
صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد تو بمان خواب که تعبیر شود بعد برو لحظه ای یاد ؛ تو را خواند که با او بروی تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو صبر کن عشق تو دل گیر شود بعد برو یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو تو اگر کوچ کنی ؟ بغض خدا می شکند تو. بمان گریه به زنجیر شود ؛ بعد برو...
ادامه مطلب
عمو جان! ما آب نمی خواهیم. برگرد به خیمه ها ما تشنه ی اغوش تو هستیم نه آب فرات جان پدر! نرو! برگرد به خیمه ها!...
ادامه مطلب
شده همه حرفم؛بری میمیره دل تو که نفسهامی؛تویی قرار دل نرو که هستی تو؛ عزیزتر از جونم نرو نذار اشکات !بریزه رو شونم همه بهم میگن ؛که از پیشم میری همه بهم میگن ؛که از دلم سیری همه چمیدونن ؛برای توست قلبم نباشی یک مرده؛ به زیر یک قبرم توروخدا باش و ؛ببین فدات میشم توروخدا عشقم؛ نباشی میمیرم نرو بمون با من ؛دلت میگیره باز نرو که اشکامون؛ داره میریزه باز بمون تا قلبامون ؛مث یه دریا شه بمون تا عشق ما؛ شبیه رؤیا شه نباشی قلب من ؛اروم نمیگیره فقط تو رو از من؛ بهونه میگیره نرو ببین پاهام؛ نمیتونه بییییاد ب...
ادامه مطلب
به حرمت تو و عشقت سکوت خواهم کرد کمی برای نگاهم غزل بخوان لطفا دلم به بی تو سرودن ندارد عادت پس بمان میان نفسهام ....نرو...بمان لطفا تویی که با تو تمامم و بی تو بیمارم دلیل عاشقی من ! خدای اشعارم! بدان که سال من و دل بدون چشمانت چهار فصل خزان است وسخت می بارم برای از تو نوشتن چه گیج و منگم من برای آمدن تو دوباره دلتنگم چقدر خسته ام از این خیال و از رویات برای از تو سرودن همیشه می لنگم نرو بمان به نگاهت همیشه محتاجم بمان بهانه ی خلق تمام اشعارم بمان اگر چه خیالی اگر چه دور از من شدست ورد زبانم که "دوستت دارم "...
ادامه مطلب
آمدی تا به دلم نور بپاشی،نروی خوب الماس دلم را بتراشی،نروی طعنه بر غم بزنی عشق فراهم شود و مثل بی حوصله ها یارنباشی،نروی عشق جوشید دمادم که شدم غرق دلت بی نجات منِ دریا زده، ناشی،نروی «باش» تا مرکز احساس به دورت بزند حلقه ای وصل به قلبم به حواشی، نروی کاش هرگز نشود خاطر من از تو جدا ذهن درگیر خودت را نخراشی ، نروی بهناز-سمیعی نژاد بهمن۹۴...
ادامه مطلب