
ای که با خوبان نشستی و فراموشت شدم دردلم دیواربستی وفراموشت شدم ازسر ذوق آمدم سوی تو منزل بزنم برسرم آوارگشتی وفراموشت شدم چه شنیدی که دلت سنگ شدو قاتل جان شیشه ی عمرم شکستی و فراموشت شدم عهد بستی که شوی مونس اسرار دلم عهدوپیمان را گسستی وفراموشت شدم می رود خنده به لب های تو با غیر منی که تو بیگانه پرستی وفراموشت شدم...
ادامه مطلب
در اواخر سلطنت احمدشاه قاجار در نتیجه هرج و مرج بوجود آمده طایفه سارخان بگلی ناچار از مغان به آنسوی رود ارس کوچ کردند. علیxad عباس از کودکی به همراه پدرش و اعضای ایل در باکو به خرید و فروش مشغول گشت و در جوانی پس از ازدواج صاحب ۲ پسر شد و نام یکی را محمود گذاشت. محمود دستxad پیش در سال ۱۳۱۳ در باکو متولد شد و با روی کار آمدن بلشویکxadها در روسیه و فشار بیش از پیش به مهاجرین ایرانی مبنی بر اینکه یا شناسنامه شوروی بگیرید یا به ایران برگردید، مردم ایل و بالاخص خانواده علیxad عباس که اینک از سران ایل شده بود، زیر بار شوروی نرفتند و عزم وطن کردند. علیxad عباس دستxad پیش بهمراه خانواده در اردبیل و در محله حسینیه سر گذر قصبه کهرلان ساکن شدند. محمود که بسیار باهوش و پراستعداد بود در مدرسه ثبت نا...
ادامه مطلب
ای ستم پیشـــه ***************** ای ستم پیشــــه ؛ کجا می بری این مردم چشـــم ؟ گـُنــه از روی فریبای تورفت ! سرزده با هوسی آمده برقابِ نگاهم بنشست . اطهــــراست دیده مرا ، مگـــراز یادِتو رفت ؟ سالهــارفته هنوزم دلِ من درسلول دلِ تو دربنــدست . زنــده است آیا او ؟ شایـــدم ، نیست درآن چاله سنگ ! خفتــه درگـوربه جمع ، آمده تنگ . بی سبب نیست که این دیده به ماتم بنشست دیده تنگ گشته به خود ، به کجا مانده دلش ! هااان ، توای دیده که دلباخته بودی به هوس مانده تصــویردل از دلتنـــگی ، همچومرغی به قفس. پروبالت بشکست . ای ستم پیشـــه ، که بردی به فریب ببراین مردم چشـــم ، که زجاجش به تاریک نشست دیـــده از آن تو باد. فرشاد- 94...
ادامه مطلب