انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «اگر عاشق دو نفر شدی» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، به همراه رونمایی از (نشسته در ته فنجان)

  • نیلوبلاگ

    درود دوستان فرهیخته، روز پنج شنبه، بیست و یکم اردیبهشت، ساعت هفده، مراسم دورهمی و شعرخوانی داریم همچنین، جشنِ امضاء و رونمایی از دومین مجموعه غزل جناب آقای مهدی حسینی (مسافر)، با عنوان "نشسته در ته فنجان" ، نیز برگزار خواهد شد دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، شهر آفتاب، سالن ناشران عمومی، سالن A3 ، راهروی هفت، غرفه انتشارات فصل پنجم به امید دیدار دوستان...

    ادامه مطلب
  • دو "بی شباهت"

  • نیلوبلاگ

    لحظه ای که طرحِ شوق در نگاهِ ما نشست لحظه ای که بی هوا تنیده شد به هم دو دست ساعتی که خورده شد بینِ قلبمان قَسَم لحظه ای که جمع شد حواسِ پَرتِمان به هم؛ ساعتی پُر از امید لحظه ای قشنگ بود بعد از آن برای زیستن کنارِ هم، ولی دل همیشه تنگ بود لحظه ای ق...

    ادامه مطلب
  • دو راهی

  • نیلوبلاگ

    بین دو راهی گیر کرده ام نمی دانم بمانم و با دوست داشتنت کنار بیایم یا بروم و فرسنگ ها دور تر از تو در آبادی دورافتاده ای کلبه ی چوبی متروکه ای پیدا کنم و هر شب عمیق تر عاشقت شوم...

    ادامه مطلب
  • غزلي كه دوبيتي شد

  • نیلوبلاگ

    ز غم غمزه ي غزال غزلم معذبم كه ندمد به ني ناي بشكسته ز تبم كه ز نياز دل واله خبري بدهمش و دل دلبر بريده ز دلم بطلبم...

    ادامه مطلب
  • غریبه جان! خودمانیم؛ دوستت دارم

  • نیلوبلاگ

    چقدر با غم چشمت مطابقت دارم منی که با شب غربت معاشرت دارم برایت ای گل تنها درین زمین سیاه ازآسمان طلبِ خیر و عافیت دارم من از یکایک این سایه ها هراسانم فقط کنار تو احساس امنیت دارم مزاحمت شده ام یا نه صادقانه بگو اگر چه تلخ ، غمی نیست ظرفیت دارم ! نگاه ناز تو دارد صریح میگوید که من برای تو خیلی اهمیت دارم ! میان این همه تنها ، تو را فقط دارم غریبه جان ! خودمانیم ؛ دوستت دارم ! #مهدی_حسینی ...

    ادامه مطلب
  • نفرت به علاوه ی چند پاییز...

  • نیلوبلاگ

    مسیر مزار مرافرشته فرش کن نفرت به علاوه ی چند پاییز ...آن بوسه! بگو گورم را مشرف به آفتاب بِکنند... نفرت به علاوه ی چند پاییز ...آن بوسه! شعله... پشتِ شعله... چقدر چراغ در چشمان تو کشته... روی کشته... چقدر چریک در چشمان من بگو اسب ها راازاصطبل صدایم به سمت دشت هِی کنند فرود گام های تو برپَر... نفرت به علاوه ی چند پاییز ...آن بوسه! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ محمدجعفرسلگیm.j.x .فروردین 96...

    ادامه مطلب
  • من عاشقم

  • نیلوبلاگ

    زمین می چرخد خورشید می سوزد و گرما می دهد سیاه چاله ها سیاه تر می شوند آن سوتر دنبال ریسمانی برای عقاید ریسمان اند وَ من عاشقم لیلی طلب مهریه ی خود از مجنون دارد فرهاد در حال تیز کردن تبر خود است بهرام گور دنبال عیشی تازه جهان پشت میز من نشسته وَ من عاشقم کوروش در حال بخشش آدم سزار در فکر مرزهای ب...

    ادامه مطلب
  • بیش از تو ، من عاشقترم

  • نیلوبلاگ

    بنشین تماشایت کنم،ای زهره ی تابان من محوِ نگاهت گشته ام،پلکی مزن جانان من پروانه ی بیدل منم ، شمع فروزانم تویی در آتشت سوزم همی،ای شعله ی رقصان من مستیّ عشقت مذهبم،وهمت نماز هر شبم نامت چو ذکری بر لبم،ای دین و هم ایمان من از رفتن و هجران مگو،عیشم چنین ناقص مکن امشب شرابی ده مرا از نوش لعلت،جان م...

    ادامه مطلب
  • ن چنان خوش است مستی٬تو اگر خمار باشی

  • نیلوبلاگ

    ن چنان خوش است مستی٬تو اگر خمار باشی چه خوشیست آنکه مست غم انتظار باشی؟ تو مرا عنایتی ده که اسارتی سرآید که من همچنان اسیرم٬ اگرم تو یار باشی صدهزار همچو مجنون بکشند جور لیلی منم و یکیست معشوق و تواش هزار باشی چه بگویم از تو ای دل٬چه عدالت از تو جویم؟ که تمام خلق شادند و تو برکنار باشی...

    ادامه مطلب
  • جادوی غم

  • نیلوبلاگ

    دردلم حس غریبی ست که خشکانده مرا مثل جادوی غمی تلخ که رنجانده مرا دیده ام تار شد از ظلمت شب های دراز وحشتی بر دل وجانست که ترسانده مرا کو هوایی ،نفسی تازه که جان زنده شود زیر آوار بلا خیز که پوسانده مرا سیل تشویش که آتش زده ایام دلم بی خبر آمده چون زلزله لرزانده مرا این غم بی سرو پا با من بی چاره چه کرد!! دست خالی وسط معرکه گنجانده مرا دل نبستم به کسی تا که مرا یاد کند خبط کاری که چو آتشکده سوزانده مرا...

    ادامه مطلب
  • میشود عاشق شوی

  • نیلوبلاگ

    میشود عاشق شوی با شعر طنازی کنی یا فقط دیوانه باشی با دلت بازی کنی میشود نقاش باشی بر در و دیوار شهر صورت معشوقه ات را چهره پردازی کنی میشود نجار باشی ، روی تخت هیکل موزون لیلی را براندازی کنی میشود هنگام بازی در تاتر شهر ، شهر کشتن فرهاد را با دست خسرو نور پردازی کنی میشود حتی درون جنگهای د...

    ادامه مطلب
  • ازدواج!

  • نیلوبلاگ

    یک زمانی (این ریلیشن شیپ) بودُم مو با زری دیده رفتوم روز بعدش با یکی شکل پری توو دلت گفتی به مو مارمولکی کره خری! خاک عالم تو سرت ایشالله که ور بپری نیت مو ازدواجه ازدواجه ازدواج! باز اگه دیدی موره با دختری خیلی لوند مثل او شا...

    ادامه مطلب
  • ازدواج اجباری دختران باکره برای اعدام

  • نیلوبلاگ

    درتاریکی مطلقَ بی ناموس ترین شبِ خورشید همان شبی که از پاک دامنی طنابِ داری آویختند وچهارپایه ای از بی شرافتی زیر پای ماه بود هزاران سال جهل صدو هفتاد و هفت ترس در مابود نام تو نفرین این قرن است آه سرد تو آتش دوزخ ما ما بزدلان احمقِ خاموش خاکتسرمن ننگ این نسل خواهد ماند تا دهر ای عروس سیاه پوش مارا هیچ وقت نبخش خدایا مارا نیامرز...!...

    ادامه مطلب
  • دوش مرا خواب خوشی دست داد

  • نیلوبلاگ

    پیش نوشت: این شعر طنزه. چند بار در بخش طنز ارسال کردم ولی ثبت نشد. گفتم اینجا ارسال کنم شاید ثبت و دیده بشه. ============================== دوش مرا خواب خوشی دست داد بود جهان nice و پر از عدل و داد قیمت هر چیز درآن واقعی در ره تولید نَبُد مانعی ارزش پولیش سقوطی نداشت قیمت اجناس شروطی نداشت جنس درآنجا همه made in وطن هیچ نبود از نوع چینی سخن دود و دم از بیخ فنا گشته بود جنگلِ سرسبز برایش چو هود منصب خالی عجبم را گرفت هیچ مدیری نَبُد آنجا خِرفت فیش مدیران همه با عدل و داد هیچ کجا فیش نجومی نداد رونق اگر بِه بُده در اقتصاد حاصل حرکت بُده نی حرف و داد دکترِ آنجا زیرِ میزی نبود در پی دریافت چیزی نبود مردم آنجا همه قانون مدار سجن تهی بود و نَبُد کس به دار جرم و جنایت شده در حدِّ صفر (وا...

    ادامه مطلب
  • نگاه کردمت و عاشقانه آه کشیدم...

  • نیلوبلاگ

    . نگاه کردمت و عاشقانه آه کشیدم امان که هر چه کشیدم من از " نگاه " کشیدم ! به پای چشم سیاهت چه یوسفانه نشستم چقدر، آه درآغوشِ تنگِ چاه کشیدم چقدر خوار شدم تا تو را دوباره ببینم چقدر منّتِ شب را به عشقِ ماه کشیدم ! به عشق میوه ی ممنوعه ای که شخصِ تو باشد به پشتِ تا شده ام باری از گناه کشیدم مرا بکُش که تحمل ندارم این همه غم را نگو که بار غمت را به اشتباه کشیدم ! مرا به مرگ سپردی ، از این گلایه ندارم چه ها که موقع رفتن به قتلگاه کشیدم! #مهدی_حسینی #نشسته_در_ته_فنجان #انتشارات_فصل_پنجم...

    ادامه مطلب
  • پارادوکس

  • نیلوبلاگ

    خوشبختانه ققنوس هم به اجتماعِ خاکستریِ پرنده ها پیوست و سمفونی آزادی با دهان بسته آغاز شد فقط مابین این هارمونیِ صامت گاهی صدایِ جیغِ مرگ می آمد جوخه...... به جای خود آتش.... بیچاره دراکولا...فقط کمی تمشک خورده بود....

    ادامه مطلب
  • آیا هنوز دوستم داری؟

  • نیلوبلاگ

    شاید ندانی من با رها صدایت زده ام با بغض گفته ام "خداحافظ" من اولین سلامم را در جایی دنج پشت آیینه میان بقچه ای که آبی آسمان را از همان روزهای شاد زندگیمان برداشته ام پنهان کرده ام و امیدم را میان تسبیح جانماز مادرم که پر از آیه های نور بود در ساعتی که در ضربه های عقربه های خود انتظارمان را پنهان کرده بود سنجاق کرده ام و همه خوابهایم را در صدای پرنده ی سحر به دست باد سپرده ام و چون سایه ای نه خواب نه بیدار با تلاشی بی پایان برای به یاد آوردن تمام خاطره های رودخانه مان با ترسی غریزی از شوق گذشته برای فرار از آینده هر روز ساعتم را بیدار می کنم و گم می شوم در خاطره دورترین افق خورشید که صدای قدمهای تو را مژده می دهد. آیا هنوز دوستم داری؟ قسمتی از شعر بلند "آیا هنوز دوستم داری؟"...

    ادامه مطلب
  • دو قدم مانده به نور

  • نیلوبلاگ

    دو قدم مانده به نور رهزنِ نور تنيده در ره تار خود را دو قدم مانده به نور بالِ آزاديِ دربند پروانه اي شكست نور بي وقفه بود و تار هميشه ليك پروانهء بي بال دِگر پروانه نبود. [/size]...

    ادامه مطلب
  • من عاشق نیستم! تنها ساکن سیاره ای ناشناس میشوم، گاهی

  • نیلوبلاگ

    ای عمری ک در دوووووور بسر میرسانی عمر مرا !! بیاد دارم روزی را که ، چون اینه درمن نگریست 39سال پیر شد و نگران نگریسته به پیره خود! و ایا سقوط زاده ی سیاره ی دیگریست؟؟ ک مرا ، روز جز در قعر ندید....

    ادامه مطلب
  • «اگــر عاشق شدی...»

  • نیلوبلاگ

    «اگــر عاشق شدی...» اگر عاشق شدی مردم تو را دیوانه می خوانند تو کوچک می شوی و دیگران بِینت بزرگانند اگر عاشق شدی آتش به دامانت نمی بینند ولی گر خنده ای کردی تو را دل شاد می دانند اگر عاشق شدی جــانا کسی قدرت نمی داند ز سوزِ سردِ بی مهری تو را از خویش می رانند تمامِ دوستان و همرهان دست از تو می شویند حتی آشنایان هم کنارِ تو نمی مانند در این دنیای بی حاصل در این ویرانه عاشق ها رفیق بی وفایان و غریبِ مهربانند زمانِ عاشقی بگذشت دیگر دوره ی پوچیست خداییش اهلِ دنیا هیچ از عشق می دانند؟ هوسبازانِ بسیار آبروی عشق را بردند هوس شاهِ گناهان است و اهلِ او گدایانند ش...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    آیا هنوز دوستم داره | دو قدم مانده به صبح | دو قدم مانده به گل | دو قدم مانده به خندیدن برگ | من عاشق نیستم فقط گاهی | من عاشق نیستم فقط | من عاشق نیستم | من عاشق نيستم | رمان من عاشق نیستم | دانلودرمان من عاشق نیستم