ای که با خوبان نشستی و فراموشت شدم
دردلم دیواربستی وفراموشت شدم
ازسر ذوق آمدم سوی تو منزل بزنم
برسرم آوارگشتی وفراموشت شدم
چه شنیدی که دلت سنگ شدو قاتل جان
شیشه ی عمرم شکستی و فراموشت شدم
عهد بستی که شوی مونس اسرار دلم
عهدوپیمان را گسستی وفراموشت شدم
می رود خنده به لب های تو با غیر منی
که تو بیگانه پرستی وفراموشت شدم
برچسب: دلخوری پیش نیاد,دلخوری از بغض پری میفهمم,دلخوری از عشق,دلخوری از دوست,دلخوری از بغض پری,دلخوری از یار,دلخوری مرتضی پاشایی,دلخوری از همسر,دلخوری های عاشقانه,دلخوری اس ام اس,
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: پنجشنبه
15 مهر
1395 ساعت: 17:08