شایداین غصه ودردم بودازاه کسی
من که یک لحظه نبودم بدوبدخواه کسی
نه خطاسرزده ازمن،نه جفاوستمی
نه که چون دایره،بستم گذروراه کسی
چه کنم من،تواگر،دل بکنی ازدل من
ودراین تیره
شب نحس،شوی ماه کسی
توکه ازغیرت وپیشینه ی من مطلعی
ننشین باهمه جمعی،نروهمراه کسی
به جزازفقروگدایی،چه شده حاصل من
زفراق توکه حالا،شده ای شاه کسی
به امیدکرمت،منتظرمعجزه ام
نروم بی خودوبی ربط،به درگاه کسی
بنشان زلف خمت را،نسپارش به نسیم
نشوباحال غریبم،دل ودلخواه کسی