وقتی که دراحساس تو سرتابه پا غم می شدم
هرگز نفهمیدم چرا در چشم تو کم می شدم
وقتی که درآیینه ها تصویر من از من نبود
تنها تو را می دیدم و با گریه همدم می شدم
این یادها جای تونیست ،من مرد وشیدای تو نیست
دیگر برو ،دیگر برو، من یک من دیگر شدم
وقتی که آسان می زدی دل را به دریاهای دور
می ماندم و گم می شدم در موج هایی از غرور
وقتی بهانه کم نبود تا بندها را وا کنی
آخر چرا می خواستی یا کر شوم یا کور کور ?
من از تو دور افتاده ام ،سخت است اما ساده ام
خواری کشیدم بس که من دست تو بازیگر شدم
من می توانم بشکنم آن بت که از تو ساختم
آن شیشه ی نازک که من روزی به قلبت باختم
من سوختم، من ساختم،روزی که خاکسترشدم
دیگر تو را باهرچه ای ،ازچشم خود انداختم
این یادها جای تو نیست،من مرد وشیدای تو نیست
دیگربرو دیگر برو،من یک من دیگر شدم
94/8/18
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
9 بهمن
1394 ساعت: 18:06