خرید بک لینک
جنگل آتش زده

صدای وِچ وِچ!... حشرات در تاریکی جنگل
باژگونه بازتاب می نمود
هویدا بود بخاطر یافتن پرتو
فریاد می زد!
من که اطاقم را روشن داشتم
آمد و فریاد می زد!
آنکه روشنی در اطاق من یافت
پَر و دست شکسته آمد
می دانستم از جنگل آتش زده آمده
گفتم: از اطاق من چه می خواهی؟
گفت: درمان!
گفتم: درمان چه؟
گفت: دیگر نمی خواهم دود-
آن جنگل سوخته را تنفس کنم
( نذیر ابرار )

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 13:28

صفحه بندی