهیخته، روز پنج شنبه، بیست و یکم اردیبهشت، ساعت هفده، مراسم دورهمی و شعرخوانی داریم همچنین، جشنِ امضاء و رونمایی از دومین مجموعه غزل جناب آقای مهدی حسینی (مسافر)، با عنوان "نشسته در ته فنجان" ، نیز برگزار خواهد شد دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، شهر آفتاب، سالن ناشران عمومی، سالن A3 ، راه...
تقدیم به جان باختگان گرفتار در معدن زغال سنگ استان گرگان
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 7:43
■■■■■■ قره تکن نام یک آبادی ست از شمال رد که شدی از دل جنگل سرسبز وسیع ساعتی مانده به گنبد می رسی صاف به یک آبادی در دل دامن کوه و هوایی که در آن سخت نفس گیر شده درسرازیری تندی که فقط می توان دید به زور خانه ها سنگی و چسبیده بهم مردمانش همه از جنس
تلخ
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 7:43
با گریه خالی می شوم از التماسی تلخ پُر می شوم از حجمِ سنگینِ هراسی تلخ روی نگاهت چشم می بندم، مبادا در منشورِ چشمانت ببینم انعکاسی تلخ می ترسم از احساسِ پاکم دور باشی، دور می ترسم از من رد شوی با اقتباسی تلخ من زخمیِ برداشتهای سطحیِ شهرم مجروحم از
دو "بی شباهت"
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 7:43
لحظه ای که طرحِ شوق در نگاهِ ما نشست لحظه ای که بی هوا تنیده شد به هم دو دست ساعتی که خورده شد بینِ قلبمان قَسَم لحظه ای که جمع شد حواسِ پَرتِمان به هم؛ ساعتی پُر از امید لحظه ای قشنگ بود بعد از آن برای زیستن کنارِ هم، ولی دل همیشه تنگ بود لحظه ای ق
دو راهی
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 22:42
بین دو راهی گیر کرده ام نمی دانم بمانم و با دوست داشتنت کنار بیایم یا بروم و فرسنگ ها دور تر از تو در آبادی دورافتاده ای کلبه ی چوبی متروکه ای پیدا کنم و هر شب عمیق تر عاشقت شوم
کوتاه در احوالات افتتاحیات
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 22:42
می شود هر چیزِ نو صد مرتبه هِی افتتاح افتتاحش می شود گَه لوس و گَه بس افتضاح در خبر آمد که نیروگاه با طرزی عجیب بارها دارد گشایش با دو صد مردِ نجیب اولین دورانِ خدمت می شود بارِ نخست هیچ طرحی بارِ اول بهره از کارش نجُست واپسین دورانِ خدمت طرح ها گ
سلطان عشق
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
( سلطان عشق ) ندهم دل به دو عالـم ، مستِ گلزارِ حسینـم عاشقـم عاشقِ رویش ، که گرفتـارِ حسینـم پـورِ حیـدر گـلِ زهـرا ، خامـسِ آلِ محمّــد سر و جانم به فدایش ، که بدهکـارِ حسینـم سیم و زَر اَفسرِشاهی ، گنجِ قارون نخواهم مـن خریـدارِ غُبـارِ ،
قصه غمنامه
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
اشک این قطره فلسفه وار بر سر بی کسی ام می بارد ودر امتداد مژه چشمانم بذری از خوشه الماس می کارد بین هر فاصله ریزش ان فصلی از قصه بیداد من است فصلی از غصه سنگین دلم غصه ام را می دانی قصه ام را می خوانی می دانم می دانی احتیاج دل مسکینم را که
نهنگ
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
من آن نهنگ مغرورم كه در سيكلي نافرجام هبه ي خودكشي در اقيانوس پوچ هستي را به صاحبش پس مي دهد
من آن ساحر شکست خورده ام
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
من آن ساحر شکست خورده ام که از تکه چوب اعجاز خدای تو اژدهای بد یمن تقویمش را در سیاه چاله ی زهدانش مدفون میکند! من آن کودک صحرا گرد عریانم که در نیل سراب آزادی زورق خیالش را از تشنگی سیراب کردند! من آن قوم همیشه سرگردانم در صحرایی که جز گوساله ای
تعبیر وارونه
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
ویک روز فهمیدم این برف لعنتی که دست از موهای سیاه من برنمی دارد تعبیر وارونه ایست از خواب شب های رنگین کمانی وشب هایی که با هزار قصه و نگاه گردن به نور ماه صبح نمیشود پایم را به مسیر تازه ای باز خواهد کرد که کسی آنجا نیست کسی نیست که نامم را یادم
زمستان سخت
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
خودت را گول نزن " مهدی " بهار رد پایش را محو می کند. برف ها که آب بشوند. زمستان سخت تری در راه است
شانههای خاکی
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
دل به دل راه ندارد ! اتوبان دارد ... وقتی دلها به هم نزدیک باشند میتوان تمام مسیر را فرش طلا کرد با شانههای افتادهی خاکی علی اسماعیلی ۷ اردیبهشت۹۶
به همین سادگی(آنکه گفت آری , آنکه گفت نه!)
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
"روز جهانی کارگر بر تمامی کارگران مبارک باد" منتشر شده در شماره ی چهل و سوم نشریه ی الکترونیکی عقربه "هیروشیما"ی خسته ام خونی ست زخمی از ابتذالِ باورتان روزهای سپیدمان تار است زیر یوغِ سیاه لشگرتان تاجران کثیف خونابه ! بو گرفته ست زخمِ بسترتان سبز
روز های تکراری
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
باید بدانی که این حس وصف ناپذیر تقریباً، نه اصلا تکرار نميشود تنها خواسته ات این است که دوباره برسد چه میگویم؟ منظور آن روزهاست کاش مثل این روزهایم که مدام تکراری اند آن روز ها ،تکرار می شدند حتی برای یک روز، تکرار می شدند آن روز های خوبه تکراری
غزلي كه دوبيتي شد
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
ز غم غمزه ي غزال غزلم معذبم كه ندمد به ني ناي بشكسته ز تبم كه ز نياز دل واله خبري بدهمش و دل دلبر بريده ز دلم بطلبم
رانده
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
مرا از تو بیرون کرده اند مرا که جز تو جایی نداشتم رویاهایم را قورت داده ام و اندیشه هایم را چال کرده ام به زودی تمام می شوم خیالم روی سطرهای شعرم می دود در شهر در خیابانها در کوچه ها می دود و هر بار خودم را در تنهایی اتاق پیدا می کنم.
مستی
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
من ز مستی عهدی بسته ام عهد را من ز عقلم بسته ام زین سبب نیست چون مست گشته ام مردی و مردانگی گم گشته ام ان که در مستی زند حرف خوشش ور در ان گه که اید هوش بر سرش جمله گفتار خودش انکار کند منکر قول و پیمانش کند او ندارد ذات در باطنش مستی و مستانگی شد باعثش دور شو از پیمانه ای مرد حساب گر کنندش پای مستی...
پریشان واژه
-
تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 14:37
نگاهت را به خورشیدی بدل کن وجودم را به آرامی بغل کن بیا منظومه ی زیبا ی هستی پریشانواژه هایم را غزل کن مکن تردید و پایان را میاندیش به نجوایی که دل گوید عمل کن مترس از راه ناهموار و باران زمین وآسمان را بی محل کن مخور هرگز فریب مکر ناکس ببین با چشم دل دفع حیل کن شنیدی کز بزرگان بخشش آید؟ مرا مصداق ا...