
هرگز نرود خاطرت از یاد دل ارام ان دم که شد از برق نگاهت دل من رام ان لحظه که در مردم چشمان تو دیدم تصویر خودم از من افسون شده در دام...
ادامه مطلب
آيا نگاهمان به هم دروغ ميگفتند وقتى كه به هم دوخته شدند نفس بند آمد و زمان و مكان فراموش شد ... من در معنا كردن اين اتفاق ناتوانم براستى اين نگاه عشق را توصيف ميكرد يا تنهايى هنوز نميدانم و هنوز نميدانم اونروز لباست چه رنگى بود بانو ؛ اما هر زمان پلك هايم را ميبندم ، نگاهت تمام وجودم را در آغوش ميگيرد ......
ادامه مطلب
طعم آن میوه ممنوع مگر داشت نگاهت از زمینی شدنم خوب خبر داشت نگاهت مردمک های یخ زده گرد من بسیار اما با دل زرتشت من باری شرر داشت نگاهت بر دیگری تابیده بودی روزگاری بی اثر در چون منی داشت اثر داشت نگاهت چون صنوبر راست قامت قد رعنای غرورم با غرورم راستی حکم تبر داشت نگاهت رفتی و نبردم پی به مقصود تو افسوس با همه تلخ زبانیت، شکر داشت نگاهت...
ادامه مطلب