
چقدر با غم چشمت مطابقت دارم منی که با شب غربت معاشرت دارم برایت ای گل تنها درین زمین سیاه ازآسمان طلبِ خیر و عافیت دارم من از یکایک این سایه ها هراسانم فقط کنار تو احساس امنیت دارم مزاحمت شده ام یا نه صادقانه بگو اگر چه تلخ ، غمی نیست ظرفیت دارم ! نگاه ناز تو دارد صریح میگوید که من برای تو خیلی اهمیت دارم ! میان این همه تنها ، تو را فقط دارم غریبه جان ! خودمانیم ؛ دوستت دارم ! #مهدی_حسینی ...
ادامه مطلب
شاید ندانی من با رها صدایت زده ام با بغض گفته ام "خداحافظ" من اولین سلامم را در جایی دنج پشت آیینه میان بقچه ای که آبی آسمان را از همان روزهای شاد زندگیمان برداشته ام پنهان کرده ام و امیدم را میان تسبیح جانماز مادرم که پر از آیه های نور بود در ساعتی که در ضربه های عقربه های خود انتظارمان را پنهان کرده بود سنجاق کرده ام و همه خوابهایم را در صدای پرنده ی سحر به دست باد سپرده ام و چون سایه ای نه خواب نه بیدار با تلاشی بی پایان برای به یاد آوردن تمام خاطره های رودخانه مان با ترسی غریزی از شوق گذشته برای فرار از آینده هر روز ساعتم را بیدار می کنم و گم می شوم در خاطره دورترین افق خورشید که صدای قدمهای تو را مژده می دهد. آیا هنوز دوستم داری؟ قسمتی از شعر بلند "آیا هنوز دوستم داری؟"...
ادامه مطلب
باز هم غرق می شوم در افکارم در این فکر که احساسم فلج شده اما گاهی برای یک دوست هم می شود عاشقانه ای نوشت عاشقانه دوستش داشت ایهام وار برایش هم درد بود گاهی می شود یک دوست که فرسخ ها دور تر است را مخاطب یک نوشته قرار داد گاهی می شود تمام این دنیای بی روح را برای یک دوست طی کرد با پرواز یک خیال پرواز یک احساس آری گاهی می شود عاشق بی ریایی یک دوست شد...
ادامه مطلب
من پروانه هارا دوست دارم من زندگی را آزاد و آرام و غرق در یک آرامش بی مثال در کلبه ای دور در ساحل دریایی بردبار با لبانی ممهور به سکوت ،تنها ی تنها در کنار تو میخواستم یک شب من باشم و تو و تنها لالایی موجهای دریا تو سردت شود و من تن پوش بافتنی ام را از پشتت بیاویزم و خیره به دریا سیگاری روشن کنم ، تو از دود سیگار گلایه کنی ومن از سیاهی های سرنوشت خویش . من از زیستن تنها همین یک شب را میخواستم با غرشی ناگهان از آسمان و ترسی که ترا پناهنده آغوش من سازد .باران آرام آرام ترانه اش را آغاز کند و تو از بیم سرماخوردن به کلبه بازگردی ومرا با یاد لطافت دستان دخترانه ات و بوسه های شیرینی که از صبح در من کاشته ای به خلوت دریا بسپاری و من تا بامداد به عشق اینکه یک نفر به انتظا...
ادامه مطلب
بیا آویزه ی گوشت بکن یـک دوست دارم را که مــن بـی روی نازت گم کنم دارو ندارم را تو از آنسوی رویا میرسی در خواب شیرینم ومــن در مــرز رویــا باز میبـوسم نــگارم را کنارت مینشینم خیره گاهی سوی چشمانت که آیا مـــــی شود بر سینه بـفشارم انارم را اگر گاهی نمیبینم تو را، یخ مـی کند این دل که با هرلحظه کم دیدن دهم از کف قرارم را خزانـم، در بـهاری کـز لبت از بوسـه ناکامم بیا برگرد ای زیبا عـــوض کــــن روزگارم را تبی دارم که از دوری به روی این تنم مانده کنارم باش تا هـــــر شب ببینم غمگسارم را چه باشد آرزوی من به جز اینکه به لبخندی به لب ارام بفشارم شبی لب هـــــای یارم را #محمود_انصاری...
ادامه مطلب
((دوستت دارم)) در آن هنگام انگشت زر فام نوازشگر خورشید، مروارید آبی خیس از اشتیاق چشمانت را، عشوەگرانە بە تلألٶ وا می دارد، دوستت دارم. .. در آن هنگام نسیم روح انگیز سحرگاهان، باعطر آهنگین نفسهای گرمت ، برگ برگ، مشام باغ شبنم زدە را خوشبو می سازد، دوستت دارم. .. در آن هنگام عصیانگر لجباز باد، پریشان بیرق گیسوانت را، مصرانە، بە میهمانی رنگین کمان می خواند، دوستت دارم. .. در آن هنگام غرق در اقیانوس آرام سکوت، خاموش خاموش فریاد می زنی: ((دوستت دارم))، دوستت دارم. .....
ادامه مطلب
نقد اشعار سهراب سپهری ، (نشانی) ، خانه دوست کجاست؟؟ « نشاني » u200f«خانهی دوست كجاست؟» در فلق بود كه پرسيد سوار.u200f آسمان مكثي كرد.u200f رهگذر شاخهی نوري كه به لب داشت به تاريكي شنها بخشيد و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:u200f u200f« نرسيده به درخت، كوچهباغي است كه از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازهی پرهاي صداقت آبي است.u200f ميروي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ ، سر به در ميآرد، پس به سمت گل تنهايي ميپيچي، دو قدم مانده به گل، پاي فوارهی جاويد اساطير زمين مي ماني u200f و ترا ترسي شفاف فرا ميگيرد.u200f در صميميت سيال فضا، خش خشي ميشنوي:u200f كودكي ميبيني رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانهی نورu200f و از او ميپرسي u200f خانهی دوست كجاست.»u200f شعر کوتا...
ادامه مطلب
گفت فندك حالم امشب خوب نيست در سرم جز شعله ي آشوب نيست اين همه حرمان و درد و رنج و مرگ هيچ كس اينجا پي محبوب نيست پرسشي آتش زده در جان من: دوستان پاي فلك معيوب نيست؟! خنده آمد بر لب سيگار باز داشت در سينه هزاران گنج راز گفت خاموشي برايت بهترست غافلي از حكمت سوز و گداز "هر كسي را بهر كاري ساختند" سهم من از زندگي لب، از تو گاز ... داده ام دل را به ماليخوليا تا كه هستم زودتر پيشم بيا فندكي در دست دارم آتشين مانده ام روشن كنم سيگار يا... ٨ ١٠ ٩٤ ...
ادامه مطلب
دومین جشنواره ادبیات کودک شیراز برای کشف استعدادهای برتر نویسندگی در ادبیات کودک و نوجوان بهمن ۹۴ برگزار میشود و از برگزیدگان آن طی برگزاری آیینی تقدیر میشود. به گزارش روابط عمومی انجمن شاعران ایران به نقل از ایسنا، در این جشنواره که موضوع آن آزاد اعلام شده، شرکتکنندگان میتوانند آثار خود را در قالب داستان کوتاه (چاپشده یا چاپنشده) و شعر (چاپشده) و آثار تصویرگری و تصویرسازی (چاپشده) به دبیرخانه این جشنواره ارسال کنند. مصطفی رحماندوست عضو هیئت مدیره انجمن شاعران ایران، فریدون عموزاده خلیلی، علیاصغر سیدآبادی و حمیدرضا شاهآبادی داوران بخش داستان و ، عرفان نظرآهاری و آتوسا صالحی داوارن بخش شعر دومین جشنواره ادبیات کودک شیراز هستند. شرایط شرکت در جشنواره به شرح زیر اعلام شده است: شرکتکنندگان د...
ادامه مطلب