خرید بک لینک
دفتر شعرم را که باز میکنم
نظاره گر رقص واژه هایی می شوم که هر کدام کوهی از خاطرات روزهای بودنت را زنده می کند.
دلشوره می گیرم از نبودنت...

ورق می زنم و
ورق می زنم...

درد هایم درد میکشند و دفترم زجر

امشب عطرت لابلای تمام سطرهای این دفتر کهنه ی فراموش شده استشمام می شود

راه می روی...
حرف می زنی...
می خندی....
گریه می کنی و من
هنوز میبینمت. و زندگیت میکنم
روی گلبرگهای خشک رزهای لای دفترم
در رگهای خودکاری که با افتخار و شوق تو بر این صفحات عاشقانه می دوید و می نوشت و می سرود.. .

نیستی اما
جایت خالی نیست
تو
سبزترین خاطره ای هستی که حتی با نبودنت هم دوستت دارم

پنجشنبه 23/2/95

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 24 ارديبهشت 1395 ساعت: 20:29

صفحه بندی