انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «خیانت به عشق» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، به همراه رونمایی از (نشسته در ته فنجان)

  • نیلوبلاگ

    درود دوستان فرهیخته، روز پنج شنبه، بیست و یکم اردیبهشت، ساعت هفده، مراسم دورهمی و شعرخوانی داریم همچنین، جشنِ امضاء و رونمایی از دومین مجموعه غزل جناب آقای مهدی حسینی (مسافر)، با عنوان "نشسته در ته فنجان" ، نیز برگزار خواهد شد دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، شهر آفتاب، سالن ناشران عمومی، سالن A3 ، راهروی هفت، غرفه انتشارات فصل پنجم به امید دیدار دوستان...

    ادامه مطلب
  • تقدیم به جان باختگان گرفتار در معدن زغال سنگ استان گرگان

  • نیلوبلاگ

    ■■■■■■ قره تکن نام یک آبادی ست از شمال رد که شدی از دل جنگل سرسبز وسیع ساعتی مانده به گنبد می رسی صاف به یک آبادی در دل دامن کوه و هوایی که در آن سخت نفس گیر شده درسرازیری تندی که فقط می توان دید به زور خانه ها سنگی و چسبیده بهم مردمانش همه از جنس...

    ادامه مطلب
  • سلطان عشق

  • نیلوبلاگ

    ( سلطان عشق ) ندهم دل به دو عالـم ، مستِ گلزارِ حسینـم عاشقـم عاشقِ رویش ، که گرفتـارِ حسینـم پـورِ حیـدر گـلِ زهـرا ، خامـسِ آلِ محمّــد سر و جانم به فدایش ، که بدهکـارِ حسینـم سیم و زَر اَفسرِشاهی ، گنجِ قارون نخواهم مـن خریـدارِ غُبـارِ ، ...

    ادامه مطلب
  • به همین سادگی(آنکه گفت آری , آنکه گفت نه!)

  • نیلوبلاگ

    "روز جهانی کارگر بر تمامی کارگران مبارک باد" منتشر شده در شماره ی چهل و سوم نشریه ی الکترونیکی عقربه "هیروشیما"ی خسته ام خونی ست زخمی از ابتذالِ باورتان روزهای سپیدمان تار است زیر یوغِ سیاه لشگرتان تاجران کثیف خونابه ! بو گرفته ست زخمِ بسترتان سبز ...

    ادامه مطلب
  • غریبه جان! خودمانیم؛ دوستت دارم

  • نیلوبلاگ

    چقدر با غم چشمت مطابقت دارم منی که با شب غربت معاشرت دارم برایت ای گل تنها درین زمین سیاه ازآسمان طلبِ خیر و عافیت دارم من از یکایک این سایه ها هراسانم فقط کنار تو احساس امنیت دارم مزاحمت شده ام یا نه صادقانه بگو اگر چه تلخ ، غمی نیست ظرفیت دارم ! نگاه ناز تو دارد صریح میگوید که من برای تو خیلی اهمیت دارم ! میان این همه تنها ، تو را فقط دارم غریبه جان ! خودمانیم ؛ دوستت دارم ! #مهدی_حسینی ...

    ادامه مطلب
  • به رنگ پاییز

  • نیلوبلاگ

    رویاهایم در مه گم میشوند و چشمهایم آفتاب را غمگین میکنند. و این بغض لعنتی که را گلویم را بسته وقتی عصر چترش را روی بیهودگی آدمها باز کرد نگران مردی باش که به رنگ درختهای پاییز درآمد و خیال همه ی کلاغ های آسمان را راحت کرد....

    ادامه مطلب
  • نفرت به علاوه ی چند پاییز...

  • نیلوبلاگ

    مسیر مزار مرافرشته فرش کن نفرت به علاوه ی چند پاییز ...آن بوسه! بگو گورم را مشرف به آفتاب بِکنند... نفرت به علاوه ی چند پاییز ...آن بوسه! شعله... پشتِ شعله... چقدر چراغ در چشمان تو کشته... روی کشته... چقدر چریک در چشمان من بگو اسب ها راازاصطبل صدایم به سمت دشت هِی کنند فرود گام های تو برپَر... نفرت به علاوه ی چند پاییز ...آن بوسه! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ محمدجعفرسلگیm.j.x .فروردین 96...

    ادامه مطلب
  • به رغم فاصله ها همچنان عزیز منی

  • نیلوبلاگ

    هنوز دوری و تنها در انتظار توام تویی قرار همیشه، که بی قرار توام به رغم فاصله ها همچنان عزیز منی به رغم این همه دوری، هنوز یار توام اگرچه هر دو به جبر زمانه مجبوریم در اختیار منی، من در اختیار توام که من به عالم ذر در برابرت بودم که از زمان عدم تا ابد دچار توام همیشه رو به تو بودم، همیشه می دیدم...

    ادامه مطلب
  • تو بمان گریه به زنجیر شود بعد برو

  • نیلوبلاگ

    صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد تو بمان خواب که تعبیر شود بعد برو لحظه ای یاد ؛ تو را خواند که با او بروی تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو صبر کن عشق تو دل گیر شود بعد برو یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو تو اگر کوچ کنی ؟ بغض خدا می شکند تو. بمان گریه به زنجیر شود ؛ بعد برو...

    ادامه مطلب
  • کجاست آن پرنده ی عشق

  • نیلوبلاگ

    کجاست آن پرنده ی عشق که بر شاخه سارهای قلب من فرود آید؟ و نگاهش از اشتیاق زلف هایم رو به پنجره خشک شود من همه گوش شوم و او همه صدا آوازی سر دهد که رد قدم های غم محو شود از جاده ی رفتن ها و هیچ نماند بجز آمدن ها و ماندن ها کجاست آن پرنده عشق که در نیمه شب پاییزی سکوت کوچه را بشکند عطر یاس را از اردیبهشت به امانت آورد و در رویای اهالی محل ماه خسته را قاب بگیرد کجاست آن پرنده ی عشق؟...

    ادامه مطلب
  • لعنت بر این بهار، این هم که اصل نیست

  • نیلوبلاگ

    شعرم شده زهر خند از فراغ تو کی می توان رسید آخر به باغ تو از بس که خوب هستی و ماهی و نازنین طغیان نمود چشمم و بر خاست از زمین ای ماه من چه شده ؟غصه تا به کی؟ بیرون بیا ز ابر ، این پرده تا به کی؟ مردم به عید به دیدار هم روند لبخند زنند به هم هدیه می دهند شد تحفه بهاری تو هجر و درد و غم لطفی ...

    ادامه مطلب
  • به پرسش خیال من

  • نیلوبلاگ

    من از تو مینویسم و قلم جواب میدهد به پرسش خیال من نظر به خواب میدهد که در هوای دیدنت سفر کنم به شهر خواب بدین وسیله خواب را به پیچ و تاب میدهد به ظلمت سیاه شب قسم که چشم مست تو سر رشته وجود من به آفتاب میدهد نشسته ام در انتظار رودسار چشم تو ولی خطای دید من مرا سراب میدهد شکسته ام پیاله را...

    ادامه مطلب
  • لا الا عشق و لاغیر...

  • نیلوبلاگ

    با تشکر ویژه از بانو الهام پناهیان برای زحمت بسیار عکس نوشته ها... .... .. لاالاعشق و لاغیر.. در میان آسمانهای خیال در پس رویای سرسبز وصال لابلای رازهای آینه گفتگوهای من و آن بغض های پر گله ناگهان شعر به تقدیر زمان می خندد و در آنسوی خیالی که به آرامش یک پنجره زنجیر شده قاصدک نامه ی احساس مرا ...

    ادامه مطلب
  • /تابوت عشق

  • نیلوبلاگ

    گفته بودی در آخر از این شعر میخ تابوت مرده می سازی گفته بودم در آخرین بازی مرد همواره برده، می بازی! خواستم خون دل بریزم تا مست انگور نارسم بشوی خواستم شکل لاشه باشم و تو دو،سه چنگال کرکسم بشوی! تو بخواهی برای گله خود بره در جلد گرگ خواهم شد پایم از گاهواره بیرون است بغلم کن، بزرگ خواهم شد به ...

    ادامه مطلب
  • "بهارانه"

  • نیلوبلاگ

    تکانده ام به هوایت غبار پنجره ها را به دست باد سپردم بنای دلهره ها را بساط عشق و محبت شبیه خنده کساد است زدم به لطف تو بالا تمام کرکره ها را کمی امید خریدم و اندکی دل خوش هم به سوی آتیه راندم سمند خاطره ها را "اجازه هس که توی مدار عشق بمونم؟" ببین به شعر نشاندم تم محاوره ها را حلول کن گل نازم به جسم خسته ی این فصل بکش به سمت بهاران خیال منظره ها را 2//96/1...

    ادامه مطلب
  • بهارواره ترین اتفاق عمر منی

  • نیلوبلاگ

    دلم گرفته از این روزگار ِ غمدیده دلی که عمری از این روزگار، غم دیده ترانه ! « شال و کلا » کن کمی قدم بزنیم به روی سینه ی این سنگفرش نمدیده چه سرنوشت غریبی ، به هم چه می آییم ! خدا چه دیر مرا با تو همقدم دیده ! نگاه کن پر از آرامشم ، خوشم با تو چقدر بی تو ستم دیده این ستمدیده ! بهارواره ترین اتفا...

    ادامه مطلب
  • نوبهار

  • نیلوبلاگ

    ساقیا شد نوبهار جام از کافه بیار در مقامِ خدمتم ساغری حافه بیار عشق را آواره کن راهی هر خانه کن گل زِ گلزارِ بهار بر سرِ سافه بیار از شرابِ نو بهار بر لبِ یارم بریز ساقی از آن بوسه ها یک دو پیمانه بیار کینه ها را، قهر را، خشم و ظلمت را ببر فردوسی را پاس دار، عشقِ افسانه بیار از بهار و باغِ عید ش...

    ادامه مطلب
  • معمای عشق

  • نیلوبلاگ

    سینهیِکَسنیستدگـرجایِعشق رفته زِ یادِ همه ، غوغـایِ عشق کارِ دهــان ها ، شـده زخمِ زبان گوش ، دگــر نشنَوَد آوایِ عشق قصه یِ عُشــّاق ، نگـــوید کَسی حلّ نشده ، مانـده معمـّایِ عشق همّتِ فرهادوَشی ، کو ،کجاست لایق و شـایستهیِ دیبــایِ عشق کَس نتوان جُست دراین روزگار طالبِ یوسف،چو زلیخ...

    ادامه مطلب
  • دیگر نخواه تا به تو!ایمان بیاورم

  • نیلوبلاگ

    گفتم بیا بیا به کجا مانده ای بیا یا نه بگو بگو که عزیزم تو کیستی هر ظلمِ تازه را که به نامِ تو می زدم من را ببخش دوست خیالی که نیستی باور نمی کنم که تو در آسمانیو شب را اگر که صبح بخواهم نمی کنی باور نمی کنم که تو در من نشسته ای اما میانِ غصه نگاهم نمی کنی باور نمی کنم که تو هستی و این چنین نکبت گ...

    ادامه مطلب
  • تاراج عشق

  • نیلوبلاگ

    سربازان مغولی ات تاراج میکنند در سرزمینم ب قصد چه؟ شاید هوس گشت در دشت شقایق به سرشان افتاد ! شاید عاشق جغد های درختان من اند که درلانه عشق را شبگونه گهگاهی جار میزند سربازان سیاه چشمانت چه اشوبی در قطب دلم بپا کردند بیا ببین ابراهیم نگاهت وگلستان شدنم را بیا بچش از چشمهی جوشا...

    ادامه مطلب