انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «من آمده ام گوگوش» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

انجمن شاعران جوان

  • نیلوبلاگ

    انجمن شاعران جوان قوانین انجمن: سرقت ادبی ممنوع هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد. از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید. به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» ...

    ادامه مطلب
  • قصه غمنامه

  • نیلوبلاگ

    اشک این قطره فلسفه وار بر سر بی کسی ام می بارد ودر امتداد مژه چشمانم بذری از خوشه الماس می کارد بین هر فاصله ریزش ان فصلی از قصه بیداد من است فصلی از غصه سنگین دلم غصه ام را می دانی قصه ام را می خوانی می دانم می دانی احتیاج دل مسکینم را که...

    ادامه مطلب
  • من آن ساحر شکست خورده ام

  • نیلوبلاگ

    من آن ساحر شکست خورده ام که از تکه چوب اعجاز خدای تو اژدهای بد یمن تقویمش را در سیاه چاله ی زهدانش مدفون میکند! من آن کودک صحرا گرد عریانم که در نیل سراب آزادی زورق خیالش را از تشنگی سیراب کردند! من آن قوم همیشه سرگردانم در صحرایی که جز گوساله ای ...

    ادامه مطلب
  • امشب دلم مهمانی اه است

  • نیلوبلاگ

    امشب دلم مهمانی اه است امشب شبم بی نور و بی ماه است تو رفته ای از پیش من اما ان خاطراتت بامن همراه است در سرزمین قلب من بی تو ماتم وزیر وبی کسی شاه است اری من حالا خوب دانستم که این زمانه سخت بدخواه است درپیش او عشق و وفاداری انگار مانند پر کاه است ازچاله بیرون میشود عاشق اما به راهش بازصدچاه است میسوزم و می سازم از هجرت هرچند هجران توجانکاه است تا ان زمانی که تو برگردی چشمان خیسم خیره بر راه است...

    ادامه مطلب
  • من گوسفند نیستم

  • نیلوبلاگ

    گرگ ها به غریزه می درند وتو غریزه ات را می دری من گوسفند نیستم و گرگ ها را بیشتر دوست دارم...

    ادامه مطلب
  • فراموشی

  • نیلوبلاگ

    رفتی وبه صد سوز جگر خون شده این دل در غصه فرو خفته ومحزون شده این دل هر دم به سراغ تو ز هر کوچه گذشتم در مجمع عشاق چو مجنون شده این دل در حسرت دیدار تو هر شام وسحر گاه بی تاب وپریشان وچه گلگون شده این دل دنیا تله ای تنگ تراز تنگ برایم در ساحل چشمان تو مدفون شده این دل جز نام تو نامی به لبم نیست ولیکن از حافظه ی تلخ تو بیرون شده این دل...

    ادامه مطلب
  • انتقام پرستو

  • نیلوبلاگ

    چاره ی زمستان گرمای آغوشی نیست تنم خسته از اعتماد به آفتاب پرست و عشق بازی با گرگ و کوچ تنها راه محافظت است... سکوت لبخند عبور قانون انتقام پرستوهاست......

    ادامه مطلب
  • ماجرای من و تو

  • نیلوبلاگ

    عبور می کنم از تو به مقصدی که نشاید... به جُرمِ بستنِ این دل به آنچه "منع و نباید" عبور می کنم از تو به احترامِ خُدامان که بُردبار گذشت از کنارِ دغدغه هامان عبور می کنم از تو که رستگار بمانی که پاکدامنی ات را به گندِ تَن، نکشانی که یوسِفانه به دردت به نَفسِ پاک بمیری عبور می کنم از تو که اعتبار بگیری ... نخواستم که به راهی به جز ثواب بکوشی تمامِ دین و دلت را به بوسه ای بفروشی بهشتِ موعدمان را ...

    ادامه مطلب
  • نام شعر نیمایی طنز : صدای باد میآید

  • نیلوبلاگ

    صدای باد میاید صدای باد شکم های باد دار میاید به صف ایستادگان در انتظار آن دخترک زیبا که رفته بود با شتاب پشت آن دیوار که بوی تعفن مشام را میدهد آزار . صدای باد میاید کسی که تاب ایستادن نداشت از آنسوی جاده میاید دوان دوان در انتظار تکان میخورد بی تاب . میکند آرام زمزمه با من و در پایان ...

    ادامه مطلب
  • حامد فلاحی راد

  • نیلوبلاگ

    خوشم كه زير لواي عقيلة العربم غلام روضه سراي عقيلة العربم من از قبيله ي سلمانیانم و عجمم به شهر، شُهره گداي عقليه العربم من از عشيره ي شيران، مدافعان حرم سرم سرم به فداي، عقيلة العربم ز كار و بار خودم ميزنم به روضه روم عجيب نيست، براي عقيلة العربم كه قوت غالب من چاي روضه هاي شماست هميشه عاشق چا...

    ادامه مطلب
  • وضعیت انجمن شعر طنز

  • نیلوبلاگ

    اشعار در این انجمن، کمرنگ گشته گویی که طنزِ بچه ها چون سنگ گشته شعرش که کم، طنزش که کم، دیگر چه گویم؟ کمرنگیِ اشعارِ ما فرهنگ گشته تا یک نفر آمد که شعری را بخواند شاید که دیوی دیده و جیم فَنگ گشته! اصلاً تو گویی عضویت در شعرِ طنزش جیز است و دشنام است و حتی اَنگ گشته تعدادِ دیدن ها اگر باشد چو آو...

    ادامه مطلب
  • من عاشقم

  • نیلوبلاگ

    زمین می چرخد خورشید می سوزد و گرما می دهد سیاه چاله ها سیاه تر می شوند آن سوتر دنبال ریسمانی برای عقاید ریسمان اند وَ من عاشقم لیلی طلب مهریه ی خود از مجنون دارد فرهاد در حال تیز کردن تبر خود است بهرام گور دنبال عیشی تازه جهان پشت میز من نشسته وَ من عاشقم کوروش در حال بخشش آدم سزار در فکر مرزهای ب...

    ادامه مطلب
  • بیش از تو ، من عاشقترم

  • نیلوبلاگ

    بنشین تماشایت کنم،ای زهره ی تابان من محوِ نگاهت گشته ام،پلکی مزن جانان من پروانه ی بیدل منم ، شمع فروزانم تویی در آتشت سوزم همی،ای شعله ی رقصان من مستیّ عشقت مذهبم،وهمت نماز هر شبم نامت چو ذکری بر لبم،ای دین و هم ایمان من از رفتن و هجران مگو،عیشم چنین ناقص مکن امشب شرابی ده مرا از نوش لعلت،جان م...

    ادامه مطلب
  • به رغم فاصله ها همچنان عزیز منی

  • نیلوبلاگ

    هنوز دوری و تنها در انتظار توام تویی قرار همیشه، که بی قرار توام به رغم فاصله ها همچنان عزیز منی به رغم این همه دوری، هنوز یار توام اگرچه هر دو به جبر زمانه مجبوریم در اختیار منی، من در اختیار توام که من به عالم ذر در برابرت بودم که از زمان عدم تا ابد دچار توام همیشه رو به تو بودم، همیشه می دیدم...

    ادامه مطلب
  • خواب دیده ام

  • نیلوبلاگ

    همیشه و همه جا خنده بر لبان دارند برای هرچه پرنده ست آشیان دارند چه سرزمینِ عجیبی ست بعد آن همه ظلم برای باعث و بانیش نیز نان دارند! بجای قلبِ پر از کینه باورت ناید دلی به وسعتِ هفتاد آسمان دارند چه سرزمینِ عجیبی کجای دنیا است برای هرزه علف نیز باغبان دارند برای گرگ و برای شغال ها، حتی_ برای زاد...

    ادامه مطلب
  • «جن های بی انجام»

  • نیلوبلاگ

    «جن های بی انجام» و من دیدم که تو آرام ... خندیدی چرا آن طور ناهنگام خندیدی؟ بگو آیا میان حلقه های دود به وهم واضح احکام خندیدی؟ و یا با رؤیت یک خمره روح سرد به حال شوش یا ایلام خندیدی؟ و یا به اتحاد برج های گیج... برای کشتن اهرام خندیدی؟ و یا روی تراس خانه ی یک شعر به طعم کار یک دینام خندیدی؟ و...

    ادامه مطلب
  • فردای که گذشته کرده ام ...

  • نیلوبلاگ

    زیر سوراخ سوزن پرگارم و از سینه تو بر شعاع نور بر دایره هستی متولد گشته ام _ بی فروغ. من... در دشتِ گندم بریان به دنبال جرعه ای از خویش تو... در خُنکای مینو با گیسوانی تابیده وشعشعه هفت خورشید در قوس گنبد هستی خوابیده ای! من... در فردایی که گذشته کرده ام _ غرق شده ام تو... هنوز ژرف در همان خواب عمیقی میدانم که در خواب رویای ساحلی دیدی که همه از خوشی لبریز اند ولی اینگونه نیست... ولی اینگونه نیست... ولی اینگونه نیست... (سینا احمدوند) زمستان 95...

    ادامه مطلب
  • به پرسش خیال من

  • نیلوبلاگ

    من از تو مینویسم و قلم جواب میدهد به پرسش خیال من نظر به خواب میدهد که در هوای دیدنت سفر کنم به شهر خواب بدین وسیله خواب را به پیچ و تاب میدهد به ظلمت سیاه شب قسم که چشم مست تو سر رشته وجود من به آفتاب میدهد نشسته ام در انتظار رودسار چشم تو ولی خطای دید من مرا سراب میدهد شکسته ام پیاله را...

    ادامه مطلب
  • بهارواره ترین اتفاق عمر منی

  • نیلوبلاگ

    دلم گرفته از این روزگار ِ غمدیده دلی که عمری از این روزگار، غم دیده ترانه ! « شال و کلا » کن کمی قدم بزنیم به روی سینه ی این سنگفرش نمدیده چه سرنوشت غریبی ، به هم چه می آییم ! خدا چه دیر مرا با تو همقدم دیده ! نگاه کن پر از آرامشم ، خوشم با تو چقدر بی تو ستم دیده این ستمدیده ! بهارواره ترین اتفا...

    ادامه مطلب
  • تویی یا منم

  • نیلوبلاگ

    وقتی به آینه می نگرم بهتر در ک می کنم " تو " همین " منی " فقط شکل ات عوض شده...

    ادامه مطلب