انجمن شاعران ایران

متن مرتبط با «جنون» در سایت انجمن شاعران ایران نوشته شده است

جنون

  • نیلوبلاگ

    من، افسانهی بی اسطورهی جهان؛ روی لبانِ چروکیدهات مرگ به زخمِ زبان مینوشم تا روبرویِ خطوطِ ممتد، سرخ به سبز-زردِ نمناکت ببازم؛ قهرمانِ پلکهایِ خاموشم!!! اسیر، بوی جنون و اسید از تبارم میچکد من، قهرمانِ پیوندِ آرزو زیر درختانِ آهنین، برگ میچینم آآآآآآآه... نگاهم کن... تمنایِ قنوتم را... کاش شعر آشوبی بر میلهی تنم بود؛ بود مرگ بر خط سیاهی که مرزبان ورپریدهی بغضم میشود... من افسانهی بیقهرمانم اسطورهی بیشتاب نفسم را میبرد جنونِ خیابان تا آرامشِ تمامِ عابرها رویِ خطوط ممتد انکارِ حضورم باشد......

    ادامه مطلب
  • دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب

  • نیلوبلاگ

    با من سخن از عاشق و دلدار نگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب. با من سخن از یار وفا دار نگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب لبخند ملیحش به لب غنچه نشسته مانند نگاهش که در ان خنده جام است پر پر شدن غنچه در اشعار نگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب بردار ملامت سر عشاق کشیدند در دفتر نقاشی لیلای غزل ها در محضر مجنون سخن از دار مگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب در دایره عشق شده نقطه پرگار لیلی و زند چرخ به دورش دل مجنون در دایره از نقطه پرگار نگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب در میکده پیمانه شکستیم به عشقش از میکده عشق مرا راند نگاهش از میکده و ساقی و خمار مگویید دیوانه ام و سر به جنون میزنم امشب دیریست که از کوچه اشع...

    ادامه مطلب
  • گدازه های جنون

  • نیلوبلاگ

    * پیش تر از صبوری دوستان در تحمل اطناب بیش از حد این نوشته بی نهایت سپاسگزارم* گرچه تنها بهانه ای اما..........من نمی خواهم از تو بنْویسم من نمی خواهم این چنین مصلوب..........به چلیپای تو بیاویزم من نمی خواهمت ولی چه کنم؟..........حلقه ای بر حوالیِ زُحلی روی جغرافیای غصه ی من..........مختصاتِ مسیرِ غم گُسلی! دَوَرانِ نگاهِ من قفل است..........بر مدارِ تحرّکِ بدنت از نگاهِ تو موجِ مغناطیس..........می کشاند مرا به سمتِ تنت برده از یادِ من گذشتِ زمان..........هرکسی خوب و بد سَوایِ تو را دستِ من نیست، پیشکش کردند..........لحظه ها هر نفس هوایِ تو را دستِ من نیست پشتِ هرچه مسیر..........از جهانِ تو سر درآوردم مقصدم عشق بود و هر راهی..........سمتِ بیراهه را رها کردم دستِ من نیست طعمِ آغوشت......

    ادامه مطلب
  • جنون عشق

  • نیلوبلاگ

    من آن دیوانه ی مجنون و مستم که از دیوانگی لیلی پرستم خدا دانم که از من کفر گیرد ولیکن من همان هستم که هستم...

    ادامه مطلب
  • دریای جنون

  • نیلوبلاگ

    «دریاے جنون» نه ؋ـقط امشب و ؋ـردا شب و شب هاے دگر بلڪه از ڪوے تو راهے نبرم جاے دگر ناڪسے گر بزنے بوسه به جز بر لبِ من ناڪسم گر بزنم بوسه به لب هاے دگر به دلم رنگ ندارد به خدا عشقِ ڪسے من نه آنم ڪه ڪنم جز تو تمناے دگر من ڪه هر گوشه ے چشمم شده دریاے جنون نیست حسے ڪه نشینم لبِ دریاے دگر بعد از آنے ڪه معماے دلم را یاـ؋ـتم نیست طاقت ڪه ڪنم حلِ معماے دگر تو گَر از من بِرَمے یڪه و تنها مانم من گر از تو بِرَمَم،عاشقِ شیداے دگر جز تو اے سروِ گُل اندامِ پریشان گیسو واے اگر چشم گُشایم به تماشاے دگر بد نڪن اے همه اے خوب،ڪه از حرصِ دلم ڪُنَمَت ترڪ و ڪِشَم منتِ زیباے دگر دست پرورده عشق است هویداے حزین مست از ساغرِ رندیست،نه میناے دگر محمدرضا یعقوبے سورڪی«هویدا»...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    جنون العظمة | جنون الحب | جنون الارتياب | جنون سرعت | جنون البقر | جنون العصر | جنون العسل | جنون الحياة |