انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «لبخند زندگی» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

پازل زندگی

  • نیلوبلاگ

    فلسفه عجیبی دارد زندگی پازلش تکمیل شدنی نیست گویی: تکه آخرش را مرگ برداشته....

    ادامه مطلب
  • عصیانی به نام زندگی

  • نیلوبلاگ

    چه بی گناه افتادیم در عصیانی که نامش زندگیست هنوز شانه هایم معطر از بوسه های آدم من فرو افتادم در تاریخی که مردمانش برای عفتشان روزی هزار بار فرشته ای را در خود میکشند اینجا کسی با نور خودش را نمیشوید و در کوچه ها حسرت خیرات میکنند... #مستانه_دادگر...

    ادامه مطلب
  • رفیق ! مرگ به این زندگی شرف دارد

  • نیلوبلاگ

    . رفیق ! مرگ به این زندگی شرف دارد دلم ؛ عمیقِ پُری از غم و أسف دارد ! به رقص آمده ام در تنورِ نامردی دلم چقدر طرفدارِ بیطرف دارد ! بدا به دست جگرگوشه ات شکنجه شدن بدا به نوح که فرزند ناخلف دارد ... زمانه است و همین ناملایمات ، عزیز ! از اینکه دربدرت میکند ، هدف دارد ! اگر چه چشمه گلآلود شد پس از باران بمان که آب فقط چند لحظه کف دارد ! به لطف چاه به عزت رسید یوسفِ زار که هر چه حضرتِ دُر دارد از صدف دارد #مهدی_حسینی Tlgrm.me/mosaffer_poem...

    ادامه مطلب
  • لبخند

  • نیلوبلاگ

    بگوای زلف بلاحیله وترفندت را رازدل بردن والگووفرایندت را روده ی راست نداری وپرازپیچ وخمی بگیرازپای دل خسته ی من بندت را طره ی تیزتواماده ی نیزه زدن است بگیرازسمت دلم،نوک پدافندت را غم ایام ندارددل تو،نایب ازان دم که دیدم سگگ وفرم کمربندت را واعظی نیست،که گویدپدرم را،پسرم بشکن دبه وپیمانه وفرزندت را...

    ادامه مطلب
  • زندگی

  • نیلوبلاگ

    زندگی جدی نیست زندگی سایه گه مرگ به صد تصویر است زندگی خواب شباویز به صد تعبیر است خیمه شب بازی نیست همه اش تقدیر است ما فقط سربازیم خود فرمانده حواسش جمع است بی جهت سر نخوریم پی ژرفای لجن زندگی خالی نیست این تهی گه که تو بینی همه از تدبیر است زندگی شام به سر منزل یک مسکین است زندگی لحظه ی غالب شدن تسلیم است همه از تکوین است یک نفر نور و تو ظلمت همه اش هم این است زندگی را باید به سرانگشت نگه داشت مبادا روزی مثل یک خاک کویری که ز کف سر بخورد ما ز کف سر بخوریم...

    ادامه مطلب
  • ما را به شراب زندگی دعوت کن

  • نیلوبلاگ

    من گاه گرفتار ندانم کاریست یا گاه اسیر رنج سهل انگاریست در بین مرض های روان رنجوری خود شیفتگی زشت ترین بیماریست ********************************* مجنون شد و با اشک سحر رفت دلم دنبال هوای تازه تر رفت دلم گفتم سفر عشق پراز حادثه است نشنید به دریای خطر رفت دلم ********************************* می ترسم از این که باز عاشق بشوم بی تاب تب و تاب دقایق بشوم می ترسم ازاین که مثل مجنون، ناکام انگشت نشانه ی خلایق بشوم ********************************** ای ماه بیا چشم مرا روشن کن باران بشو و جان مرا گلشن کن شیرین بنما کام مرا با می تلخ دل مرد ، مسیحا! نظری بر من کن ********************************** چندیست که بخت سخت خوش خواب شده هر حادثه ای موجب ارعاب شده چندیست به کام ما نمی چرخد چرخ تدبیر هم آشفته ...

    ادامه مطلب
  • لبخند دریا

  • نیلوبلاگ

    این خیابان به هیچ کجای جهان منتهی نمی شود به خاطر عبور خاطرانگیز عطری -که یادش بخیر- سر به سر شهر گذاشته است اصلا هم قرار نیست هر خیابانی که از راه رسید خود را به انتحار و انفجار و شلیک بچسباند تا کسی دلنگران پیاده روها باشد اما!من؛ مطمئنم -همانقدر که به لطافت پیراهن خواب یک زن- روزی گوینده خبر خواهد گفت: زنی توانست با لبخندهایش عطر دریا را بر سر جهان بباراند و بخش بعدی اخبار هیچگاه پخش نخواهد شد #علیرضا_حاجب...

    ادامه مطلب
  • سرزمین لبخند...

  • نیلوبلاگ

    جغرافیای لبخند... محدود به سرزمینِ کوچکیست اما؟؟!! همین سرزمین محدود حقیقتِ عشقیست گسترده تراز مرزها ی دوردستیست که لمسش چندان دور نیست... کمی عشق می خواهد و اندکی مهر و شاید جرعه ای شعر.... آنگاه ... حتی با یک لبخند هم می توان آرام نوشت .. ای آنکه به وسعت اشتیاقِ من مینگری دوستت دارم .. و دیگر هیچ .....

    ادامه مطلب
  • زندگی جز این نیست...

  • نیلوبلاگ

    چه دردیست! از بلندایی که پر از تاریکیست به وسعت ژرف اندیشه و تب و تاب پویشی سرشار از درد نگریست. وقتی همه ی راهها غربت را داد می زنند... همین که محتاج تلنگر سر انگشتهای آسمان شوی،کافیست. امابا دلی تکه پاره از اسارت که نمی شود، گریخت. باید ماند... و در افقی رو به شفق تا تلالو ستاره ی شانس در دستان آسمان، زیست. در صداقت حوض نیلگون باید گریست. آنقدر که تعلیقت دریای اشک را مواج کند و ناخدای کشتی ِشفقت بادبانهایش را بکشد ، ... زندگی جز این نیست... #بهناز ۹۴/۱۲/۲۵...

    ادامه مطلب
  • دل بریدم از زندگی

  • نیلوبلاگ

    بریدم خواب های جوانی را چون افتاده همانند درخت خشکیده در بیابان دگر ترنم غچی ها با من نیست فراموشم از یاد کوچه ها از کودکی و نوازش اش تا داشتن عصای پیری دردست دل بریدم از زندگانی بدرود [/size][/font]...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    رفیق مرگ | مرگ رفيق | متن مرگ رفیق | شعر مرگ رفیق | استاتوس مرگ رفیق | غم مرگ رفیق | پیامک مرگ رفیق | اس مرگ رفیق | جملات مرگ رفیق | اهنگ مرگ رفیق