
اگه دستامو نگیری ، نکشی از این فلاکت نبری به خارج ازاین ، شهرمرگ و کوی عادت اگه چشماتو نبندی ، به روی چشم خطاهام دل نبندی به دلم تا ، بایستم به روی پاهام اگه دستاتو نزاری ، رو دل پر درد شب هام نشینی کنار تختم ، لب نزاری روی لب هام بهتره دیگه نباشه ، تن سرد و نیمه جونم بهتره دیگه جدا شه ، روحم ازجسم خزونم من بدون تو درختی ، خشک و تنها و غریبم از هوا و آب و آفتاب ، نا امید و بی نصیبم بره ای هستم که بی تو ، اسیر چنگال گرگم هاج و واج و بی نشونی ، توی یک دشت بزرگم اگه قطره ای از آبِ ، آبروت به روم نپاشی اگه یه وقتی تو با من ، نه بشینی و نه پاشی تار و پود آرزوهام ، یکش...
ادامه مطلب
بنام خدا اندیشه نبوی شاه نعمت الله ولی محمد حسین نورانی شیرازی ( نصرتی ) مقدمه : شاه سید نورالدین نعمت الله ولی از شعرا و عرفای قرن نهم هجری قمری گشته است . شاه نعمت الله ولی عارف عملی و عارف نظری گشته است و سلسله ی تصوف نعمت اللهی را به اوج خواهد بُرد . ایشان در اشعار خویش , کلیّات عرفان اسلامی را بررسی کرده است و عرفان توحیدی و نبوی را نیز با بیان عاشقانه و قلبی بیان کرده است . در ذیل به بررسی اندیشه نبوی شاه نعمت الله ولی در اشعار این عارف و شاعر شیفته ی رسول الله (ص) خواهیم پرداخت . متن : از تتق کبریا صورت لطف خدا بسته نقابی ز نور روی نموده به ما حضرت امین (ص) سایه ی لطف ایزدی را بر مسلمین و مومنین جهان خواهد انداخت و جهان را سرشار از نور ایزدی خواهد کرد. معنی ام ا...
ادامه مطلب
هر چند که لبخند تو ناجور گران است! انصاف نباشد دل من را بخراشی هر سال تو را چشم به راهم که بیایی بر دیده ی من هر قدمی نور بپاشی "در حسرت دیدار تو آواره ترینم" این بار برایمچه دلیلی بتراشی؟ تو خامی و من سوخته دل...هیچ عجب نیست چشم همه دنبالتو، من فکر حواشی تو کلسیم خون منی، فسفر مغزم اینها شود از گرمی لبخند تو ناشی با مُهر لبت ساختم اما بت ظالم، دندان مرا خرد کنی و متلاشی ای پسته ی سربسته ی خندان لب سرمست عید است، مگر می شود امسال نباشی؟!...
ادامه مطلب