
انجمن شاعران جوان قوانین انجمن: سرقت ادبی ممنوع هر شاعر می تواند هر هفته یک شعر درج نماید. اشعار در پایان هفته توسط مدیران بررسی و تایید می گردد. از ارسال تاپیک و کامنت موهن جداً خودداری نمایید و از نقد غیر تخصصی و احساسی بپرهیزید. به جای درج پاسخ های کوتاهی مانند «زیبا بود» ، از گزینه ی «تشکر» ...
ادامه مطلب
درود دوستان فرهیخته، روز پنج شنبه، بیست و یکم اردیبهشت، ساعت هفده، مراسم دورهمی و شعرخوانی داریم همچنین، جشنِ امضاء و رونمایی از دومین مجموعه غزل جناب آقای مهدی حسینی (مسافر)، با عنوان "نشسته در ته فنجان" ، نیز برگزار خواهد شد دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، شهر آفتاب، سالن ناشران عمومی، سالن A3 ، راهروی هفت، غرفه انتشارات فصل پنجم به امید دیدار دوستان...
ادامه مطلب
بین دو راهی گیر کرده ام نمی دانم بمانم و با دوست داشتنت کنار بیایم یا بروم و فرسنگ ها دور تر از تو در آبادی دورافتاده ای کلبه ی چوبی متروکه ای پیدا کنم و هر شب عمیق تر عاشقت شوم...
ادامه مطلب
دل به دل راه ندارد ! اتوبان دارد ... وقتی دلها به هم نزدیک باشند میتوان تمام مسیر را فرش طلا کرد با شانههای افتادهی خاکی علی اسماعیلی ۷ اردیبهشت۹۶...
ادامه مطلب
باید بدانی که این حس وصف ناپذیر تقریباً، نه اصلا تکرار نميشود تنها خواسته ات این است که دوباره برسد چه میگویم؟ منظور آن روزهاست کاش مثل این روزهایم که مدام تکراری اند آن روز ها ،تکرار می شدند حتی برای یک روز، تکرار می شدند آن روز های خوبه تکراری...
ادامه مطلب
مرا از تو بیرون کرده اند مرا که جز تو جایی نداشتم رویاهایم را قورت داده ام و اندیشه هایم را چال کرده ام به زودی تمام می شوم خیالم روی سطرهای شعرم می دود در شهر در خیابانها در کوچه ها می دود و هر بار خودم را در تنهایی اتاق پیدا می کنم....
ادامه مطلب
رفتی وبه صد سوز جگر خون شده این دل در غصه فرو خفته ومحزون شده این دل هر دم به سراغ تو ز هر کوچه گذشتم در مجمع عشاق چو مجنون شده این دل در حسرت دیدار تو هر شام وسحر گاه بی تاب وپریشان وچه گلگون شده این دل دنیا تله ای تنگ تراز تنگ برایم در ساحل چشمان تو مدفون شده این دل جز نام تو نامی به لبم نیست ولیکن از حافظه ی تلخ تو بیرون شده این دل...
ادامه مطلب
صدا بزن مرا بخوان به همان نامی که دوست داری به همان نامی که سالهای سال در گوشم نواخته شده است این بار تو مرا بخوان هربار که تو را خوانده ام سکوت پاسخ همه دلهره هایم بود می گویند تو با همان سکوت سنگینت آنقدر بلند اجابت می کنی که گوش هایمان محدودند به شنیدن من کوچک تو این بار اجابت خواندن دارم روزگاریست که حق آهسته به خانه می آید و گاه در ظلمت مطلق شب راه گم می کند روزگار طور دیگریست روز...
ادامه مطلب
چاره ی زمستان گرمای آغوشی نیست تنم خسته از اعتماد به آفتاب پرست و عشق بازی با گرگ و کوچ تنها راه محافظت است... سکوت لبخند عبور قانون انتقام پرستوهاست......
ادامه مطلب
عبور می کنم از تو به مقصدی که نشاید... به جُرمِ بستنِ این دل به آنچه "منع و نباید" عبور می کنم از تو به احترامِ خُدامان که بُردبار گذشت از کنارِ دغدغه هامان عبور می کنم از تو که رستگار بمانی که پاکدامنی ات را به گندِ تَن، نکشانی که یوسِفانه به دردت به نَفسِ پاک بمیری عبور می کنم از تو که اعتبار بگیری ... نخواستم که به راهی به جز ثواب بکوشی تمامِ دین و دلت را به بوسه ای بفروشی بهشتِ موعدمان را ...
ادامه مطلب
نه چنان پایم بریده از خانه ات نه دلی مانده که با حوصله بماند به پایت به گمانم چیزی فراتر از شعر بدهکار تو ام! ای سایه ات گرفته تمام روزهای من! باید گله کنم ز لیلی که چرا از کوچه های نسل ما گذر نکرد؟! تا درس مهربانی اش هر شامگاه این کودک چموش عشق را سر به راه کند! #مستانه_دادگر #ماهور...
ادامه مطلب
صدای باد میاید صدای باد شکم های باد دار میاید به صف ایستادگان در انتظار آن دخترک زیبا که رفته بود با شتاب پشت آن دیوار که بوی تعفن مشام را میدهد آزار . صدای باد میاید کسی که تاب ایستادن نداشت از آنسوی جاده میاید دوان دوان در انتظار تکان میخورد بی تاب . میکند آرام زمزمه با من و در پایان ...
ادامه مطلب
رویاهایم در مه گم میشوند و چشمهایم آفتاب را غمگین میکنند. و این بغض لعنتی که را گلویم را بسته وقتی عصر چترش را روی بیهودگی آدمها باز کرد نگران مردی باش که به رنگ درختهای پاییز درآمد و خیال همه ی کلاغ های آسمان را راحت کرد....
ادامه مطلب
چه در القای شادی ها چه در ابقای غم هایم تویی قادر به تقدیرم مقدّر می کنی آن را در افکارت غزل هایم سیه مشقی ست از غصه ولی از غیرت عشقست و قدرت می دهد جان را شدم افسرده مدفون در وفور برفِ فقدانت ندارد فایده حرفی،تویی غافل ز فریادم دلم آتشفشان ست و جگر فوّاره ای از خون ز هجر دلبر شیرین پریشان همچو ف...
ادامه مطلب
خوشم كه زير لواي عقيلة العربم غلام روضه سراي عقيلة العربم من از قبيله ي سلمانیانم و عجمم به شهر، شُهره گداي عقليه العربم من از عشيره ي شيران، مدافعان حرم سرم سرم به فداي، عقيلة العربم ز كار و بار خودم ميزنم به روضه روم عجيب نيست، براي عقيلة العربم كه قوت غالب من چاي روضه هاي شماست هميشه عاشق چا...
ادامه مطلب
راه را هموار کن جاده زیبا شده است زائران می آیند آن فرودست ها را عاشقی ، در پی خدمت زائر باشد سوی موکب ها را , چای زائر همچون ، جای زائر برپاست راه را هموار کن شايد اين راه روان , مي رود پاي فرهنگ وطن , تا فرو شويد هر شور گناه دست خادم شايد , واکس عشق می زند او زائری پای برهنه آمد لب راه راه را هموا...
ادامه مطلب
ترانه ی تشییع ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زمان بعد از تو در باران توقف کرد جهان در خواب با رویا تصادف کرد خودش را آفتاب از کهکشان انداخت دلش را ماه توی برکه ها تف کرد درختان گیسوان خویش را کندند و خون بر سنگفرش کوچه ها پف کرد و دریاه...
ادامه مطلب
مسیر مزار مرافرشته فرش کن نفرت به علاوه ی چند پاییز ...آن بوسه! بگو گورم را مشرف به آفتاب بِکنند... نفرت به علاوه ی چند پاییز ...آن بوسه! شعله... پشتِ شعله... چقدر چراغ در چشمان تو کشته... روی کشته... چقدر چریک در چشمان من بگو اسب ها راازاصطبل صدایم به سمت دشت هِی کنند فرود گام های تو برپَر... نفرت به علاوه ی چند پاییز ...آن بوسه! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ محمدجعفرسلگیm.j.x .فروردین 96...
ادامه مطلب
گفتی نخور غصه خدا این حوالی ست این حرف های ساده ی تو از زلالی ست گفتی که صبح می رسد از راه ناگهان، دلخوش نکن مرا که نبی ات خیالی ست خاتم* به دستانِ شیاطین ربوده شد این گرگ زاده است که بر روی قالی ست! کشتی نساز روز رهایی نمی رسد این شهر سال هاست که از نوح خالی ست دیگر عصای معجزه ها رم نمی کند د...
ادامه مطلب
من از دور ترین جزیره دریای نور تو را در میان جامع ماهیان دیده ام من تو را سال ها زیسته ام کشتی من از هجوم تو به گل نشست و تو هرگز مرا نشناختی و تو هرگز مرا نشناختی...
ادامه مطلب