
تو زیبایی و .. نه ، زیباترینی دلیل قلب جذاب زمینی لطیفی مثل قلب باغبانی که با نقش و شمیم گل عجینی خودم از پچ پچ گل ها شنیدم معطر مثل فردوس برینی ملائک لب به تحسینت گشودند چه بانویی چه یار مهجبینی ستاره چشمکش بی شیطنت نیست به سر دارد شبی او را بچینی مقید بودم عمری ، با تو اما چه تقلیدی چه مکروهی چه دینی چنان شیرینی ات بیچاره ام کرد که تاثیری ندارد انسولینی تو بیتی از غزل های خدایی چون از دل برمی آیی دلنشینی...
ادامه مطلب
ستاره ها که قلعه های آسمان شکسته اید شما که باغرور تان در اوج ها نشسته اید شبی زمن جدا کنید پیله های درد را شما که تارو پود بی شمار شب گسسته اید ستاره ها که من زراه دور میزنم صدا چه میشود دمی مرا ز دام غم رها کنید منم که نیست دربرم نه سایه ای نه برگ وبر درخت خشک جان من ز ریشه ام جدا کنید نوای روح سبزتان نمیرسد ستاره ها شماکه بسته اید بین عاشقان پلی زنور هنوز هم نشسته ام در انتظارتان که شب مرا برید اوجها مرا برید تا به دور غبارخیس غم به باغ عمر من نشسته است به شوق دیدن شما تمام روز سر کنم درون من حکایت ...
ادامه مطلب
اشاره: در اين مقاله، نگارنده بر آن است که چگونگي تشکيل انجمنهاي ادبي را در ايران از آغاز شعر فارسي دري در بازجُستي هر چند کوتاه در قلم آرد و بدين نکته اشارت کند که نخستين تشکل انجمنهاي ادبي در دربارهاي سلاطين فرصت ظهور يافته است و شاعران اگر چه در مواردي در مدح سلاطين راه مبالغه پيمودهاند، ليکن نقش حساس آنان را در نگاهداشت زبان فارسي و استقلال ملي و مذهبي ناديده نتوان گرفت. افزون بر دربارهاي سلاطين و رجال سياسي، اين انجمنها در منازل ادبا و شاعران و در قرون متأخر در قهوهخانهها تشکيل ميشده است. واژههاي کليدي: انجمنهاي ادبي، دربار سلاطين، انجمنهاي ادبي عنصري، فرخي و امير عليشير نوايي. مقدمه شاعري جز طبع روان، ذوق خلاق را ميطلبد و نويسندگي مايه علمي فراوان را. بنابراين قواعد و رموز و ظرايف شاعر...
ادامه مطلب
مدعی در دل خود شادی کاذب دارد وصل تو درد و مکافات و مصائب دارد دست من را که گرفتی به خدا خشکم زد دستهایت جریان متناوب دارد چهره ات را تو نشان دادی و قرآن وا شد آیه ی چشم تو صد سجده ی واجب دارد در دلم آتش عشق است ولی لبهایت دست بر آتش خاموشگر طب دارد قصد داری بروی راحت و خورشید زمین رو به آن کوه فروخفته ی مغرب دارد ای ستاره تو بیا در شب تار من باش این کجا ربط به اوضاع کواکب دارد؟ خواستم تا بسرایم ، نگرانم اما طبع در وصف تو یک شعر مناسب دارد؟ ...
ادامه مطلب