فراخوان برای انتخاب گویندگان رادیو انجمن با شرکت در بخش بخش صدا مشق - تاریخ: 1394/11/11 ساعت: 23:57
سلام دوستان عزیز بخش "صدا مشق" در رادیو انجمن برای آموزش فنون دکلمه و گویندگی و همچنین آموزش وزن و عروض اشعار تشکیل شده و هدف نهائی اون کشف استعداد های "صدای "در انجمن و ساخت برنامه ی ماهانه رادیو انجمن تعریف شده کارشناس این بخش سرکار" خانوم آذرخش شفیعی و دوستان مورد تائید ایشون" هستن روال کار در ای...
داستانِ کوتاه با الهام از عکس.... - تاریخ: 1394/11/10 ساعت: 6:47
سلام و درود اهل عزیز انجمن با توجه به اینکه بخش پرطرفدار داستان نویسی دارای مخاطبان خاص و زیادی در انجمن هست و با توجه به قبول مسئولیتِ یکی از بهترین مدیران انجمن با خواهش بنده این بخش به نام داستانِ کوتاه با الهام از عکس...به مدیریت خانم چیذری عزیز(الماس) ایجاد شد به این صورت که عکسی در این پست ارس...
من یک من دیگرشدم - تاریخ: 1394/11/9 ساعت: 18:06
وقتی که دراحساس تو سرتابه پا غم می شدم هرگز نفهمیدم چرا در چشم تو کم می شدم وقتی که درآیینه ها تصویر من از من نبود تنها تو را می دیدم و با گریه همدم می شدم این یادها جای تونیست ،من مرد وشیدای تو نیست دیگر برو ،دیگر برو، من یک من دیگر شدم وقتی که آسان می زدی دل را به دریاهای دور می ماندم و گم می شدم ...
حکم یار - تاریخ: 1394/11/9 ساعت: 18:06
( حکم یار ) دلخوشِ آنم که جان، فدیهٔ جانان دهــم به یک اشارهٔ دوست ، به باد ایمان دهم باده نکرده مدهوش، مستِ جمالِ یارم به چشمانِ خُمارش ، مُلکِ سُلیمان دهم می بده ساقی مرا، مرانم از میکده این دلِ پرشرر به، آتشِ سوزان دهم عمری به میخانه ها، درپیِ یک نشانم به دیدارِ جمالش، جانِ خود آسان دهم به لب رسی...
رفتی و باران گرفت آبادی ام را آب برد - تاریخ: 1394/11/9 ساعت: 18:06
بي حضور تو دل بيمار من بي يار شد رو به روي بهت من هر پنجره ديوار شد رفتي و باران گرفت٬آبادی ام را آب برد "زير هر سقفي که رفتم بر سرم آوار شد" اشک هايم در تمام امتداد جاده ها سنگ ها را شست و راه رفتنت هموار شد بعد تو دل از جنون،از عشق،از لبهاي سرخ از دروغي هم به نام زندگي بيزار شد آخرش من ماندم و يک ...
روزگار - تاریخ: 1394/11/9 ساعت: 18:06
گویند که عمر چند روزی گذرد با روزی و هم بدون روزی ، گذرد از محنت روزگار دل خون گردید این ناکامی ولیک روزی گذرد
زخم - تاریخ: 1394/11/9 ساعت: 18:06
کسی سر می کشد از پنجره -درز تن دیوار- کسی سر می کشد از لابلای زخم های دل دلم دیوار رویاییست من از زخم تن دیوار می ترسم
نروی... - تاریخ: 1394/11/9 ساعت: 18:06
آمدی تا به دلم نور بپاشی،نروی خوب الماس دلم را بتراشی،نروی طعنه بر غم بزنی عشق فراهم شود و مثل بی حوصله ها یارنباشی،نروی عشق جوشید دمادم که شدم غرق دلت بی نجات منِ دریا زده، ناشی،نروی «باش» تا مرکز احساس به دورت بزند حلقه ای وصل به قلبم به حواشی، نروی کاش هرگز نشود خاطر من از تو جدا ذهن درگیر خودت ر...
جنگ د ِشُم و آشیر د ِخَرم ِ - تاریخ: 1394/11/9 ساعت: 3:54
جنگ در شخم و چَنگَک در خرمن اگر در بستری آماده کار کرده باشیم می توانیم ماحصل آن را در اختیار داشته باشیم. جنگ د ِشُم و آشیر د ِخَرم ِ
اسامی شاعران مشارکت داده شده در چهارمین جشنواره - تاریخ: 1394/11/7 ساعت: 8:19
لیست اسامی شاعرانی که آثارشان به صورت خودکار در چهارمین جشنواره ی ادبی انجمن شاعران جوان شرکت داده شده اند اسامی عزیزانی که بصورت مستقیم در جشنواره شرکت کرده اند در اطلاعیه ی دیگری منتشر خواهد شد از بین آثار متعلق به این عزیزان طبق فراخوان جشنواره آثاری بعنوان منتخب و آثاری بعنوان برگزیده ی جشنواره ...
داستان بارقه امید - تاریخ: 1394/11/6 ساعت: 6:36
برف بی امان می بارید ولی دیگر دلش یارای ماندن نداشت ,حال خوشی نداشت . خودش می دانست که زمان خوبی برای رفتن انتخاب نکرده ولی دلش با او یار نبود و بار سفر را زودتر از خودش بسته بود. از خانه که بیرون زد هیچ صدایی جز ریزش بی امان دانه های برف نمی شنید وحشت تمام وجودش را گرفته بود ولی دلش راهی شده بود وا...
* دور دوم مسابقه ی دکلمه برتر * - تاریخ: 1394/11/4 ساعت: 8:53
سلام به همه دوستان عزیز بالاخره دور دوم مسابقات دکلمه انجمن آغاز شد ! مهلت ارسال آثار تا 10 اسفند می باشد ... نفر اول سه اعتبار ویژه نفر دوم و سوم هرکدام دو اعتبار ویژه و به هر شرکت کننده یک اعتبار هدیه تقدیم خواهد شد ... همچنین بنا شده است برای مشخص شدن برندگان این دور مسابقه نظر سنجی قرار بدهیم که...
ابر تیره - تاریخ: 1394/11/3 ساعت: 6:14
زندگی لحظه ی دیدار ِ تو بود که ستاره به سرم می بارید شعر مهتاب مسیر ِ ما را نور باران میکرد * شنبه هاسایه ی ِ هم می رفتند لحظه ها می ماندند وَ دلم جام ِ جمی روشن داشت همه جا صحبت ِ تکرار تو بود وَ تو می خندیدی * مدتی هست که ابری تیره آسمان ِ نفسم را سربی واژه ِ های غزلم را غمگین به زمستان برده خبری ...
دل بریدم از زندگی - تاریخ: 1394/11/2 ساعت: 17:12
بریدم خواب های جوانی را چون افتاده همانند درخت خشکیده در بیابان دگر ترنم غچی ها با من نیست فراموشم از یاد کوچه ها از کودکی و نوازش اش تا داشتن عصای پیری دردست دل بریدم از زندگانی بدرود [/size][/font]
جایی... - تاریخ: 1394/11/2 ساعت: 17:12
یک سوالی دارم که اگر پاسخ دهید ممنونم یا نه که اشکال ندارد باز هم ممنونم جایی می خواهم خسته از جرم و گناه نه همیشه گاهی خورشید از جای دیگر در آید مردم هم باشند نه همه آن هایی که من دوست دارم باشند ایرج آقا باشد طفلک چند روزیست که مرد پسرش صبح روز بعد دکان را باز کرد!!! سراغش دارید؟ جاده کوچه شود کوچ...
عشق پاکت بر وجودم شور وشوقی داده است - تاریخ: 1394/11/2 ساعت: 17:12
رفته یی من با خیالت زندگانی می کنم گاه و بی گاهی به سر فکر جوانی می کند جهد ها کردم ولی این دل فراموشت نکرد روز و شب با یاد چشمت هم زبانی میکنم کوشش بیهوده ام افسوس فرجامی نداشت بهر یاد آوردنت با دل تبانی می کنم چون ندیدم محرمی بعد از تو ای آرام جان درد دل با غنچه های شمعدانی میکنم باورت شاید نباشد ...
زمستان - تاریخ: 1394/11/2 ساعت: 17:12
ذوق لباس های گرم برای سرما خوردن نگاه ملتمسانه ی ساعت! عقربه هات سه نوازنده ی خستگی ناپذیرند بر گذر عمر با آهنگ ِ:تیک تاک... کفش هام با چه اشتیاقی تنشان را به لیف و آب داده اند! با برازندگی ِ پاپیون ها گَردهای اوباش کوچه با نفرت از کت های ِ سیاه سر کفشهام می ریزند صدای خرد شدن ِ استخوان های اجناس; پ...
تمام کن مرا - تاریخ: 1394/11/2 ساعت: 17:12
تمام کن مرا گذر کن برو چون عابری ک رفت از این پیاده رو تمام کن برو ک راه چاره نیست در این شب ببین! یکی ستاره نیست شکنجه میشوم من از هجوم درد از روزهای تلخ از شب های سرد بر باد داده ای عشقی ک داده ام آبستن تو ام! من درد زاده ام! خلاص کن مرا ب لب رسیده جان تمام کن مرا, تمام کن نمان
عشق یعنی این - تاریخ: 1394/11/2 ساعت: 17:12
می تراود مهتاب می درد جامه شب گل دهد خانه نور برتن قیری شام نغمه وشور وصدا همه با صوت دعا کلبه ای ساکت وگرم مست عشق و از شوق زندگی شیرین بی لجاجت های تلخ دوسه جام از باده رقص پرشورو سرور دردل تاریکی چشمکی زد نوری کوره راهی روشن دردل شمع حزین شاپرک مست حضور پرزشوق رفتن تاسراپرده نور تا به اقلیم وجود ...
این درد بی مرهم واگیر ندارد... - تاریخ: 1394/11/2 ساعت: 17:12
من از هراس گمشدنت پشت پلک های زمان به ضریح دستانت هزاران آرزوی ناکام را می آویزم و دست خالی از آسمانی که شهابش در قاب از ما بهتران می گذرد بغض را از بقچه ات سهم می برم. یک قدم پیش تر بیا نترس این درد بی مرهم واگیر ندارد و بر منتهای ظلمت پر تکرارم بتاب که پیشانی ام به روی مهر قدم هایت سجده کرده است و...

برچسب‌های مرتبط

بعد از تو | بعد از تو شاهين نجفي | بعد از تو دگر یار نگیرم | آیا هنوز دوستم داره | موش ها و آدم ها | موش های تهران | موش ها | چادر به سر | چادر به سر در خواب | دخترک چادر به سر