
عمو جان! ما آب نمی خواهیم. برگرد به خیمه ها ما تشنه ی اغوش تو هستیم نه آب فرات جان پدر! نرو! برگرد به خیمه ها!...
ادامه مطلب
گریه میکنم نه بر آنچه بدبياري اش میخوانید هر گز ... بل به خاطر روح بلندم که در منجلاب احساسات حقیرانه ی ام گرفتار است...
ادامه مطلب
شده همه حرفم؛بری میمیره دل تو که نفسهامی؛تویی قرار دل نرو که هستی تو؛ عزیزتر از جونم نرو نذار اشکات !بریزه رو شونم همه بهم میگن ؛که از پیشم میری همه بهم میگن ؛که از دلم سیری همه چمیدونن ؛برای توست قلبم نباشی یک مرده؛ به زیر یک قبرم توروخدا باش و ؛ببین فدات میشم توروخدا عشقم؛ نباشی میمیرم نرو بمون با من ؛دلت میگیره باز نرو که اشکامون؛ داره میریزه باز بمون تا قلبامون ؛مث یه دریا شه بمون تا عشق ما؛ شبیه رؤیا شه نباشی قلب من ؛اروم نمیگیره فقط تو رو از من؛ بهونه میگیره نرو ببین پاهام؛ نمیتونه بییییاد ب...
ادامه مطلب
هرروز پای دار خودم گریه میکنم وامانده ام، به کار خودم گریه میکنم من آن پلنگ خسته و احساسی ام که باز با گریه ی شکار خودم گریه میکنم پیروزِ جنگ با دلِ خود هستم و کنون دارم به افتخار خودم گریه میکنم! دل داده ام وَ در عوضش آه برده ام در تلخی قمار خودم گریه می کنم پرواز بی تو اوج سقوطی پر از غم است با شوق در حصار خودم گریه میکنم! هر لحظه ام مشابه پایان ممتد است دارم به روزگار خودم گریه میکنم بعد از غروبِ من چه کسی ناله می کند؟! بر غربت مزار خودم گریه میکنم...
ادامه مطلب
یک سبد بیتابی ام را با تـــــو قسمت میکنم آسمان آبــــــــی ام را با تـــــو قسمت میکنم گرچه هر شب خوب میخوابی گُلم امشب ولی نیمه ی بیخوابـــــی ام را باتو قسمت میکنم سهم من از با تو بودن یک شب مهتابی است این شب مهتابــــی ام را با تو قسمت میکنم آن لب گیلاســی ات را با لبــــــم آغشته کـن گونـــه ی سرخابــی ام را با تو قسمت میکنم مرغ دریایی مــــــن غمگین نشو زیرا که من این دل تالابـــــــی ام را با تو قسمت میکنم #محمود_انصاری...
ادامه مطلب
آمدی تا به دلم نور بپاشی،نروی خوب الماس دلم را بتراشی،نروی طعنه بر غم بزنی عشق فراهم شود و مثل بی حوصله ها یارنباشی،نروی عشق جوشید دمادم که شدم غرق دلت بی نجات منِ دریا زده، ناشی،نروی «باش» تا مرکز احساس به دورت بزند حلقه ای وصل به قلبم به حواشی، نروی کاش هرگز نشود خاطر من از تو جدا ذهن درگیر خودت را نخراشی ، نروی بهناز-سمیعی نژاد بهمن۹۴...
ادامه مطلب