ای ستم پیشـــه
*****************
ای ستم پیشــــه ؛
کجا می بری این مردم چشـــم ؟
گـُنــه از روی فریبای تورفت !
سرزده با هوسی آمده برقابِ نگاهم بنشست .
اطهــــراست دیده مرا ،
مگـــراز یادِتو رفت ؟
سالهــارفته هنوزم دلِ من
درسلول دلِ تو دربنــدست .
زنــده است آیا او ؟
شایـــدم ، نیست درآن چاله سنگ !
خفتــه درگـوربه جمع ، آمده تنگ .
بی سبب نیست که این دیده به ماتم بنشست
دیده تنگ گشته به خود ، به کجا مانده دلش !
هااان ، توای دیده که دلباخته بودی به هوس
مانده تصــویردل از دلتنـــگی ، همچومرغی به قفس.
پروبالت بشکست .
ای ستم پیشـــه ، که بردی به فریب
ببراین مردم چشـــم ، که زجاجش به تاریک نشست
دیـــده از آن تو باد.
فرشاد- 94
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: پنجشنبه
17 دی
1394 ساعت: 3:38