انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «نفسم گرفت» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

تقدیم به جان باختگان گرفتار در معدن زغال سنگ استان گرگان

  • نیلوبلاگ

    ■■■■■■ قره تکن نام یک آبادی ست از شمال رد که شدی از دل جنگل سرسبز وسیع ساعتی مانده به گنبد می رسی صاف به یک آبادی در دل دامن کوه و هوایی که در آن سخت نفس گیر شده درسرازیری تندی که فقط می توان دید به زور خانه ها سنگی و چسبیده بهم مردمانش همه از جنس...

    ادامه مطلب
  • نفسم!

  • نیلوبلاگ

    می روی برگرد نفسم! ...

    ادامه مطلب
  • در شعر گرفتــــــاری

  • نیلوبلاگ

    وقتی که غمی داری در شعر گرفتــــــاری وابسته به هر بیتی محکوم به تکــــراری هــــــــر واژه که میآیـــــد آرام شود دردت شاعر که شدی یعنی یک خستهٔ بیمـاری هر بیـــــــــu200dت پر از رنجی آزاد شوی گاهی آزاد شـوی امّــــــا در دست نـــوشـتـــــــــــــاری مصراع تویی شاعر،اشعار تو هم عمرت در صدر گرفتــــــــار و از قافیه بیــــــــــزاری آرایه فقط لــــفــظی بی صورت معنــــایی بر گــــردن هـــر واژه معنــــــا تو بدهــــکاری شاعــر شدهای بیشک تا یاد کنی دردت دیــــوانه و دلــــتنگـــــی بسیــار خود آزاری در کوچه افکارت بنبست نمی خواهی اما تو خــــودت تنها مختوم به دیــــواری در گفتن هر بیتـــی هر حــــــــادثهای باشد دردستخودت باشد آسودنو دشواری گوشی که نمیبیند غم در دل خود داری وقتی که غمی داری...

    ادامه مطلب
  • رفتی و باران گرفت آبادی ام را آب برد

  • نیلوبلاگ

    بي حضور تو دل بيمار من بي يار شد رو به روي بهت من هر پنجره ديوار شد رفتي و باران گرفت٬آبادی ام را آب برد "زير هر سقفي که رفتم بر سرم آوار شد" اشک هايم در تمام امتداد جاده ها سنگ ها را شست و راه رفتنت هموار شد بعد تو دل از جنون،از عشق،از لبهاي سرخ از دروغي هم به نام زندگي بيزار شد آخرش من ماندم و يک عمر تنهايي من باز هم اين قصه تکراری ام تکرار شد *مصرع در گیومه از استاد منزوی. ۱۳۸۸/۳/۱۲...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    نفسم گرفت از این شهر | نفسم چت | نفسم ميگيرد در هوايي | نفسم گرفت از اين شهر | نفسم دوست دارم | نفسم گرفت از این | نفسم گرفت | نفسم گرفت ازین شهر | نفسم عیدت مبارک | نفسم تویی