انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «خاطره بارانی» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

خاطره_تکانی

  • نیلوبلاگ

    به تو که فکر میکنم عجیب بوی بهار نارنج می پیچد میان سرم انگار که هم زمان یک شعر ناب را مزه مزه میکنم یا نه انگار که من و تو روی ایوان نشسته ایم و داریم چای دارچین میخوریم .تو مست عطر چای هستی و من مست لبخند تو... دست میبرم به موهایم و از جلو چشمم کنار میزنمشان دوباره خاطراتت را ورق می زنم یک جا نوش...

    ادامه مطلب
  • بارانی

  • نیلوبلاگ

    مردی بیقرار جمعه ها را راه میرفت در انتظار باران اما زن از صبح بارانی اش را پوشیده بود....

    ادامه مطلب
  • راز شب بارانی

  • نیلوبلاگ

    تو که احساس مرا از نگهم می خوانی زچه اینسان من بیدل زخودت می رانی عشق تکفیر نکرده است کسی در همه دهر از چه ای گل من بیچاره تو کافر خوانی آه ای گل رخ نازک بدن اندیشه به کی عشق اندیشه نداند تو که خود می دانی نه من اندر پی وصل تو شب و روزم نیست مست روی تو شده ست حاجب و هم روحانی سالیانیست که بیمار و پریشان توام تو دوای دلی و روح مرا درمانی نرد بازم پی عشق تو و سر می بازم تا گریزم زخود و زین همه نافرمانی می شوم رقص کنان عازم کویت آخر در شبی سرد و لیکن همه جا طوفانی دشنه بر سینه ناکام از این رو زده ام تا فراموش کند راز شب بارانی...

    ادامه مطلب
  • خاطره ی تلخ

  • نیلوبلاگ

    کلافه گشت و دوباره به آب و تاب افتاد و چند قطره ی اشکی که رویِ قاب افتاد دلش شبیه قدم هایِ شعر، می رقصید والتهابِ نگاهش، بر آفتاب افتاد دِرَنگ کرد و نکرد آن چنان که وِلوله ای به جانِ خسته ی این بیت های ناب افتاد شبی پرید و از این جا به آسمان ها رفت و پلک های نجیبش که با شتاب، افتاد چکید رویِ غزل از نگاه شب، اشکی و اضطراب و تنِش هم به جان خواب افتاد میان آینه، لختی دوید و بعد از آن به یادِ خاطره ای تلخ، با طناب افتاد دوباره قصه ی رفتن، دوباره لرزش اشک ز چشمِ شاعر بیچاره، بی نقاب افتاد امیروحی...

    ادامه مطلب
  • خاطرات بارانی

  • نیلوبلاگ

    باران که می بارد خاطراتم خیس می شوند در کویر ذهنم گل می دهد یاد آن روز بارانی که به پای پای پنجره اتاقت رشاشه های خوشبخت نوازش انگشتانت را به چشمان تشنه ام شتک می نمود...

    ادامه مطلب
  • ردخاطره بر برف

  • نیلوبلاگ

    خانه گرم حادثه بود هنوز کوچه در تسخیر باد و برف وسوز در آستانه درب گریه می کردند اندوه رفتن رد پایی بر برف را چشمان خاطره اندوز...

    ادامه مطلب
  • خاطره

  • نیلوبلاگ

    دفتر شعرم را که باز میکنم نظاره گر رقص واژه هایی می شوم که هر کدام کوهی از خاطرات روزهای بودنت را زنده می کند. دلشوره می گیرم از نبودنت... ورق می زنم و ورق می زنم... درد هایم درد میکشند و دفترم زجر امشب عطرت لابلای تمام سطرهای این دفتر کهنه ی فراموش شده استشمام می شود راه می روی... حرف می زنی... می خندی.... گریه می کنی و من هنوز میبینمت. و زندگیت میکنم روی گلبرگهای خشک رزهای لای دفترم در رگهای خودکاری که با افتخار و شوق تو بر این صفحات عاشقانه می دوید و می نوشت و می سرود.. . نیستی اما جایت خالی نیست تو سبزترین خاطره ای هستی که حتی با نبودنت هم دوستت دارم پنجشنبه 23/2/95...

    ادامه مطلب
  • خاطره ها..

  • نیلوبلاگ

    فردا..مملو از ابهام است..مبهم استُ رمزآلود.. به زور اميد زنده مانده است.. امروز غرق تاريكى ست..مانده در دالان باريكى كه نامش زندگى ست.. به زجر..دستُ پا ميزند.. سياه چال امروز به فردا ميرسد.. واما ديروز..تنهاست كه مى ماند.. ديروز..قرن هاست كه از خاطره آبستن است.. كه در تمام لحظه هاى امروز و فردا مى زايد.. و اين نوزاد هر دم قى ميكند خاطرات را.. پاك نميشود زردآب خون آلود ..از دامن مادر دهر.. امان از خاطره ها.....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    بارانی به انگلیسی | بارانی چت | بارانی زنانه | بارانی نیوز | بارانی باید | بارانی مردانه | بارانی دخترانه | بارانی چرم | بارانی زنانه 2015 | راز شب بارانی