خرید بک لینک
شعرم شده زهر خند از فراغ تو

کی می توان رسید آخر به باغ تو

از بس که خوب هستی و ماهی و نازنین

طغیان نمود چشمم و بر خاست از زمین

ای ماه من چه شده ؟غصه تا به کی؟

بیرون بیا ز ابر ، این پرده تا به کی؟

مردم به عید به دیدار هم روند

لبخند زنند به هم هدیه می دهند

شد تحفه بهاری تو هجر و درد و غم

لطفی بکن بنما تحفه را تو کم

باور بکن که خدا هم رضا بود

یک سر بیا که به عاشق سزا بود

آمد بهار ؛ امیدی به وصل نیست؟

لعنت بر این بهار، این هم که اصل نیست

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 18:53

صفحه بندی