در قماری دل، عجب باخت به تو
بی درنگ از اشتیاق
ـ کم کَمَک، سرد و آهسته چه باشد؟ -
با شتاب و گرم، یکسره باخت به تو
گفتم ای ناشی، قمارِ زندگی را باختن منظور نیست
گفت: " آری، از نگاهِ عقلِ سرگردانِ تو
انتحار دل برای زندگی مفهوم نیست "
زیر لب می خواند و می رفت
... می شنیدم:
" دل حیاتش بعدِ این بازندگی ست
عاقبت عمری برای تو، همین، بالندگی ست ..."
باز اکنون
در قمارِ دیگری آماده است و شاد و خندان
مثل ِ اینکه برده بازی های قبلی... !
کودکانه سیلِ شادی می جَهَد از عمقِ چشمش
مثلِ هر بسته به بندی که "رها" گشته ز زندان
بعدِ هر دفعه شکستش، رِنگِ شادی می زد او خوش
..... باز دارد میلِ تازه به قمار این دلِ همیشه مستِ سرخوش
برچسب: قمار,قمارباز,قمار عاشقانه,قمار به انگلیسی,قمار آنلاین,قمار اینترنتی,قمرة يا قمرة لفيروز,قمار باز سوزان,قمار عاشقان بردی ندارد,قمارباز سوزان روشن,
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
26 شهريور
1395 ساعت: 13:29